ضرب و شتم دانشجویان اصفهان در دیدار سپاهان ـ الهلال توسط افراد ... (نیمه دوم)

همین طور حلقه محاصره کنندگان (بخوانید محافظان) تنگ تر می شد و اطراف ما را می گرفتند. تا اینکه جناب شاهمرادی عزیز به عنوان لیدر شروع کرد به یازهرا یازهرا گفتن. بچه ها هم همگی یک صدا یازهرا می گفتند و سینه می زدند. تقریبا کل ورزشگاه توجهش به طرف ما متوجه شد. عجب جلب توجهی. کمی عزیزان نیروی انتظامی نگران شدند. اما با یک پاتک پرچم های بحرین بیرون آورده شد و شعار ـ بحرین حُرّ حُرّا ـ در ورزشگاه طنین انداز شد. به چه اندازه زیبا بود و حمایت عزیزان نیروی انتظامی. بسیار محترمانه از ما پرچم ها را گرفتند تا خودشان نیز به جمع ما بپیوندند و یا در جایی آن ها را نصب کنند! ما هم گفتیم پرچم ها را بدهید از این پرچم ها زیاد آورده ایم...!!!

اما باز هم می گرفتند...

یکی از دوستان صحنه ای را مشاهده نموده بودند که جناب رحمتی می فرمودند شعار ندهید...؟؟؟؟

البته ایشان بسیار علاقه داشت در جمع صمیمی ما و نیروهای انتظامی باشند اما متاسفانه نمی توانست بیاد. در این گیر و دار بود که از لیدرهای سپاهان آمد و گفت شاید شما بنده را بشناسید. که با تعجب ما روبرو شد و همگی گفتیم نه!

گفت شعار ندهید چرا که سپاهان حذف می شود. ما هم بسیار منطقی گفتیم به درک که حذف می شود. در این اثنا نیروهای خدوم انتظامی به این نتیجه رسیدند که یاران سپاهان را نیز به یاری ما بشتابانند و از آنها کمک بگیرند به همین دلیل فحش های عزبزان به ما شروع شد و البته این جزئی از بازی بود و عادی شده بود لذا نیروی انتظامی که گوشش از فحش .... و ... پر بود و نمی توانست تاب شعارهای هنجار شکنی! مثل بحرین حر حر یا این گل اول ما هدیه به بحرینی ها را نداشتند و لذا کمی و فقط کمی ممانعت می کردند. البته انصافا دست به ما نزدند اگر هم زدند نوازش کردند و یا مسیر را به ما راهنمایی می نمودند.؟؟؟ کمی استراحت کردیم و دوباره دقیقه 85 شروع شد تا دقیقه نود. دیگه درگیری داشت به اوج می رسید که بچه ها گفتند برویم. ما که داشتیم می رفتیم دیدیم پرچم بزرگی در آوردند و بچه ها با نیروی انتظامی کشتی می گرفتند و بعضا پرچم به این طرف و آن طرف می رفت. یکی از حامیان سپاهان از ذوق این پرچم حدود سه چهار متر پرید روی سر بچه ها و البته این عمل هم با بچه های نیروی انتظامی هماهنگ شده بود. شعار بسیار عادی! (مرگ بر بحرین) از زبان های زیبای حامیان سپاهان طنین انداز شد و البته چون این عزیزان در مرحله تقیه به سر می بردند هیچ گونه ایرادی وجود نداشت. خلاصه در آخر یکی از بچه ها را گرفته بودند که بنده هم داستان کتک خوردنش را توی بلاگش دیدم (توی لینک ها بلاگ حسین شاهمرادی)  خیلی ناراحت شدم. انگار که حیوانی را گرفته باشند با او رفتار کرده بودند و عزیزان سپاهانی آزادانه به ما حمله می کردند.

در هنگام خروج بچه ها پراکنده شدند که بنده هم نگران شدم و گفتم یک اتفاقی می افتد. در هنگام خروج خواستم به گوشه ای پناه ببرم که مشت و لگد و فحش بود که عزیزان سپاهانی به نثار بنده می نمودند. ناگهان با لنگ یک نفر نزدیک بود چپ کنم. شهادتین را خواندیم اما به لطف خداوند نیافتادم چون خداوند می داند که بنده طاقت کتک خوردن ندارم. زود به سمت ماشین سد حمید رفتم که دیدم واویلا یکی دوید سمت من و به سمت ماشین پرتم کرد و می خواست یک دست کتک جانانه بزنه.

داد میزد و می گفت یک بار اومدید ورزشگاه بچه ها را زدید!

 بنده هم بسیار آرام گفتم: چی می گی عزیز! (البته از روی ترحم! نه ترس!!) ما سپاهانی ها را زدیم؟

 گفت: آره. ماهم اصفهانی هستیم.

گفتم: مگه ما مخالف سپاهان هستیم

گفت: نه، پس چرا می زدید؟

گفتم: مگه ما میزدیم؟

گفت: نمی دونم...

گفتم: برادران! نیروی انتظامی ما را به بار کتک گرفته بودند.

گفت: ای بابا... ولی خوب سپاهان محروم میشه.

خلاصه حسابی آخر کار آرام شد و رفت. الله اکبر از حسن اخلاق.

بعد از اون هم سریع رفتیم توی ماشین تا کس دیگه ای ما را ندیده بود جیم فنگ شدیم. پرچم که از بسیج قاپینگا کرده بودیم رفت و  چوبش را هم یکی از دوستان بیزحمت لای چرخ اتوبوس جاسازی کرده بودند. که هنوز اطلاعی از اتوبوس و صاحبش نداریم. در صورت یافتن چوب سریعا به ما اطلاع دهید....

بعد از آن هم در جلسه ای به تحلیل این وقایع پرداختیم...

نمی دانم چه بگویم. واقعا نمی دانستم فوتبال برای یک سری زندگی است. امیر قلعه نوعی امامشان است و سپاهان خدایشان! یکی از لیدرها ادعا می کرد که ما هم حسینی هستیم. ای کاش امام حسین علیه السلام در دم جوابش را می دادند. واقعا که همین افراد جلوی امام زمانشان می ایستند چرا که حاضر نیستند به قیمت جریمه شدن یا حذف شدن تیمشان برای مظلوم اقدامی نمایند. اگر تمامی ورزشگاه یک پارچه صدا میزد بحرین، آیا اتفاقی می افتاد.؟

افرادی که حاضر نیستند این قدر اندک هزینه کنند چه طور از جان و مال و ناموس برای امام می گذرند؟

اما ناراحتی بنده از فرزندان و برادران و همسران شهید! است که به قول آن عزیز گمنام آمده بودند برای نوازش و دلداری بچه های مذهبی.

/ 9 نظر / 5 بازدید
سامان

سلام سید جان من تبریزی ام کاش تو تبریزم یه بازی بود که نماینده عربستان می اومد و بی درنگ می رفتیم تا در راه خدا نوازشمان کنند. پیروز شدید به مولا مبارکتون باشه یا علی مدد[قلب]

شاهمراد

سلام بر حاج قاسم علامه حاجی این سبک نوشتن فقط مخصوص به خودته. یعنی اگه مطلبت توی هر سایت یا کتاب دیگه هم نوشته بشه بازم پیداست قلم کیه! کلا حاشیه قلمت بیشتر از متنه!!![خنده]

هدی

سلام واقعا کارتون جای قدردانی داره .. اگه از فوتبال محروم بشیم چه اشکالی داره؟ بازی فوتبال از ارزشهای ما مهمتره مگه؟.. حتما برای بعضی ها مهمتره که یک عده آرمان و ارزششون فوتبال شده! ... [گل]

دیوار

سلام. چه کردی با اینهمه پست های زیاد که یهو گذاشتی.حالا خوبه من دو روز نبودم ها تو این دو روز چه کارا کردی... خوب بود.همه اش رو خوندم.موفق باشی

soheil rajabi

حقتونه فهمیدین کتک خوردن چقدر حال میده احتمالا خرداد 88 رو یادت میاد که؟

...

نمیدونم چرا حتی دلم نمیخاد آدرس ایمیلم رو بزنم تا بفهمم چه جوابی می دی ... از ادم مریضی مثل تو که تا یه حرف بر خلاف عقاید مسخرت نوشته میشه زود مثل بچه هایی که کتک میخورن و زورشون نمیرسه و میرن باباشون رو میارن . تو هم دم از آی پی سیستم میزنی !!! بهر حال یه چیز بهت یاد دادن از کامپیوتر ... همین هم برات خوبه ... به قول خودت روستایی هستی دیگه ... الاغ ... توی روضه هایی که میری و به عشق آقامون گریه میکنی همیشه دادتون آسمون رو بر میداره که کاش توی زمان جنگ میبودیم تا توفیق شهادت نصیبمون میشد ... اسم وبلاگت رو گذاشتی قبل از پرواز ... وقت پرواز رسیده شیعیان بحرین رو دارن له میکنن جربزتون همینقدر بود !!! برین توی ورزشگاه و 5 دقیقه داد بزنین مگه توفیق نمیخاستید اینم توفیق کو مرد عمل !!! ما فکر میکردیم که اگه جنگ بشه شماها حداقل به درد گوشت جلوی توپ دشمن بودن میخورید ... هر وقت صجبت میشدید و از اخلاقتون و رفتارتون گله میشد میگفتم یه روز به درد میخورن و باعث میشن که حداقل این روزهای بدشون رو جبران کنن اما حالا میترسم مثل اخراجی های یک شماها میرزا بنویس جنگ بشین و منتظر بشین تا توفیقتون بشه

عاشق خدا

ببین ..... با این که می دونم نظرمو نمی ذاری ولی بدون تو که می گی در جبهه ی حق کتک میخوری .... کی بهت گفته راهی که میری حقه ....... به عظمت خدا سوگند تو همین دنیا نتیجه ی همی تملقات و ستم هایی که کردین رو می بینین مطمئن باش پسر........ خدا خیلی بزرگتر از اونیه که تو حتی فکرشو کنی

عاشق خدا

حرفی که زدم مربوط به حق و باطل بود .... ربطی به اهل بیت نداره .....

عاشق خدا

ببین عشق به خدا رو با چیزی جمع نبند.... هرچند تو که نمی فهمی ........