ای پلیس آسوده بخواب که اراذل بیدارند...

نیشخندداستان سفر اون جمعه بنده به تهران و بازتاب در رسانه (بلاگ وزین خودمان) این جمعهنیشخند

مبدا: اصفهان

مقصد: پایتخت

نیت: شرکت در آزمون مدرسه علمیه مشکات

روز: پنچ شنبه

ساعت حرکت:  23:55

قصد بنده خاطره گویی نیست بلکه یک سری درد دل است...

1ـ در مسیر از شاگرد شوفر سوال کردم کجا برای ناسر خسرو باید پیاده بشم. (ترمینال جنوب یا ...) اون هم با وجود شکل و شمایل غلط انداز خیلی مهربانانه گفت ناسرخسرو پیادت می کنم.

حاشیه: ابتدای مسیر گفتند بستن کمربرند اجباری شده. خنده

همه هم بستند اما به ترتیب کمربندها باز شد...

2ـ حدودای ساعت 5:30 دقیقه  صبح رسیدیم ناسرخسرو تا محل امتحان هم حدود پنچ دقیقه راه رفتیم. توی مسیر هم چند تایی مسجد دیدیم که بسته بود. با خودمون (من و اخوی) گفتیم خوبه بریم همون مسجد امام خمینی که مکان آزمون هست نماز می خونیم . اما چه جالب که بسته بود. نگران نماز بودیم که از وقت بگذره که یک کیوسک پلیس دیدیم به لطف خداوند دو تا موتور پارک بود اما کسی نبود یا بهتر بگم ای پلیس آسوده بخواب که اراذل بیدارند...!

بالاخره یک جایی دیدیم که باز بود. به نظرتان چی میتونست اون موقع صبح جمعه باز باشه؟؟؟

آفرین. یک مغازه کله پاچه. ازش سوال کردیم چرا مسجدها صبح نماز نمی شه. گفت: می ترسند اراذل حمله کنند و همه فرش و ... را ببرند. جالب بود کله پاچه ای نمی ترسید اما تولیت مسجد اون هم مسجدی که مکان آزمون بود می ترسیدند..بامن حرف نزن

خداوند خیرش بده. گذاشت وضو بگیریم و چند تایی روزنامه داشت که انداختیم زیرپا و نماز را خواندیم.

به به عجب اخلاصی. البته نماز را هم دو بار خواندیم. چون یک بنده خدا نگهبان آمد و  گفت به سمت بیت المقدس نماز را خواندیم... خداوند قبول کند.

3ـ به حدی پایتخت کثیف بود که به همون نگهبان گفتیم اینجا را تمیز نمی کنند و با افتخار گفت چرا ببینید چه قدر تمیزه! اگه روزهای دیگه بیاید خیلی کثیفه!!!

دیگه نمی دونم که اگه کثیف باشه چی میشه. همین طوری بوی تعفن و موش همه جا را گرفته بود. سبز

4ـ امتحان شروع شد و بسیار سخت بود در حد لالیگا بود. فکر کنم که فکر کرده بودند ما سطح داریم و می خوایم درس خارج بخونیم یا فکر کنم که المپیاد حوزه علمیه بود. اما به هرحال امتحان را به خوبی دادم و از قضا قبول هم ...  ..  .  (نشدم)

نتیجه اخلاقی:

تشویق قربون مکتب اصفهانی با مسجدهاش که صبح آدم را با صدای اذانش بیدار میکنند.

تشویق قربون مکتب اصفهانی با این همه مردم مومن و مذهبی و تر و تمیز.

تشویق و ...

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
هدی

سلام من همیشه میگم یکی از شهرهای ایران یا حتی فکر کنم تنها شهر ایران که در همه ی زمینه توش پیشرفت هست و مردمش اصالت خودشون و اعتقاد و مذهب خودشون رو تا حدود زیادی حفظ کردن اصفهان هست بدون تعارف. البته ربطی به پست نداشت این حرف و من خودمم اصفهانی نیستم ولی هر وقت بحث اصفهان بین دوستای اصفهانیم یا غیر اصفهانیم میشه اینو میگم.کاری هم ندارم که مثلا یه اصفهانی خوشش بیاد و یا دیگری بدش بیاد. نظرم در مورد این شهر هست. از پایتخت بدم میاد. ان شاءالله دفعه ی بعد قبول میشین. یا حق.

سد حمید

طلبه ای که قبله نما و سجاده دنبالش نباشه بیخود می خواد بره طلبه بشه یه مسجد هست خیابون ایرانشهر. باید میدون فردوسی ژیاده بشی یه خورده بالاترش. صبح ها نماز جماعت می شه بعدش هم تا ساعت هفت میذاره ملت بخوابن خیلی خوبه اتوبوس 12 همسفر هم در نوع خودش جالبه مخصوصا شاگردش که موفرفریه و اول کار مثل هواپیما بیانیه صادر می کنه ترون هم جنوبش کثیفه از وسط کار که رد بشی بهتر می شه اون بالاها که دیگه خیلی ... نتیجه اخلاقی : قربون اون کله کچلت برم و اخلاص نمازت قربونم بری

منصوره

قیول باشه حاجی گوشه جانمازتونم که تابلو ورود ممنوعه همه قوانینو رعایت کردین [لبخند] قبوله ایشالا

یحیی

این شکم توی عکس به درد طلبگی می خوره

دیوار

سلام. خوبی؟نمازت قبول باشه همینی که داری میخونی ها. حالا چرا داری تو نماز میخندی؟

مهرداد وطنی

سلام، بسی خندیدیم، البته همون حرفی را که زدی باید گفت، قربون اصفهان خودمون

دیوار

جواب سلام واجبه اخوی نماز صبح خون عزیز و مهربان یکی ازدوستام که خیلی هم دوسش دارم،هفته پیش به رحمت خدا رفت داغونم جون داداش،اونم خیلی زیاد داغونم

دیوار

بیست و یک سالش بود؛تو جاده تصادف کرد خیلی دلم براش تنگ شده خیلی داغونم؛الان درست دو هفته و یه روز میگذره

دیوار

ممنون که واسم دعا میکنی