دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

نکات خواستگاری + سوالات خواستگاری

متنی که در پیش رو دارید حاصل مطالعات، شنیدن سخنرانی ها و تجربیات شخصی بنده در جلسات خواستگاری متعدد است، لذا بدیهی است ممکن است سوالات ذیل با نظرات عالیجنابان تغایر داشته باشد.

توجه 1: متن زیر به دلیل کپی شدن از نرم افزار آفیس دچار اخلال شده است، لذا بهتر است که فایل آفیس آن را از اینجا دانلود نمایید.

توجه 2: لطفا در صورت مفید فایده بودن این متن 14 صلوات سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق ایشان بفرستید.

توجه 3: استفاده از مطلب در سایر سایت ها و بلاگها  بدون ذکر منبع جایز است.

توجه 4: به دلیل طولانی بودن مطلب، متن را در ادامه مطلب قرار می دهم.جهت ورود به ادامه مطلب بر روی تیتر مطلب کلیک نمایید.

التماس دعا

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

این روزها زمستان است و هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... !

خیلی وفت بود جیزی ننوشته بودم گفتم بیام با انگشت سبابه روی گرد و غبار وبلاگم بنویسم :

اسلام به جز حب علی مایه ندارد                                            قرآن به جز وصف علی آیه ندارد

گفتم بروم سایه ی لطفش بنشینم                                         دیدم که علی نور بود سایه ندارد

میخواست قلم نقطه ی ضعفش بنگارد                                      بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

 


  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

دانلود سخنرانی دهه اول محرم (حسینیه روستازاده) ـ موضوع : سنت های الهی

 

 شب اول      (یکم محرم الحرام ـ موضوع: سنت ابتلا و امتحان)

 شب دوم     (دوم محرم الحرام ـ موضوع: سنت امداد)

 شب سوم   (سوم محرم الحرام ـ موضوع: سنت هدایت)

 شب چهارم  (چهارم محرم الحرام ـ موضوع: گناه و اصرار بر گناه)

 شب پنچم    (پنجم محرم الحرام ـ موضوع:کوچک شمردن گناه)

 شب ششم  (ششم محرم الحرام ـ موضوع: خشنودی از گناه و انواع گناه صغیره)

 شب هفتم    (هفتم محرم الحرام ـ موضوع: زمینه های گناه)

 شب هشتم  (هشتم محرم الحرام ـ موضوع:گناهان کبیره ـ شرک خفی)

 شب نهم       (نهم  محرم الحرام ـ موضوع: شرک خفی <اثبات ولایت فقیه>)

 شب دهم     (دهم محرم الحرام ـ موضوع: خلاصه ده شب + ریا در اعمال )

 

 

 

 

دوستان و عزیزان گرامی به دلیل اینکه این اولین تجربه منبر حقیر میباشد لذا خواهشمندم با انتقادات سازنده ی خود بنده را جهت بهبود سخنرانی ها یاری رسانید...

 

و من الله توفیق ...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

انسان حیوان متفکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

 

متن زیر مقایسه ای بین حیوان و انسان است. هر اندازه که سعی کردم متن جدی شود نشد. لذا دوستان ایراد نگیرند. در این متن سعی کردم همه جور مطلبی بیارم از فرهنگ شروع شده تا اقتصاد و سیاست و ... ان شا الله که مورد رضایت خداوند قرار بگیرد.

در پایان مطالعه متن با کمی تفکر باید گریست . البته نه اینکه مطالب بنده ارزش تفکر و گریستن داشته باشد بلکه حقیقت تلخ است...

در کتب قریبه (!) آورده اند انسان همان حیوان است که نفکر دارد و با اختیار خود خواه ملک است خواه انسان خواه حیوان خواه آدم .

اما برای اینکه از حیوان برتر باشیم بد نیست مقایسه ای میان انسان و حیوان داشته باشیم تا بل بتوانیم به ز آن باشیم.

حیوان :

 تا قبل از سیر شدن به دنبال غذا میگردد.

تا قبل از رفع عطش به دنبال آب می گردد.

تا قبل از گرم شدن به دنبال سرپناه میگردد.

تا قبل از اغنا شدن حریف با او میجنگد.

تا قبل از مضر بودن آشنایان اقدام به خونریزی نمیکند.

تا قبل از احساس خطر اقدام به قدرت ورزی نمیکند.

تا قبل از مرگ همین کارهای معمولی را انجام میدهد.

اما حیوان متفکر (انسان)

تا قبل از سیر شدن به دنبال غذا میگردد و بعد از سیر شدن به فکر این می افتد که روزهای بعد چگونه سیر می شود و مدام به فکر نقشه کشیدن برای مردم است.

تا قبل از رفع عطش به دنبال آب می گردد و بعد از رفع عطش به فکر طرق مکیدن خون مردم فرو میرود.

تا قبل از گرم شدن به دنبال سر پناه می گردد و بعد از سرپناه پیدا کردن به فکر تغییر دکوراسیون سرپناه می افتد و به فکر تغییر دادن وضع زندگی و تغییردادن وسایل منزل حداقل هر شش ماه و بعد از اینکه فکر او به جایی نمی رسد به فکر حسادت فرو میرود و اینکه با دوز و کلک یک سرپناه گنده تر پیدا کنم.

تا قبل از اغنا شدن حریف با او می جنگد و بعد از اغنا شدن روی به فحاشی می آورد و بعد از فحاشی تا منزل او میرود اگر زورش برسد او را آن قدر که میخورد می زند و اگر نتوانست سریع چاقو کشی می کند و او را از پای در می آورد. در غیر این صورت به فکر فرو میرود که چگونه می تواند او را از پای در آرود و یا زیر آبی حسابی از او بزند. فکرش به جایی قد نمیدهد چرا که او عددی نمیباشد. فکر دیگری به ذهنش می رسد اینکه در زندگی زناشویی آن بدبخت چگونه تفرقه بیاندازد. همینگونه که در فکر است و مدام فکر میکند خیال می کند چه خوب که حیوان متفکر است و این همه فکر خوب به ذهنش می رسد.

تا قبل از احساس خطر اقدام به قدرت ورزی چرا نکند میکند. بلکه تا جایی که بتواند برای قدرت و شهرت دست وپا میزند بعد که به نان و نوایی رسید به فکر فرو میرود که راهی بیابد تا بقیه نتوانند به او برسند. با فکر خود می اندیشد چگونه راه زیر آب زنی را خنثی کند چرا که خود بدین گونه به این مقام رسیده است. اما در همین حین به فکر رییس و روسای خود نیز هست که چگونه با چاپلوسی بتواند در دل آنها جا بازکند. با فکر خود مروری بر روند گذشته می کند تا افرادی که خیلی قالتاق بوده اند را بیابد و بتواند چند هزار میلیونی اختلاس کند خوب که فکر می کند با خود می گوید من که اختلاس می کنم پس چند هزار میلیارد تومان اختلاس کنم. بعد به فکر دادگاه ها فرو میرود. کمی می ترسد چرا که اگرگیر محسنی اژه ای بیفتد پدرش را در می آورد اما بالاخره در دادگاه پر است از قضات عین خودش . در آخر کاری هم که نتواند بکند خانه ای در ونکوور می گیرد تا راحت برود آب گیلاس هویج بنوشد. فکرش خیلی درد گرفته است. کمی قرص می کند.

تا قبل از مرگ غیر از اینها انواع کارهای دیگری هم که بتواند انجام میدهد. که منشا آنها تفکر است . اعم از کینه توزی، حسادت، غیبت، تهمت، جنایت، دزدی، دروغ گویی، تجاوز و .....

البته مهم ترین فکری که در ذهنش دارد این است که چگونه نظام را نابود کند و به همه اثبات کند که او شخص اول مملکت است. عده ای در ذهنش جمع میشوند. باید پست های گوناگون را نون خور خود بکند. از امام جمعه های شهرهای بزرگ و کوچک گرفته تا آبدارچی دانشگاه آزاد اسلامی ( بخوانید مرکز استراتژیک مستقل غیر اسلامی ) . این گونه یک مشت نفهم را در دستان خود دارد. در اینجا فکرش خیلی خیلی درد گرفته است نمیداند با شخص اول اصلی مملکت چه کار کند. فایده ای ندارد این یکی راهی ندارد جز نیرنگ. حال باید ساعت ها فکر کرد که حال این مردم را بگیریم که فکر کرده اند میتوانند فکرهای ما را نابود کنند.  فکرش بسیار بسیار درد گرفته است دیگر پیر شده است و اواخر عمرش است . حضرت عزرائیل هر چه اصرار می کند می گوید هنوز فکر داردم خواهشا من را نبر ... در گوشه ای از ذهن فکر پسر بچه ی کوچک نازش اذیتش میکند چرا که می گویند او انسان شارلاتانی است و پول مملکت را خورده و قی نکرده... یعنی کرده اما توی دهان یه مشت اراذل و اوباش و ضد نظام. بیشتر که فکر میکند می بیند دخترک کوچکش را که چگونه با دست و پاهای بلورینش میرود که بستنی بخرد ولی به ناگاه به روی وانتی می رود و سخنرانی می کند. او مایه ی افتخار پدر است. چه سخنرانی زیبایی ! عزیزم. اما این ها همه فکر است و نتیجه ی اینکه قرعه به نام من دیوانه زدند... در آخر فکری به ذهنش می رسد و آن فتنه گری است. در فکر خود به وهم می رود. در این حال خود را بر روی تختی در باغی پر از درختان پسته متصور می شود. تاجی بر سر او نهاده اند و آن تاج پادشاهی ایران است. دوستانش در کنارش در حال خوردن از ته مانده غذای او هستند به سان سگانی که له له کنند غذا میل مینمایند. مردم همه خوشحال هستند از اینکه پولهایشان در جیب پادشاه جوان و بی ریش است (ببخشید بی ریشه) مردم آزادانه می توانند هر اندازه که خواستند از پادشاه بی نام خود تعریف (!) نمایند. در این هنگام که در فکر غرق شده است یک بچه بسیجی مومن به شدت در گوش آن میزند و میگوید پاشو که کور خوندی تا سرباز امام خامنه ای هست هیچ کس غلطی نمیتواند بکند .

 

و این است تفاوت ها و شباهت های حیوان متفکر و انسان ...

                  حال شما بین حیوان بودن و حیوان متفکر بودن کدام را انتخاب می نمایید؟

 

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

خورشید ولایت

در حجره ی حقیر چند تایی از انواع کوچکترین پرندگان به نام فنچ یافت می شود. این حیوان ناز یک خصلت جالبی دارد و اینکه در زمان تاریکی وقتی روزنه ای نور ببیند به سمت آن حرکت میکند.

در همین لحظه گفتم چه اندازه ما انسان ها عقب هستیم که سالیان سال در ظلمت به سر میبریم و  بر بودن در ظلمت اصرار می ورزیم در حالیکه خورشید در روبرویمان است.

 

 

به نظرت این جمله قصار تکبیر نمیخواد ...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

السلام علیک یا فاطمـــــة الزهــــــــــــراء بنت رسول الله

اللهم صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنی ها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط  به علمک

 

جای دوستان خالی دیشب هیئت فاطمیون قم حضرت آقاتهرانی صحبت های زیبایی داشتند. بعد از ایشان مداح اهل بیت حاج مهدی سلحشور به فیض رساندند. هیئت فاطمیون قم از اون هیئت هایی است که خیلی دمشان گرم است. یعنی یک اکیپ انقلابی و حزب اللهی ناب. این را گفتم فکر نکنید بنده جاهای بد میرم.

اما نکته ای که از آن شب قصد نوشتن دارم بلکه قلم حقیر متبرک به نام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و شهدای راه ایشان گردد خاطره ای است بسیار زیبا که حضرت آقاتهرانی بیان نمودند.

ایشان تعریف کردند(مضمون): "یکی از رفقای ما که خیلی با هم رفاقت داشتیم آقا رحمت الله بود. خداوند رحتمش کند. آقا رحمت الله میثمی. هر وقت که مراسمی میگرفتیم بنده روضه ای میخواندم، اما هر وقت روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها را میخواندم ایشان به شدت همان ابتدای جلسه گریه شان می گرفت و آن قدر ناآرامی میکردند که قش می کردند و از ترس اینکه حال ایشان به هم بخورد همیشه روضه ی حضرت فاطمـــــــــــــــه سلام الله علیها نیمه کاره تمام میشد. یک بار به ایشان گفتم آخر عزیز جان این طور که نمیشود هر وقت ما روضه حضرت را میخوانیم شما این گونه می کنید و روضه به هم میخورد. ایشان یک نگاهی به بنده کرد و گفت: آقا مرتضی یک چیزی بهت میگم به کسی نگو، هر وقت که شما روضه حضرت را شروع می کنی من حضرت را توی مجلس می بینم"

این مطلب فقط یک خاطره نبود یک حقیقت بود. اگر شهادت را می خواهیم باید چشم دلمان باز شود باید گوشمان بشنود صحبتهای حضرت را و البته بیشتر شهدا اینگونه بوده اند.

انشاالله که ما به آنها ملحق گردیم.

و اما یک قسمت زیبایی که توی روضه ی ایشان بود: (برای خودتو با روضه بخونید)

" امام حسن علیه الصلاة و السلام رسیدند خدمت سلمان. سلمان درب را باز کرد. دید حضرت با شال سیاه درب خانه ایستادند. سلمان میگوید: دلم بی قرار شد . گفتم حسن جان بگو چه شده؟ برای چه آمده ای؟ چرا با این حال آمده ای؟ حضرت فرمودند: یا امّاه... ای سلمان بابام علی (علیه السلام) گفت سلمان را برای تشیع جنازه ی مادرت خبر کن.

سلمان تعریف میکند: نزدیک خانه که شدم با خود گفتم چرا صدای شیون و ناله از خانه بیرون نمی آید. (آخه خونه ای که بی مادر بشه بچه ها ضجّه میزنند) . همچین که به خانه رسیدم وارد خانه که شدم دیدم بچه ها آستین به دهان گرفته اند و گریه میکنند. هم چنین که فهمیدم امر امام (علیه السلام) است من نیز گوشه ای نشستم و در دل خود گریه کردم. به ناگاه صدای فریاد امام (علیه السلام) بلند شد...." و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

اما خصلتی که درس های اخلاقی این استاد بزرگوار دارد ته مایه های سیاسی در جلسه ایشان است. در قسمتی از بحث پیرامون رابطه با آمریکا فرمودند: (مضمون)

" اونایی که میگند با آمریکا حرف بزنیم می ترسند ترسشون هم به خاطر عدم اعتقاد و اعتماد به ولایته....

یه سری هم که اگه دشمنی نخواند بکنند باید بگذاریم به حساب پیریشون که یه سری مسائل را نمی فهمند. البته دیگه آخرای کاره و به ریچارد گفتن افتادند"

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

شعری زیبا

نمیدونم چرا تا این اندازه با شعر زیر حال میکنم. انگار که هزاران سال سخنرانی را توی این دو بیت سنایی قرار داده...

وااااااای که خیلی باحاله . نمیدونم چرا ولی گفتم همین جوری روی بلاگ قرار بدم !

از پى ردّ و قبول عامه خود را خر مکن
زانکه کار عامه نبود جز خرى یا خرخرى
گاو را باور کنند اندر خدایى عامیان

نوح را باور ندارند از ره پیغمبرى

روی بلاگ گروهیمون  کاملترش را هشتم. شایدم نهم. البته منظورم کامل مقاله است. نه شعر . شعر همین اندازه است. البته فکر کنم.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ازدواج موقت ( قسمت اول » اهمیت اعتقاد به متعه و نگاه اهل بیت علیهم السلام)

مقدمه: این مطلب را می نگارم و با افتخار و عزت در بلاگ خود قرار میدهم باشد که در سحرای محشر در زیر نگاه حضرت زهرا سلام الله علیها آب نشوم و بتوانم اسم خود را در جمع یاران علویون قرار دهم.

خطاب به امیر مومنان (علیه السلام) : آقاجان، مولا جان، دل و جانم فدای شما و فرزندانتان. این مطلب را برای رضایت جنابعالی قرار می دهم. گنه کاری هستم بلکه رضایت کوچکی از شما در پرونده بنده باشد و در این راه از گفتن حق و حقانیت هراسی ندارم...

به نام آفریدگار رحمان و رحیم

 

بحث در مورد این موضوع را میخواستم به مدتها بعد موکول نمایم. اما به دلیل اینکه با این موضوع متاسفانه در جامعه به شدت سلبی برخورد می گردد و متاسفانه تر اینکه در خانواده های مومن ما تقبیح می شود و به دلیل اینکه مشاهده کردم این مشکل تا بیخ گوش خود بنده و نزدیک ترین دوستانم هضم نشده است و از آنجا که  ازدواج موقت از ضروریات دین است و عدم اعتقاد به آن مشکل ساز می باشد لذا بر آن شدم که از این جمع کوچک خودمانی شروع نمایم.

تا بلکه به حول و قوه ی الهی با ادله نقلی و عقلی بتوانیم این سنت الهی را در جمع کوچک خودمان از انزوا و مهجور واقع شدن بزداییم.

چندین سوال بسیار در این مورد اصلی به نظر می رسد. اما قبل از هر چیز می خواهم یک نگاهی به خودتان و خانواده خود بیاندازید. همین الآن نزد خودتان و خدای خودتان بروید و بگویید اعتقادتان نسبت به مساله  ازدواج موقت چیست؟

پاسخ را منصفانه نزد خود داشته باشید که آیا قلبا اعتقاد دارید یا برای اینکه تنها در الفاظ و ادعا آن هم برای اینکه تکفیر نشوید قبول دارید؟ آیا دلتان نسبت به این مساله دینی روشن است یا دیدی بسیار عقب مانده نسبت به این مساله و افرادی که به این کار مبتلا میشوند دارید؟ آیا فقط نظرتان این است که خداوند یک راهی گذاشته است که نباید اجرا شود و قانون های بهتری است یا خیر معتقید پروردگار عالمیان کار عبث نمی کند؟ آیا در ترویج ازدواج موقت در جامعه مشکل دارید؟

در پاسخ به این سوال خیلی منصفانه به خود جواب دهید که: انصافا چه تفاوتی میان هرزگی و فاحشگی با صیغه شدن وجود دارد؟

(البته چون این بحث دقیق و علمی است خواهشا دوستان کمی با جنبه عمل کنند. واقعا برخی مواقع نمی شود از الفاظ دیگری استفاده نمود چرا که حق مطلب ادا نمی گردد)

نگاه شما به این بحث چیست؟ آیا نگاه شما این است که یک شخص مجرد مثال گربه ای را دارد که دستش به گوشت نرسیده و اکنون این بحث را راه انداخته است؟ آیا نگاه شما این است که این عمل ناراحتی امام زمان (عج) را در پی دارد؟ آیا معتقدید افراد هوس باز به این سمت کشیده می شوند؟

اما خواهشا به پرسش های بالا نزد خودتان با خلوص پاسخ دهید، بلکه بتوانیم به یک نتیجه ای برسیم. البته نتیجه مهم نیست و مهم این است که حق گفته شود و به اطلاع دیگران برسد...

سعی بنده در این مقاله پاسخ دادن به پرسش های زیر می باشد.

اهمیت اعتقاد به متعه چیست؟

ازدواج موقت در نگاه اهل بیت؟

ازدواج موقت با دختران باکره..

نظر عنلما پیرامون مساله ازدواج موقت؟

ازدواج موقت در نگاه عرف جامعه؟

ترویج ازدواج موقت ؟

آیا فاحشگی با صیغه شدن تفاوتی دارد.؟

ایا ازدواج موقت برای مجردین است یا متاهلین؟

الف) اهمیت اعتقاد به متعه (و نگاه اهل بیت علیهم السلام به ازدواج موقت)

دوستان خواهشا همگی توجه نمایند. منظور بنده از اعتقاد وجه کامل آن می باشد یعنی اعتقاد زبانی، قلبی و عملی. همانگونه که دوستان مستحضر هستید اعتقاد زبانی از کمترین اعتبار برخوردار است و اعتقاد قلبی کافی نیست بلکه اعتقاد عملی وجه تام و تمام آن در تمامی مباحث الهی و دینی ماست. بنابراین با کوچک ترین مشکل در یکی از این انواع اعتقادی نمی توان به سرمنزل مقصود رسید. اما به نظر می آید اعتقاد عملی در بحث همان تلاش برای ترویج، انزوا زدایی و اجرای این سنت الهی می باشد و عمل به این حکم یکی از وجوه اعتقاد عملی به ازدواج موقت می باشد.

متعتان کانتا محللتان فی زمن رسول اللَّه و انا احرمهما و اعاقب علیهما متعة الحج و متعة النساء

این حکم را همه ی دوستان شنیده یا خوانده اید.حکمی که هیچ شیعه وسنی در انتساب آن به خلیفه دوم شکی و شبهه ای ندارد، بنابر این اهمیت اعتقاد به این مساله اظهر من الشمس می باشد چرا که عدم اعتقاد به متعه یعنی مقلد بلاواسطه خلیفه دوم شدن.

سید محمد حسن قوچانی اعلی الله مقامه در کتاب سیاحت شرق می نویسد در عمل متعه تولی و تبری وجود دارد تولی به خاطر روی آوردن به دستور الهی و تبری به خاطر حکم دشمنان اهل بیت و پیامبر صلوات الله علیه و آله.

بعد از این استدلال عقلی نقلی استدلالات نقلی دیگری نیز وجود دارد. من جمله ی آن نزول آیات قرآنی:

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۲۴﴾

در ادامه مطلب (پاورقی 1 و 2 )

روایات و احادیث متعددی نیز پیرامون اهمیت این موضوع می باشد. تا بدانجا که اعتقاد به این مساله جزو نشانه های ایمان مومنین آمده است از طرفی اعتقاد به متعه در کنار اعتقاد به مساله رجعت آورده شده است. آیا اهمیت اعتقاد به این موضوع آن چنان نیست که انسان را به شک بیاندازد. همانگونه که می  دانید شیعه نیست کسی که به رجعت اهل بیت اعتقاد ندارد.

بنابر این به نظر می آید این مساله با مسائل مستحب و مستحب موکد و مکروه و غیره تفاوت زیادی دارد و مثلا هرگز نمی توان پنیر خالی خوردن را در کنار این مساله قرار دهیم.

صفات الشیعة / ترجمه توحیدى، ص: 81

حدیث چهل و یکم‏

عبید اللَّه گفت: امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود:

هر کس به شش چیز اقرار کند، مؤمن است: بیزارى از طغیانگران و ستمگران، اقرار به ولایت [اهل بیت پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏]، ایمان به رجعت [آل محمّد علیهم السّلام‏]، حلال شمردن متعه‏، حرام دانستن مارماهى و مسح نکردن بر روى کفش.

صفات الشیعة / ترجمه توحیدى، ص: 131

فضل بن شاذان گفت: حضرت امام رضا علیه السّلام فرمود:

هر کس به یگانگى خدا اقرار کند و مشابهت خدا را با خلقش انکار نماید، و خدا را از آنچه شایسته او نیست منزّه بدارد و اقرار کند که او صاحب نیرو، قدرت، اراده، خواست، خلق، امر، قضا و قدر است و افعال بندگان، به گونه خلق تقدیرى و نه خلق تکوینى، مخلوق اوست و گواهى دهد که محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم رسول خدا و على علیه السّلام و سایر امامان بعد از او علیهم السّلام حجّتهاى خداوند هستند، و دوستان آنها را دوست بدارد، و دشمنانشان را دشمن بدارد، از گناهان کبیره دورى کند، به رجعت و دو متعه‏ (متعه حجّ و متعه نساء) «1» اقرار کند، به معراج و سؤال [نکیر و منکر] در قبر، حوض کوثر، شفاعت، خلق شدن بهشت و دوزخ، پل صراط، ترازوى [سنجش اعمال‏]، برانگیخته شدن [از قبر]، دوباره زنده شدن، پاداش [نیک و بد اعمال‏] و حسابرسى [در روز قیامت‏] ایمان آورد، مؤمن حقیقى است و از شیعیان ما اهل بیت علیهم السّلام مى‏باشد.

............................

خارج از این گونه احادیث که به وفور در کلام اهل بیت یافت می شوند احادیث و روایات عجیبی مبنی بر اینکه حتما هر مومنی در زندگی ازدواج موقت داشته باشد اگر چه برای یکبار،  وجود دارند.

الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 622

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 103

و [سؤال:] از مردى که حقّ مى‏گوید و معتقد به متعه‏ است، و قائل به رجعت مى‏باشد، جز آنکه او همسرى دارد که در تمام امور او سازگار و موافق است، و آن مرد با همسرش عهد بسته که با داشتن او ازدواج نکند، و نه متعه‏ کند، و کنیز هم اختیار ننماید، و به این عهد حدود نوزده سال عمل نموده و به گفته خود وفا نموده، ولى گاهى پیش‏ مى‏آید که چند ماهى از منزلش بیرون است و متعه نمى‏کند و نفس او نیز به این کار تحریک نمى‏شود، ولى مى‏بیند رعایت این کار او را در دیده دیگر همراهان (شیعه) او- از برادر و فرزند گرفته تا غلام و وکیل و دیگران- سبک ساخته است، ولى با این حال او میل دارد از سر محبّتى که به همسرش دارد و صیانت او و نفس خود بر همان عهد باقى بماند، نه براى تحریم متعه که خداوند را بدان معتقد است، با این اوصاف آیا در این ترک و کناره‏گیرى گناهى متوجّه او خواهد بود یا نه؟

جواب: براى او مستحبّ است که خداى تعالى را با انجام متعه اطاعت کند تا عهد و حلف در معصیت از او زایل شود؛ هر چند براى یک مرتبه.

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 103

جمیل بن صالح گوید: «بعضى از یاران‏مان به امام صادق علیه السلام گفت: متعه برایم خوشایند نیست سوگند یاد کرده‏ام که هرگز زنى را به متعه نگیرم. حضرت به او فرمود: تو اگر از خدا اطاعت نکنى معصیت او را خواهى کرد.»

و احادیث و روایت دیگر پیرامون استحباب متعه:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 101

على سائى گوید: «به امام کاظم علیه السلام گفتم: فدایت شوم! در گذشته متعه مى‏کردم ولى بعدها از آن بدم آمد و آن را مشؤم دانستم لذا با خداوند در بین رکن و مقام عهد بستم و نذر و روزه بر خود واجب کردم که دیگر ازدواج موقّت نکنم هم اکنون پس از آن پیمان و عهد، کار بر من سخت شده است و از سوگندى که خورده‏ام پشیمان هستم و توانایى ازدواج دائم و آشکار را ندارم.

حضرت به او فرمود: تو با خداوند پیمان بسته‏اى که او را اطاعت نکنى و به خدا سوگند اگر از خداوند اطاعت نکنى قطعاً او را معصیت خواهى کرد.»

............................

هم چنین روایت عجیب دیگر:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 99

عقبه گوید: «به امام باقر علیه السلام گفتم: کسى که متعه مى‏کند پاداش و ثواب دارد؟ حضرت فرمود:

اگر با متعه کردن خدا را منظور بدارد و نیز مخالفت با کسانى که متعه را قبول ندارند کلمه‏اى نمى‏گوید مگر اینکه خداوند براى او در برابر آن کلمه حسنه‏اى مى‏نویسد و دستش را به سوى زن دراز نمى‏کند مگر اینکه خداوند حسنه‏اى برایش مى‏نویسد و چون به زن نزدیک شود خداوند در برابر این براى او گناهى را مى‏آمرزد و چون غسل کند خداوند به اندازه‏اى که آب بر مویش مى‏گذرد براى او گناه مى‏آمرزد.

گفتم: به تعداد مو؟ حضرت فرمود: آرى به تعداد مو.»

............................

و اما برای عزیزانی که بعضاً دوست ندارند با این کار صحیح پیراهن نجابت و عصمت خود را آلوده نمایند:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 97

امام صادق علیه السلام فرمود: «مردى نیست که متعه کند و سپس غسل نماید مگر اینکه خداوند از هر قطره‏اى که از بدن او مى‏چکد هفتاد فرشته بیافریند و آنان تا روز قیامت براى او استغفار کنند و آنان کسى را که از متعه دورى مى‏کند تا قیام قیامت لعن مى‏کنند.»

............................

بنده شخصاً حرفی برای گفتن ندارم. به نظر می آید این حدیث از رییس مذهب برای تمامی استدلالات کافی باشد. عزیزان خواهشاَ توجه نمایید، حضرت می فرمایند آنان که از متعه دوری نمایند را لعنت می کنند نه کسانی را که اعتقاد ندارند و یا مخالفت می نمایند...؟!!!!

حالا اگه کسی جرات داره دوری کنه......

امام باقر علیه السلام فرمود: «چون پیامبر صلى الله علیه و آله را شبانه به آسمان بردند فرمود: جبرئیل علیه السلام به من رسید و گفت: اى محمّد! خداوند تبارک و تعالى مى‏فرماید: «من کسانى از امت تو را که متعه مى‏کنند بخشیدم.»

............................

ابوبصیر گوید: «خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، حضرت به من فرمود: اى ابامحمد! از آن زمان که از خانواده‏ات بیرون آمدى متعه کرده‏اى؟ گفتم: نه. حضرت فرمود: چرا؟ گفتم: پولى که دارم به این کار نمى‏رسد. ابوبصیر گوید: حضرت دستور داد یک دینار به من بدهند و حضرت فرمود:

سوگندت مى‏دهم به منزلت نروى مگر اینکه این کار را انجام دهى.»

............................

 اسماعیل جعفى گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: اى اسماعیل! امسال متعه کرده‏اى؟ گفتم:

آرى. حضرت فرمود: منظورم متعه حج نیست. گفتم: پس منظور شما چیست؟ حضرت فرمود: متعه زنان. گفتم: با دخترى بربرى‏ «1». حضرت فرمود: آرى. براى من نقل کردند: اى اسماعیل! هر چه را یافتى متعه کن گرچه زنى سندى‏ «2» باشد.

(1). بربر قومى در مغرب افریقیا است. اطلاقات دیگر نیز دارد.

(2). سند شهرهایى در هند و یا نهرى است در هند و سندیّه زن منسوب به آنجا را گویند.

............................

امام باقر علیه السلام فرمود: «خوشى مومن در سه چیز است: بهره‏مندى از زنان، مزاح با دوستان و نماز شب.»

............................

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 95

امام صادق علیه السلام فرمود: «من براى مرد دوست مى‏دارم که از دنیا بیرون نرود تا اینکه گرچه یک بار هم که شده متعه کند و نماز جمعه را به جماعت بخواند ...»

امام صادق علیه السلام فرمود: «براى مرد مستحب است که ازدواج موقّت کند و من براى مردى از شما دوست ندارم که از دنیا برود مگر آنکه گرچه یک بار هم که شده متعه کند.»

محمّد بن مسلم گوید: «امام صادق علیه السلام به من فرمود: متعه کرده‏اى؟ گفتم: نه. حضرت فرمود: از دنیا بیرون نرو مگر اینکه سنت را زنده بدارى.»

............................

از این مطلب اخیر می توان فهمید که این عمل یک سنت الهی است و به فرموده امام صادق (ع) باید آن را احیا نمود.

شاید برای برخی امر هنوز هم مشتبه نشده است و با خود بگویند ما با ازدواج دائم رضای الهی را کسب می نماییم و نیازی به متعه نداریم ( البته این فرض با وجود ذکر مسائل بالا محال است) که لازم است این روایت زیبا را مشاهده نمایند:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 95

اسماعیل بن فضل هاشمى گوید: «امام صادق علیه السلام به من فرمود: از آن زمان که از خانواده‏ات بیرون آمده‏اى متعه کرده‏اى؟ گفتم: به دلیل زنان بسیارى که با من هستند (و مى‏توانم با آنان مباشرت جنسى کنم) خداوند مرا از متعه بى نیاز ساخته است. حضرت فرمود: گرچه از متعه بى‏نیازى ولى من دوست دارم که سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله را زنده کنى.»

............................

در کتاب‏ من لایحضره الفقیه‏ آمده است: «روایت شده که مومن کامل نمى‏گردد تا آنکه متعه کند.»

............................

در آخر کلام توجه شما عزیزان را به سخن گهربار امیرالمومنین (علیه السلام) ضمن داستانی جلب می نمایم.

نهج الحق و کشف الصدق / ترجمه کهنسال، ص: 294

 از طریق طبرى روایت شده که عمر به مردى که از شام آمده بود گفت: چرا آن عمل را انجام دادى؟ او پاسخ داد: من در زمان پیامبر متعه مى‏کردم و رسول خدا از آن نهى نکرد تا از جهان رفت. ابو بکر نیز چنین بود، اما تو از آن نهى مى‏کنى. عمر گفت: قسم به آنکه زندگیم در دست اوست اگر پس از آنکه نهى من به تو رسیده بود، متعه مى‏کردى ترا سنگسار مى‏کردم. ازدواج را آشکار کنید تا از زنا باز شناخته شود. (یا از متعه کناره بگیرید تا ازدواج از زنا تمیز یابد.) نیز تهدید عمر به سنگسار، نشان مى‏دهد که او متعه را زنا مى‏دانسته است. در میان همه یاران پیامبر هیچ روایت یا اثرى که بیانگر نسخ آیه متعه باشد وجود ندارد و گفتار صریح عمر که «من از آن نهى مى‏کنم» بر این مطلب دلالت دارد. در کشاف، ج 1، ص 360، آمده است: آیه «زنانى که از آنها بهره جنسى بردید» در باب متعه نازل شده و ابن عباس آن را در شمار آیات محکم، یعنى آیاتى که نسخ نشده‏اند آورده است. اگر خواهان حقیقت باشیم و حق پژوهش را بجاى آوریم در مى‏یابیم که جز حدس و گمان عمر، هیچ دلیل شرعى بر تحریم متعه وجود ندارد. عمر گمان برد که متعه همان زناست و بجا آورنده آن سزاوار سنگسار، پس متعه را به عنوان یک حکم دینى از نزد خود، تحریم کرد. کسانى که مى‏پندارند عمر متعه را به سبب مصلحت اجتماعى مسلمین تحریم کرد، ندانسته‏اند که با این فرض، عمر باید آن را تحریم مدنى مى‏نمود نه تحریم تشریعى و دینى. پس سخن ایشان تفسیرى است که صاحب رأى به آن راضى نیست.

امیر المؤمنین على علیه السّلام مى‏فرماید: «اگر عمر متعه را تحریم نمى‏کرد، جز تیره بخت، کسى دامن به زنا نمى‏آلود.» و نیز فرمود: «اگر پیشتر، عمر نهى نکرده بود من به متعه فرمان مى‏دادم و آنگاه جز تیره‏بخت کسى زنا نمى‏کرد.» (بنگرید: الدر المنثور، ج 2، ص 140، به طریقه‏هایى، تفسیر الطبرى، ج 5، ص 9، کنز العمال، ج 8، ص 294، التفسیر الکبیر، ج 10، ص 50).

............................

دوستان خواهشاً توجه نمایند این کلام امیر مومنان علیه الصلاة و السلام است، نه سید قاسم. استدلال امیر المومنین این است که با ترویج صیغه هرگز کسی به زنا روی نمی آورد مگر سیاه بخت. خواهش می کنم دوستان دقت نمایند. بغض نداشته باشند.

اصلا می خوام این قسمت را خودمونی بنویسم. باباجون تو رو خدا کسی هست که به امیرالمومنین (علیه السلام) هم بخواد گیر بده و بگه

نه بابا بریم ازدواج دائم را ترویج کنیم چرا ازدواج موقت ... (که البته صحبت ما اینه که هر دو را ترویج نماییم)

 

در آخر می خواهم از همه عزیزانی که این متن را با توجه مطالعه فرمودند دوباره به قلب خود رجوع نمایند و مشاهده نمایند آیا قلبشان آرامش گرفت یا هنوز هم خدای ناکرده فی قلوبهم مرضٌ است ...

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

حکم عدول از حضرت آیة الله وحید خراسانی به حضرت آیة الله خامنه ای

 

 

سلام

راستش به دلیل نتایج انتخابات اصفهان اصلا حال و حوصله ی قلم زدن را ندارم . به خصوص اینکه از دست برخی خیلی ناراحتم. در صدر همه ی آنها از خودم و دوستانم به خاطر کم کاری در این انتخابات ناراحتم. جبهه پایداری اصفهان هم که باید جواب امام زمان را یه لنگا پا اون طرف بده. حالا نمی دونم چه طور این امکان داره...

اما این پست را به درخواست یکی از خوانندگان گرامی قرار می دهم که قابل دانسته اند و از بنده راهنمایی می خواستند. البته بنده نه علمی دارم و نه تجربه ای که بخواهم کسی را  راهنمایی کنم و صد البته خودم بیشتر از همه عزیزان به راهنمایی نیاز دارم. اما از آنجا که این سوال پرسش خود بنده نیز بود و تحقیق کردم سعی می کنم شنیده های خود را جهت تضارت آراء قرار دهم.

حضرت آیة الله وحید خراسانی من جمله علمایی بسیار پربرکت برای ما می باشند، لکن چندین حرکت باعث شد که عده ای از مقلدین معتقد ایشان نسبت به برخی مواضع ایشان نگران شوند. به حمدالله مردم ما در انقلاب نشان داده اند که در اعتقاداتشان وام دار هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی نمی باشند خواه ازعوام باشد و خواه از خواص و در طول انقلاب هر کس  بخواهد قطار انقلاب را منحرف کند مجبور به پیاده شدن می شود چرا که قطار انقلاب اسلامی ایران یک خط ریل بیشتر ندارد و آن خط صراط مستقیم است.

این مقدمه به جهت آن بود که عده ای خورده نگیرند که آقا چرا به علما نقد می کنید یا چرا خود را در حد مقایسه با علما بالا آورده اید.

این سوالات پاسخ های مفصل خود را می طلبد البته در حد پاسخ دم دستی این است که اسلام پر از خیانت بزرگانش به آن است....

البته این مسائل نباید موجب بدبینی به علمای بزرگی همچون حضرت آیة الله وحید خراسانی شود. اما یک مساله بسیار مهم که باید دقت شود این است که دنیای سیاست پیچیدگی های خاص خود را دارد و هر کسی در آن دوام نمی آورد. یکی از جملات حجة الاسلام و المسلمین فاطمی نیا که ارادت بنده به ایشان را افزود در پاسخ به یک سوال سیاسی بود که فرمودند: (نقل به مضمون) بنده از سیاست سر در نمی آورم و هر چه آقای خامنه ای بگویند به همان عمل نمایید.

ای کاش بسیاری از علما که بدانند که نمی دانند. حضرت آیة الله وحید خراسانی از جمله بزرگانی هستند که به تایید خودشان سیاسی نیستند و همین مساله باعث ایجاد شبهه ی سکولار بودن ایشان را ایجاد می نماید.

بزرگ ترین پرسش از آیة الله وحید خراسانی علت عدم حضور ایشان در دیدار با مقام معظم رهبری می باشد.

یکی از اساتید مجرب و زبده ی بنده فرمودند: حضرت آقا طی سفری یک هفته پیش از سفر رسمی به قم طی سفری غیر رسمی به دیدن مراجع عظام رفته بودند. اما دیدار از آیة الله وحید خراسانی به دلیل اینکه در بستر بیماری بودند حالت عیادت پیدا کرده بود. لذا علما در دیدار سفر رسمی در اصل بازدید رهبری رفته بودند نه دیدار. اما جناب وحید به دلیل کهولت سن نتوانسته بودند حضور یابند.

اما پرسش اینجا تغییر می کند که چرا ایشان نماینده نفرستاده بودند.

در پاسخ فرمودند: دفتر آقای وحید که زیر دست یکی از آقازادگان ایشان است از خبر دادن به ایشان امتناع ورزیده بودند و ایشان بی خبر از همه جا بودند و بلافاصله از خبر دار شدن ایشان آقازاده را به دیدار ایشان فرستاده بودند.

پرسش دیگر: چرا بیت آقای خراسانی و بیوت دیگر زیر نظر یک چنین افرادی است؟؟؟؟؟؟؟؟

این پرسش جزو سوالهای حل نشدنی بنده است. تا بدانجا که اغلب علمای قم نسبت به مواضع آقازاده ی جناب وحید خراسانی اشراف دارند اما چراییش پاسخ ندارد.

 

اما مساله عدول از آیة الله وحید خراسانی به آیة الله خامنه ای:

در مسائل آمده است عدول از مجتهد عالم به اعلم واجب است و در جایی که در یک سطح باشند طی شرایطی صحیح می باشد اما در اینجا نظر چه کسی را باید پرسید نظر بقال سر کوچه یا نظر اهل خبره و این اهل خبره چه کسانی هستند؟ در کل اجماع و اتفاق نظر علما یکسان بودن سطح تمامی علما با اختلاف جزیی است. اما یکی از اساتید برجسته و زبده ی ما که مدرس سطوح عالی و طلبه ی درس خارج هستند و از اهل خبره برای بنده به حساب می آیند نیز پس از مسائل فتنه 88 و تشکیکات از آیة الله وحید خراسانی به آیة الله خامنه ای عدول نموده بودند و ایشان فرمودند به اعتقاد بنده آیة الله خامنه ای اعلم هستند.

خوب حتی با فرض یکسان بودن این دو عالم بزرگوار به نظر شما شخصی که حاکم شرع می باشد و به اوضاع سیاسی اشراف دارد و نایب امام زمان است اشرف نیست بر یک عالم بزرگوار دیگر که این سمت ها را ندارد .....

البته این مسائل تنها برای بنده حجیت آور هستند و اشخاص دیگر باید خود به این نتیجه برسند این مطلب نیز همانگونه که گفته شد هدفش تضارب آراء می باشد

بنده نیز بعد از وقایع فتنه 88 لتطمئن قلبی ازحضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی  به آیة الله خامنه ای عدول نمودم و باید در نظر داشته باشیم که هرگز این به معنای صرف نظر از خدمات زیاد حضرت آیة الله وحید خراسانی شود بلکه ایشان همان مرجع بزرگوار هستند که بسیار برای اسلام و انقلاب با ارزش هستند و باید از ذخایر و اندوخته های فراوان این عالم بزرگواراستفاده نمود و جانب احترام را نگه داریم.

 

والسلام علی من اصبح و امسی لله الرب العالمین

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

کلمات قصار ...

مجلسهای ما مملواز کاخ نشین بود ، و در بینشان معدودی بودند که کوخ نشینها بودند ; و همین معدودی از کوخ نشینها بودند که خیلی از انحرافات جلوگیری می کردند.

امام خمینی (رحمة الله علیه)

در پاسخ به عده ای که می گویند جبهه پایداری رای نمی آورد و اگر هم بیاورد تاثیر گذاری نیست و به خاطر راسخ شدن در شناساندن اصلح، هم چنین امید دادن به همه دوستان دغدغه مند به نظام اسلامی و انتخابات این جمله را که دیشب به لطف دوستان گروه برخورد کردم قرار دادم. تمام صحبت را حضرت امام فرموده اند. حال دیگر خود حدیث مفصل بخوان از این فسقل (!)

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

الهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای و انصر من نصره و اخذل من خذله

 

آقا جان سلام ...

امروز خیلی خوشحالم. دیروز صحبت های شما را دیدم. صحبتها به جانم نشست. دلم روشن شد. امیدم بیشتر شد. احساس قدرت و شجاعت کردم. به داشتن رهبری نمونه افتخار کردم. اما آقا جان چیزی که بیش از همه چیز باعث خوشحالی من شد، آن لبخند زیبا بود. آن تبسمی که در طول خطبه بر لبها داشتی. آن لبخندی که خیلی وقت بود دیده نمیشد. لبخندی که برای عاشقان شما دیدنش آرزو شده بود. چه سال ها و روزهایی عبور کرد. و شما یکه و تنها مورد آماج حملات دشمنان و نااهلان به ظاهر دوست بودید. قصدشان نه اقتصاد، نه فرهنگ  و نه ... بود. قصدشان نابودی شما و نظام بود. خدا لعنت کند دشمنان خارجی و داخلی بالاخص سردمداران اصلی فتنه را که هنوز در راهروی نظام عبور می کنند و روبروی شما می ایستند و به شما نصیحت نامه می نویسند. خدا لعنت کند ملعونینی که دل عاشقان شما را خون کردند. ملعونینی که نگذاشتند لبخندی بر  لبها نشیند و جای لبخند را گریه های شبانه و خون دلهای فراوان گرفت. خون دلهایی که  جز امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه شریف ـ محرمی نداشت. جای لبخند زیبایتان را بغضی کشنده گرفت بغضی از درد و رنجهایی که نه دشمنان بلکه دوستان شما ایجاد نموده بودند. بغضی که نه تاب هضمش بود نه تاب بازگو کردنش.

شنیدم که گفتی علی ماند و حوضش. آن هم چه حوض بزرگی.

براستی چه سخت است معاویه صفتانی که پشت هزاران نقاب دم از انقلاب و جمهوری اسلامی میزنند. همانانکه روزی یار غار امام بودند و امروز احساس پدری می کنند. همان ها امروز میگویند مردم از انقلاب خسته اند مردم به دنبال راحت طلبی هستند.

اما آقا جان یاران و عاشقان کوچکی داری که همیشه به فکر خشنودی شما هستند. آقا جان از شما به یک اشاره از ما به سر دویدن. تو یک اشاره کن تا ما بتها را بشکنیم.

حتی آن هایی که روزی مدعی بت شکستن بودند و امروز بت شدند را نابود نمودن. آقاجان ما آماده ایم به جان نثاری اگر چه کوچک و ناقابل...

یک شعر زیبا:

رهبرم قاطع سخن گفت و دلم را شاد کرد          قاطعانه لرزه بر ادوگه بیداد کرد

با توکل بر عنایت ها و الطاف خدا       در نماز جمعه چون جدش علی (علیه السلام) فریاد کرد

سرفرازم از خروش و اقتدار رهبرم       قدرت پوشالی دشمن همه بر باد کرد

و السلام علی من اصبح و مسی لله الرب العالمین

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

در خدمت حضرت آیة الله مصباح یزدی و یارانشان + نقد عماد افروغ توسط دکتر کوچک زاده

به نام خدا

هفته گذشته یکی دیگر از نشست های دفتر پژوهش ها ی فرهنگی موسسه امام خمینی (ره) بود. جای کلیه دوستان خالی ...

در بین تمامی برنامه ها سه برنامه به شدت برای بنده بسیار مفید و زیبا بود.

اول: سخنرانی جناب حضرت آیة الله مصباح یزدی حفظه الله بود که البته ایشان همیشه ی خدا سخنرانیشان بهترین قسمت نشست می باشد و البته عده ی زیادی تنها این قسمت برنامه را حضور می یابند. حجة الاسلام روانبخش در دیداری می فرمود: مشکل آقای مصباح این است که خیلی چیز می فهمد و خیلی زود می فهمد...

بنده فی الواقع به این مطلب رسیده ام. درواقع با کمی شنیدن سخنرانی ها و روال حضرت علامه مصباح یزدی می توان فهمید که ایشان حقیقتا عمّار انقلاب هستند.

البته راه  ساده ی دیگر برای شناخت ایشان هجمه های مخالفین  و معاندین و البته منافقین تحت لوای اصول گرایی به ایشان است. بدرستیکه شاید بتوان گفت مقام معظم رهبری ایشان را تنها یار حقیقی خود میدانند و می توانند صد در صد بر ایشان اعتماد کنند و این یعنی عمّار ولایت شدن. سلمان ولایت شدن. یار تنهایی های ولی شدن. گوش شنوای درد و دل های ولی شدن. ایشان آن قدر اخلاص دارند که به هیچ وجه حاضر نیستند خود را در کنار ولی قرار دهند تا حدی که رهبری جبهه پایداری را به این اسم قبول ننمودند تا نکند این طور به نظر رسد که شخصی در کنار ولی قرار دارد. به نظر بنده هیچ اجری برای علامه مصباح شیرین تر از این مطلب نیست که کسی یار تنهایی های ولی شود و ولی زمان از او راضی باشد. مطمئن باشیم که با رضایت نائب بر حق امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف خود آقا هم راضی خواهند بود و نباید ذره ای شک داشته باشیم. مطمئن باشید اگر ذره ای شک کنیم که نکند رضایت ولی فقیه با امام زمان دو سویه است از صراط هدایت خارج شده ایم. بهتر است خود را در مسیر نسیم قرار دهیم و از این نسیم استفاده ببرییم و دست از لجاجت برداریم.

اما این ها همگی مقدمه بود، برای این مطلب: نمی دانم دفتر پژوهش ها سخنان علامه مصباح را درج نموده است و یا خیر اما بنده مهمترین صحبت آقا را نقل به مضمون می نمایم چرا که بسیار راه گشاست. اگر توانستم ان شا الله اهم سخنان ایشان را قرار خواهم داد.

ایشان صحبت های بسیار زیبایی پیرامون وظایف نخبگان جامعه نمودند و جامعه نخبگان را به دو دسته تقسیم نمودند. ... اما اهم وظیفه این دو طیف را شناساندن اصلح به جامعه تبیین نمودند. نقل به مضمون:" نخبگان جامعه وظیفه دارند اصلح را به مردم به عوام بشناسانند. حتی در مواقعی که فردی دارد خود را جای اصلح نشان می دهد باید چهره واقعی او را برای مردم نمایش دهند. بنابر این این گونه نیست که یک سری می گویند تنها باید اصلح را به مردم معرفی نمود. بلکه باید چهره های منافق را نیز نمایش داد. چهره هایی که قصد دارند خود را به مردم به عنوان اصلح معرفی نمیاند. البته باید مراقب بود در این کار خدای ناکرده تهمت زده نشود و یا آبروی کسی برده نشود. اما آنجا که اشخاص منافق حضور می یابند با شعارهای اسلامی باید او را معرفی نمود و شخصیت حقیقی او نمایش داده شود."

 

البته صحبت های خیلی زیبای دیگری نیز داشتند که فعلا متن و صوت در اختیارم نیست و ان شا الله به شرط حیات در فرصتی مناسب قرار داده می شود...

ثانیا: جلسه سیاسی با حضور اعضای جبهه پایداری بود که به پرسش و پاسخ گذشت. پرسش های زیادی گذر کرد و پاسخ های همیشگی و روشن جبهه. اما قسمت زیبای این پاسخ ها برای بنده نقد صحبت های عماد افروغ توسط دکتر مهدی کوچک زاده بود که مخصوصا برای کسانی که شبهه دارند که او مطلب مهمی نگفته است زیباست.

نقل به مضمون:"شما باید ببینید که این شخص درچه پارادایمی است. ببنید این شخص کجا سیر می کند. شما ببینید مساله مهم برای او چیست؟ خود را به جای او قرار دهید. اگر به شما بگویند بیایید در صدا و سیما با مخاطب بیست سی میلیونی و دو ساعت صبحت کنید. شما در بین این همه جریانات و اتفاقات مهم جهانی من جمله بیداری اسلامی، وال استریت، فروپاشی غرب، موضوعات داخلی مثله انتخابات، اختلاس، فساد و .... در مورد کدام مطلب صحبت می کنید. آیا می آیید بحث نظارت فقهی بر ولی فقیه را ذکر می نمایید؟ این شخص از بیان این مطالب چه نیتی دارد. میخواهد چه کند؟ آیا صدا و سیما مکان بحث این مساله است ؟؟؟؟؟..."

نظر بنده:" اولاً که مجلس خبرگان ما نظارت فقهی دارد و دیگر نیازی به تذکر نیست. بعد رشته ی جنابعالی آقای افروغ چیست. شما خود را در سطحی می دانی که به رهبری ایراد بگیری. ما با نظارت مشکی نداریم اما چه کسی باید در این باره نظر دهد. عماد افروغ با این صحبت ها تنها قصد ایجاد تشویش در جامعه و جز شبهه ناک نمودن افعال رهبری را نداشت. او میخواست بگوید خبرگان زیر نظر رهبری است و از خود اراده ای ندارد. اگر کسی می گوید چرا نظارت نمیکنید یعنی مشکلی دیده است و جالب است آقای افروغ این به اصطلاح اصولگرا مشکل فقهی در نظرات آقا دیده است  و جالب تر اینکه مکان این بحث را صدا و سیما می داند. ؟! بنده که از ابتدا نسبت به ایشان بد بینی داشتم. چرا که در یک سخنرانی گفته بود: رهبری امام فرق داشت آن امام بود که باید همه جوره از او اطاعت می کردیم. او بود که باید مطلقا هر چه می گفت اطاعت می کردیم و چشم می گفتیم .... البته او ادامه را نگفت که اما اکنون باید چه کنیم....؟!"

آقا کوچک زاده در مورد اظهارات مطهری گفت: او گفته است من تنها حکم حکومتی آقا را لازم الاجرا می دانم نه چیز دیگر... به به پس یعنی این همه بیانات این همه رهنمود این همه پیامبران و اهل بیت که آمده اند حرف زده اند ما کار خودمان را بکنیم. مگر در طول این  35 سال چند حکم حکومتی داشته ایم. آیا تنها چند حکم حکومتی انگشت شمار لازم الاجراست:

نظر بنده:" بله بدین ترتیب اگر امیر المومنین علی علیه اسلام حکم حکومتی دادند لازم الاجراست و گرنه نعوذ بالله هر چه دیگر گفته اند برای خودشان گفته اند و ما باید ببینیم نظر ما چیست و عقل ما چه می گوید ؟؟؟؟؟؟؟؟ ببنید دیدگاه این آقا کجاست؟ واقعا این است ولایت مطلقه فقیه .... "

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

آنها چه کردند که ما اگر از آن ها تبعیت کنیم لعنت می شویم. غیر از این است که گفتند اولی صحابی پیامبر بود و حق خلافت را گرفتند. غیر از این است که گفتند علی (علیه اسلام) تنها آدم خوبی است. غیر از این بود که به صحبت های امام گوش می نمودند و کار خود را می کردند.

ثالثا: سخنرانی حضرت آیة الله کعبی بود که بنده بسیار استفاده بردم و در فرصت مناسب برای دوستان اهم آن را در صورت نیاز قرار می دهم.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

السلام علیک یا امام الرئوف یا علی ابن موسی الرضا _ علیه الصلاة و السلام

به لطف خداوند مشمول عنایت حضرت ثامن الحجج قرار گرفته و امشب عازم مشهد مقدس هستم.

نائب الزیارة همه دوستان هستم  ان شا الله ...

ز ابتدای وجودم به من نظر داری

تویی که دم به دم از حال من خبر داری

طواف کوی تو بالاتر از هزاران حج

به روی گنبد خود بوسه  ی قمر داری

حساب کردم و دیدم به پای حسن صفات

ز خوبی همه خوبان تو بیشتر داری

خدا گواست به خواب شبم نمی دیدم

مرا به منصب همسایه مفتخر داری

صفای کرب و بلا جای خود، تو در این جا

صفا و منزلت و شوکت دگر داری

مزاحمت نشوم حرف خود خلاصه کنم

 چرا که خیل گدایان به پشت در داری

گدایم و نظرم سوی شاه ذوالکرم است

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

شکسته ام پر پرواز این ترانه تویی

دلیل جوشش این حس عاشقانه تویی

به هر که غیر شما رو زدم ندانستم...

تلاطم کرم و لطف بی کرانه تویی

بیا بیا پدرانه بگیر دست مرا

که از تبار علی هشتمین نشانه تویی

همیشه دور شدن از تو کار دستم داد

حریم امن الهی در این زمانه تویی

به روز حشر که هر کس به علتی بخشند

برای بخشش من بهترین بهانه تویی

هر آن چه خیر و خوشی، آبرو، رسیده به من

 دلیل آن که به سویم شده روانه تویی

جهان بی گل رویت خرابه  ی عدم است

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

حضرت آیت الله العظمی میر سید علی علامه فانی

حضرت آیت الله العظمی میر سید علی علامه فانی پدربزرگ بنده ی حقیر می باشند. ایشان از بزرگان زمان خود بودند و علمشان زبان زد خاص و عام بوده است. ایشان در سال 1368 دار فانی را وداع می گویند و در بقعه شماره 36 حرم حضرت معصومه سلام الله علیها آرام می گیرند. به دلیل اینکه بنده دین خاصی نسبت به این بزرگوار احساس می نمایم و از اصلی ترین عوامل حضور در حوزه علمیه را پس از عنایات حضرت حجة ابن الحسن عسگری علیه الصلاة و السلام دعاهای این عالم ربانی می دانم لذا بر آن شدم که یک خلاصه ای از زندگانی این عالم وارسته بنویسم. البته از آنجا که ایشان در خرداد 68 و 8 خرداد به لقاء الله شتافتند بیشتر دانسته های بنده ی حقیر شنیده هایی از ابوی و شاگردان ایشان می باشد.

ایشان در حدود 36 سال در عراق شهر نجف مشغول به تدریس بوده اند. مقارن با حضور ایشان در نجف حضرت امام رحمة الله علیه نیز به نجف تبعید می گردند. شنیده ها حاکی از علقه و دوستی زیاد بین این دو عالم ربانی می باشد لکن به دلیل اختلاف نظرات پیرامون مسایل حکومتی بین این دو بزرگوار فاصله ای می افتد. با وجود اینکه شخص بنده نیز با نظرات حکومتی پدربزرگ بزرگوارم مخالفم لکن به نظر می رسد در انقلاب نسبت به علم این شخصیت فوق علمی بی توجهی گزافی شده است. شاید بهتر باشد که شخصیت های علمی دور ریخته نشوند و تا بدانجا که مشترکات وجود دارد استفاده نمایند.

البته متاسفانه عوامل دیگری همچون انحصار وراثت و اختلافات خانوادگی نیز به این بی توجهی دامن می زد و علارغم تالیفات بسیار غنی و زیبای ایشان تنها قسمتی ناچیز از کتب این بزرگوار به مرحله چاپ رسیده اند.

علی ای حالٍ بنده نیز احساس کردم به وظیفه خود عمل نکرده و نتوانسته ام چهره موجه علمی ایشان را به عرصه ظهور برسانم.

از اساتید ایشان می توان از اشخاص نامداری همچون حضرات آیات عظام شیخ محمد حکیم خراسانی, شیخ مرتضی انصاری خراسانی, سید محمد نجف آبادی, سید علی نجف آبادی وشیخ محمدرضا نجفی اصفهانی در اصفهان استفاده نموده وسپس در نجف از محضر آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی, شیخ محمد کاظم شیرازی وسید عبدالهادی شیرازی نام برد.

از شاگردان نامی ایشان می توان افراد ذیل را نام برد: (به نقل از ابوی)

حضرت آیة الله مصباح یزدی (ریاست موسسه حضرت امام خمینی) ، حضرت آیة الله نمازی (امام جمعه محترم کاشان)، حضرت آیة الله رضوانی (عضو سابق مجلس خبرگان رهبری) ، حضرت آیة الله مقتدایی (ریاست حوزه های علمیه قم) ، حضرات حجة الاسلام و المسلمین فرخ فال (ریاست حوزه علمیه قم)، حضرت حجة الاسلام و المسلمین قرائتی (ریاست محترم ستاد اقامه نماز کشور) و افراد به نام و چهره های وجیه علمی، فرهنگی دیگر.

پس از هجرت طلاب از نجف به قم ایشان نیز به قم عزیمت نمودند و در آنجا به تبلیغ دین پرداختند تا اینکه در سال 1368 دار فانی را وداع گفتند.

نمونه خط ایشان (اجازه روایت و متصدی امور حسبیه ب حضرت حجة الاسلام و المسلمین سید رضا روضاتی قدس سره)

در ادامه نیز مطلبی را از شاگرد ایشان حضرت آیة الله سیدنورالدین شریعتمدار جزائری قرار داده ام.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

سلام

دیگه از نوشتن مطلب هایی که جنبه خاطره گویی داره خسته شدم مخصوصا که تحلیلی توش نداشته باشه، اما این خاطره شیرینه.

خدا قسمت همه عاشقان بکنه زیارت اماکن متبرکه را، مخصوصا آفتاب هشتم حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام. بعد از مدتها بالاخره توفیق شد مورد توجه و عنایت امام رئوف قرار بگیرم. این که گفته میشه طلبیده شدم واقعا حرف درستیه. خود من چندین بار توی تابستان برام شرایطش پیش اومد که برم اما به دلیل مشکلاتی نشد. این مشکلات همان نطلبیدن است یا عدم توفیق و لیاقت.

به هر حال شکر خداوند هفته گذشته را مهمان آقا بودم، البته از آقا گله کردم گفتم درسته که شما دلتون برای گنه کارایی مثله من تنگ نمیشه اما ما گنه کارها خیلی دلمون برای شما تنگ میشه.

خودم غلط بودن جمله بالا را میدونم اما امام مهربانه و میدونه که من از روی نادانی این جمله را میگویم.

با وجود اینکه آقا به من لطف کرده بود اما برای اینکه همون یک ذره دلخوری (!) هم از بین بره نهار روز عاشورا ما را مهمان کرد.

دیشب داشتم فیلم انفجار روز عاشورای حرم رضوی را میدیدم، با خودم گفتم عجب آدم میتونه بدبخت باشه که بخواد با امام رضا علیه السلام در بیافته، اون هم با این همه وقایعی که در تاریخ روبروی چشماش هست...! بی خود نیست قرآن میگه صم بکم عمی فهم لا یعقلون لا یفهمون لا یذکرون لا ...

جای همه دوستان برای زیارت خالی بود، اما هوا به شدت سرد بود و آخر سفر یک سرماخوردگی حسابی نصیب بنده شد.

توی این مدت هم کاملا از اخبار دور بودم، با خودم میگفتم حالا بدون حضور ما در جریانات سیاسی چگونه اوضاع می گذرد بر ملت!!! اما دیدم انگار نه انگار...

اما اتفاق بسیار زیبای دیگه ای که رخ داد برف به شدت زیبایی بود که بهش کولاک گفته میشه. البته چون این برف زمان طولانی نداشت به آن کولاکچی گفته میشه. خصوصیت اون هم اینه که برف با شدت بسیار بسیار زیاد و بسیار ریز و خشک می باره و به سرعت میشینه. انصافا عجب صحنه ای بود اگه تونستم فیلمش قرار میدم. من و آقا سید مهدی همینطور که توی حرم راه می رفتیم شده بودیم یک آدم برفی (البته با اغراق) .

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

عید سعید قربان بر همگان مبارک...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

پیرامون درس

خوب حالا که قرار شد از درس هام بگم. برای اینکه کمی هم افاضه بشه با یک سوال شروع می کنم.

وزن سَیِّد چیست؟

.........................

اگر نمی توانید به راحتی به پرسش بالا پاسخ دهید؟

اگر علاقه به دروس حوزوی دارید اما امکان تحصیل در حوزه را ندارید؟

اگر لیاقت(!) حضور در حوزه علمیه را ندارید؟

اگر اصلا برایتان مهم نیست که پاسخ سوال بالا چه می شود؟

 به زودی یک سری سی دی به دستم میرسه که میتونید با اون سی دی ها به راحتی و بسیار در سطح عالی دروس حوزوی را به صورت غیر حضوری مطالعه کرده و در پایان کار (اتمام سطح 1) با امتحان در حوزه علمیه قم مدرک سطح را بگیرید.

البته میدونم مدرک براتون مهم نیست اما انصافا خیلی دروس حوزه مفیده. من که تا حالا زیاد هم چیزی نخواندم حسابی استفاده کردم وای به وقتی که چیزی هم بخونم.

........................

ادامه تبلیغات:

این دروس در 10 دی وی دی کاملا رایگان با پست خیلی بیشتر رایگان در اختیار دوستان قرار می گیرد. لطفا با قرار دادن آدرس پستی خود و قرار دادن عکس فیش خود به مبلغ اندک و ناچیز یک میلیونیوم اختلاس انجام گرفته از این دی وی دی ها بهره بگیرید.

پی نوشت: معنی اختلاس: اختلاس از باب افتعال می باشد. که خلوص اصلی آن خ ل س می باشد. این س قبلا ص بوده و بنابر این اصلا اختلاس اشتباه بوده و اختلاص درست است. احتمال زیاد افرادی که با اخلاص در آمد کسب می کنند و یا افرادی که مخلصانه به گونه ای که به هیچ کس بر نخورد یک مقدار ناچیزی پول از بانک صادرات فرض می کنند گفته می شود. عموما افراد مخلص دوستداران فردی مخلس در دولت هستند. (این هم نمک این متن قسمت سیاسی)

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

باریکلا .

یارو اومده حوزه، با خودش خودکار نیاورده. این دیگه برای خودش شاهکاریه. سر کلاس درس از استاد خودکار می گیرهنیشخند

دیروز در افتتاحیه نماز را مدرسه صدر خواندیم. جالب اینکه یک دانه مهر هم وجود نداشت، اما جالب تر اینکه این همه طلبه هیچ کدوم مهر با خودشون نداشتند. به قول یکی زا نزدیکان اون سیگاریه همیشه توی جیبش یک نخ سیگار داره اما یک شیعه توی جبیش مهر نداره. حالا کجاست اون بنده خدا ببینه که طلبه ها هم ... بله.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اولین روز طلبگی ...

بالاخره
بعد از اینکه حوزه علمیه قم نشان داد که لیاقت حضور بنده را ندارد(!) بنده به اصرار و الحاح فراوان عزیزان حوزه علمیه اصفهان (!) در یکی از مدارس علمیه بسیار مشهور استان ثبت نام نمودم. این مدرسه نام آشنا که کمتر کسی در اصفهان میشناسد تجربیات فراوانی در پایه های مختلف دارد. لکن ما اولین ورودی های پایه اول مدرسه هستیم که احتمال قوی پایه دومی نیز وجود نداشته و مجبور به هجرت از این مدرسه خواهیم بود. مخلص کلام که به قول شاعر همه چی آرومه اما ....

امروز  اولین روز بود. خلاصه ابتدا شعر مدرسه ها باز شده را خواندیم و بعد رفتیم به سمت  مراسم افتتاحیه. طی حدود 7 سخنرانی ما را به فیض اکبر رساندند و لکن تنها یک نهار دادند. این اولین و احتمالا آخرین غذای رایگان حوزه به ما بود.

خوبی هایی که سخنران ها برای طلبه و طلبگی گفتند ما را یک کمی امیدوار کرد. البته یکی از سخنران ها فرمودند باید خودتان را برای ناسزا گویی ها آماده کنید. به همین دلیل جهت تمرین فردا ان شا ا... در مدرسه مراسم فحاشی برگزار می گردد.

اما نمی خوام اون سخنرانی ها را ذکر کنم چرا که ممکن است عده ای ایراد بگیرند و بگویند که جهت جذب افراد نوشته شده است.

اما یک چیز بد داشت که به دلیل اینکه موجب ملاعبه دست بدخواهان بشود ذکر نمی کنم و ان شا ا... در محافل خصوصی با دوستان در میان می گذاریم.

اصلا هم دست از انتقاد بر نمی داریم. البته این شش سال را دندان روی جگر می گذاریم و فعلا کظم غیظ می کنیم. البته باز هم نمی ترسیم که اخراج بشویم و لکن احترام را نگه می داریم. و لکن باز هم اصلا نمی ترسیم به دادگاه ویژه برویم اما حرمت ها را نمی شکنیم چرا که روحانیون زعمای دین هستند و نباید به آنها دست زد. ممکن است خدای ناکرده اسلام در خطر بیافتاد.

و خیلی لکن من مانده ام چگونه روحانی شویم ماااااا. اگر اخراجمان نکنند حتما یک چیزی می شویم مااااااا.

یک خاطره خیلی باحال هم دارم که بعدا می گم. بگذارید ببینم فردا چه طوری با من رفتار می شه؟ احتمالا با حکم اخراج به دلیل نگارش این مطلب مواجه شوم که بهتر است سکوت الهام بخش وحدت نمایم.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

انسان تنها تواضع (ن)کننده ی جهان!

واقعا شب های قدر شبهای بی نظیری است. نه از لحاظ معنوی بگم یا اینکه مثلا بنده خیلی شب قدر فهم هستم. تنها دلیل بنده این است که باعث به خود آمدن میشود و کمی بنده حقیر را از آن وضعیت همیشگی خارج کرده و مجبور! به عبادت می کند...

 

دیشب خداوند لطفی دوباره به بنده کرد تا در این مراسم شرکت نمایم. اما نکته ای که می خواهم ذکر نمایم آیه (یا همون قسمت) ششم جوشن کبیر است... چون ابتدای دعا بود یک کمی توجهم بیشتر بود:

(6) یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ

نمیدونم شما روی این قسمت چه فکری کردید اما برای خود بنده خیلی تحقیر کننده بود. چرا؟ ای کاش من هم یکی از همون چیزها بودم. ببینید که انسان در حد اون چیز هم آورده نشده یعنی به نظرم میاد نمی شده در این قسمت بگویند ای کسی که تمامی انسان ها بر او خضوع می کنند و تسلیم می شوند.

ما از اون چیز هم کمتریم. (شی ء) حالا نمی دونم شیء به چه چیزهایی مصداق پیدا می کنه ولی احتمال زیاد به هرچیزی غیر از انسان شیء گفته می شود.

تعریف دیگر: هر چیزی که در برابر خداوند خضوع و خشوع داشته باشد شیء است و غیر از آن انسان است.

من که خیلی سرم را پایین انداختم و شرمنده شدم. البته وقتی نگاه می کنیم می بینیم انسانی به نام سلمان فارسی در تاریخ بوده است مایه فخر است اما افسوس که در همین تاریخ روزی انسانی اسم انسانیت را زیر سوال برد. روزی انسانی مایه ی شرمندگی چیزهای عالم شد. اینکه انسانی از حیوانی پست تر شود راحت است اما نمیدانم چه شد که شیء ای بود که در دست آن شقی قرار گیرد و بر فرق مبارک مولا فرود بیاید. شاید شمشیر می خواست که فرق را ببوسد و فراموش کرد که برنده است و فراموش کرد که پر از زهر است و برای لحظه ای فراموش کرد که شیء است...

چرا که "...تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ ..."

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

به مناسبت رمضان...

در صفحه فیس بوک (نعوذ بالله) یکی از دوستان مطلب جالبی قرار داده بودند که عینا با ذکر منبع (فیس بوک!) قرار می دهم...

696666999999666999999666666966666966666696666666669666696666696 696669999999969999999966669696666966666696666666696966696666696 696666999999999999999666696669666966666696666666966696699999996 696666669999999999996666966666966966666696666669666669696666696 696666666699999999666666999999966966666696666669999999696666696 696666666666999966666666966666966966666696666669666669696666696 696666666666699666666666966666966999999699999969666669696666696

1. highlight all
2. press CTRL+F
3. press 9

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ای پلیس آسوده بخواب که اراذل بیدارند...

نیشخندداستان سفر اون جمعه بنده به تهران و بازتاب در رسانه (بلاگ وزین خودمان) این جمعهنیشخند

مبدا: اصفهان

مقصد: پایتخت

نیت: شرکت در آزمون مدرسه علمیه مشکات

روز: پنچ شنبه

ساعت حرکت:  23:55

قصد بنده خاطره گویی نیست بلکه یک سری درد دل است...

1ـ در مسیر از شاگرد شوفر سوال کردم کجا برای ناسر خسرو باید پیاده بشم. (ترمینال جنوب یا ...) اون هم با وجود شکل و شمایل غلط انداز خیلی مهربانانه گفت ناسرخسرو پیادت می کنم.

حاشیه: ابتدای مسیر گفتند بستن کمربرند اجباری شده. خنده

همه هم بستند اما به ترتیب کمربندها باز شد...

2ـ حدودای ساعت 5:30 دقیقه  صبح رسیدیم ناسرخسرو تا محل امتحان هم حدود پنچ دقیقه راه رفتیم. توی مسیر هم چند تایی مسجد دیدیم که بسته بود. با خودمون (من و اخوی) گفتیم خوبه بریم همون مسجد امام خمینی که مکان آزمون هست نماز می خونیم . اما چه جالب که بسته بود. نگران نماز بودیم که از وقت بگذره که یک کیوسک پلیس دیدیم به لطف خداوند دو تا موتور پارک بود اما کسی نبود یا بهتر بگم ای پلیس آسوده بخواب که اراذل بیدارند...!

بالاخره یک جایی دیدیم که باز بود. به نظرتان چی میتونست اون موقع صبح جمعه باز باشه؟؟؟

آفرین. یک مغازه کله پاچه. ازش سوال کردیم چرا مسجدها صبح نماز نمی شه. گفت: می ترسند اراذل حمله کنند و همه فرش و ... را ببرند. جالب بود کله پاچه ای نمی ترسید اما تولیت مسجد اون هم مسجدی که مکان آزمون بود می ترسیدند..بامن حرف نزن

خداوند خیرش بده. گذاشت وضو بگیریم و چند تایی روزنامه داشت که انداختیم زیرپا و نماز را خواندیم.

به به عجب اخلاصی. البته نماز را هم دو بار خواندیم. چون یک بنده خدا نگهبان آمد و  گفت به سمت بیت المقدس نماز را خواندیم... خداوند قبول کند.

3ـ به حدی پایتخت کثیف بود که به همون نگهبان گفتیم اینجا را تمیز نمی کنند و با افتخار گفت چرا ببینید چه قدر تمیزه! اگه روزهای دیگه بیاید خیلی کثیفه!!!

دیگه نمی دونم که اگه کثیف باشه چی میشه. همین طوری بوی تعفن و موش همه جا را گرفته بود. سبز

4ـ امتحان شروع شد و بسیار سخت بود در حد لالیگا بود. فکر کنم که فکر کرده بودند ما سطح داریم و می خوایم درس خارج بخونیم یا فکر کنم که المپیاد حوزه علمیه بود. اما به هرحال امتحان را به خوبی دادم و از قضا قبول هم ...  ..  .  (نشدم)

نتیجه اخلاقی:

تشویق قربون مکتب اصفهانی با مسجدهاش که صبح آدم را با صدای اذانش بیدار میکنند.

تشویق قربون مکتب اصفهانی با این همه مردم مومن و مذهبی و تر و تمیز.

تشویق و ...

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

کلمات قصار

آخر این هفته امتحان حوزه علمیه مشکات برگزار می شود که یکی از منابع امتحان کلمات قصار امیر المومنین علیه السلام و الصلاه است. بنابراین بنده هم مجبور به مطالعه شدم. انصافا بعضی وقت ها هم باید به اجبار این مطالب را خوند چرا که اصلا افراد مثل بنده همت نمی کنند.

مخلص کلام این جمله بسیار زیبا بود. خواهشا چندین بار مطالعه بفرمایید و فکر کنید. چه اندازه این مطلب زیباست، حداقل برای من که خیلی زیبا بود. البته تمامی کلام معصومین بالاخص حضرت امیر مومنان علی علیه السلام زیباست.

 

و قَالَ ( علیه السلام )اعجبوا لهذَا الْإِنْسانِ ینْظُرُ بِشَحمٍ و یتَکَلَّم بِلَحمٍ و یسمع بِعظْمٍ و یتَنَفَّس منْ خَرْمٍ

 

امام علیه السلام(در شگفتى آفرینش انسان) فرموده است

براى (آفرینش) این انسان به شگفت آئید (اندیشه نمائید تا به قدرت و توانائى آفریدگارش پى برید که او را طورى آفریده) که با پیهى (چشم) مىبیند، و با گوشتى (زبان) سخن مىگوید، و با استخوانى (گوش) مىشنود، و از شکافى(بینى) نفس میکشد

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

نقدی بر فیلم "ورود آقایان ممنوع"

پیرو بحث های گذشته و باز شدن پای ما به سینما، دیشب هم با یکی از اقوام که از شهرهای اطراف منزل ما تشریف داشتند رفتیم  به سمت دیدن فیلم ورود آقایان ممنوع. راستش من که اصلا دلم نمی خواست برم اما بعد که رفتیم دیدم که انصافا بد فیلمی هم نبود  مخصوصا که سانس 10:30 را رفتیم. البته سانس قبلی هم خیلی خلوت بود ولی این سانس تقریبا روی هم بیشتر از 20 نفر نمی شدیم.

بد نیست که کمی هم به نقد این فیلم بپردازم. چی؟ من را چه به نقد؟

حالا این همه آدم نقد می کنند اون هم غیر حرفه ای به ما که رسید خشکید....؟

اما انصافا توی کاری که تخصص نداریم نباید وارد بشیم. برای همین بهتره بگم یک سری دید عامیانه خودم را انتقال میدهم.

چیزی که بیش از همه خوشحالم کرده و کمی امیدوار شده اینه که با وجود فعالیتهای جناب آقای وزیر ارشاد (که انصافا فرد خوب و مومنی است اما متاسفانه تخصص لازم در این زمینه را ندارد) رویکرد کارگردانان سینما خیلی بهتر شده که به نظرم بیشتر به خاطر حضور فیلم هایی مثل اخراجی ها، طلا و مس و ... در سینما بوده است تا فعالیت مسئولین ذی ربط...

کارگردانان سینما به نظر می آید متوجه شده اند که دیگر بینندگان از مشاهده فیلمهای هندی گلزاری خسته شده اند. این مطلب را به خاطر دید خودم به جامعه و سینما عرض نمی کنم بلکه این دیدگاه سینما رفته های قهار است.

من خودم پیشنهاد می کنم اگه خواستید با دوستان به سینما برید بد نیست این فیلم را ببینید. البته مسلما عالی و خوب نیست، اما وجه تمایز آن خیلی بد و بد نبودن آن است. فیلمی طنز در حد نرمال که کمترین استفاده را از کلمات هرزه و افعال لودگی جهت خنداندن بیننده کرده است. این واقعا وجه تمایز بسیار خوبی است، مطلبی که حتی در سریالهای طنازهای مشهور من جمله آقای مهران مدیری به وفور انسان برخورد می کند.

درست است که با دیدن این فیلم در قسمت هایی انسان به ذهنش خطور می کند که آرایش کردن و تجملات خوب است و چهره مذهبی های خشن نشان داده شده است. اما این مساله با نشان دادن وجه خوب مردان پاک و عاقل توانسته کمی جبران کمبودها را نماید. بنابر این از نظر بنده مسلما نمیتوان گفت که در حد خیلی عالی بود به خصوص که سکانس های طنز آن در مقیاس با زمان فیلم بسیار کمتر است، اما همین که سعی در کم ضربه زدن داشت به نظر می رسد نقطه عطف خوبی باشد.

ایشالا که با بهتر شدن و دغدغه مند شدن نویسندگان و کارگردانان و انتقادهای منصفانه نقادان و فعالیت دلسوزانه در زمینه سینما بتوانیم به یک سینمای فاخر دست یابیم که در آن سینما انسان ها پس از مشاهده ی فیلم نه تنها آرمانهای خود را فراموش نمی کنند بلکه با اعتقاد بیشتر و آرمانهای منسجم تر گام بردارند.

حواشی:

1ـ دیشب با یک بلیط نیم بها رفتیم و هر سه نفرمون را نیم بها حساب کرد. البته بهش گفتیم ولی انگار خیلی از ظاهر نورانی ما! خوشش اومده بود.

2ـ بازیگر نقش اول خانم ویشکا آسایش بود که من بعد از آرایش ایشان تازه فهمیدم طرف یک بازیگر معروفه و برادر گرام فرمودند این خانم هستند. این هم از بیسواتی ما خوبه دلت خنک شد.

3ـ در هنگام خروج یک سری خیلی بیش از حد از فیلم تعریف می کردند و سر وصدا می کردند. مخصوصا خواهران، نمی دونم شاید به مذاق اون طیف مزه کرده باشه....

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

نقد فیلم پایان نامه

 سه شنبه شب گذشته برای دیدن فیلم پایان نامه به سینما رفتیم.

بنده که منقد سینما نیستم اما بعد از فیلم اخراجی ها 3 این دومین بار حضور بنده طی 5 سال اخیر در سینما بود. (شاید هم 3 الی 4 بار، اینرا گفتم که یک وقت دروغ نشه)، با دیدن این فیلم به یک سری نتایج خوب فتنه در سینما پی بردم:

1ـ بالاخره پای بچه حزب اللهی ها توی سینما باز شد. واقعا سینما مکانی شده بود برای معاشقه و هرزگی تا اونجایی که توی بلاگ یه بنده خدا علت رفتن خودش و دوستش (از جنس مخالف) را ایجاد روابط ... ذکر کرده بود.( اون بنده خدا با تمام جزییات و احساسات تعریف کرده بود. ) البته من که نمیدونم و فقط این مطالب را شنیدم یک وقت فکر بد به ذهنتون راه ندید.

2ـ بالاخره پای بچه حزب اللهی ها توی کارگردانی سینما باز شد. این هم یکی از قدم های مفید فتنه و جانفشانی ها در راه سینما بود. بماند که نیتشون یک چیز دیگه بود اما انصافا خوب تاثیری دادشت. ملت خسته شده بودنداز بس که چهره محمد رضا گلزار و با مهناز افشار دیده بودند. اون هم با یک مشت فیلم نامه عشق و عاشقی و هرزگی با ژانر هندی. هاااااااااا این ژانر یعنی چه؟

3ـ بالاگرفتن کار سینما ها. فکر کنم از بهترین موارد همین مورد است. چرا که با رقابت بین فیلم ها مثلا بین اخراجی ها 3 و درباره الی ( فیلم جدایی نادر از سیمین که متاسفانه تایپیست به غلط  درباره الی زده است) کلی رقابت زیاد میشه و دعوا می شه بین دو تا طیف سر بالا بردن میزان بازدید و عجب حالی بکنند گیشه ها.. حالا بماند که ما یا سه شنبه ها می ریم سینما یا بلیط تخفیف 50 درصد با خودمون داریم و یا هردو. چون در غیر این صورت عمرا اصفهانی جماعت حاضر بشه سه هزاااااااااااااااااااااااااااااااااااار تومان بده برای فیلم دیدن و الواطی ...

عجب نقد فیلمی.

حواشی:

1ـ یکی از حواشی جالب پیرمرد دم درب بود که بلیط ها را به صورت وحشیانه ای پاره می کرد. تا ما را دید گفت:"فیلمتون طبقه بالا پخش می شه". خیلی جالب بود. یعنی با یک لحنی گفت "فیلمتون" که کلی خندم گرفت...

شاید یکی از مزیت های دیگر فتنه عادت دادن این جور اشخاص به حضور بچه حزب اللهی هاست.

2ـ چون ما سانس 8:30 تا 10:30 را رفتیم در زمان اذان نماز خانه خیلی کوچکی بود که پر شده بود و یک سری هم دم درب بودند و تعدادی از خواهران و مادران هم نتونستند نماز بخوانند. چرا که فقط یک نمازخانه بود.

خوب بنده خدا رئیس سینما نمیتونسته فکرش را بکنه که یک روزی این قدر آدم مذهبی توی سینما پیداشون می شه.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

احیای تفکر دینی

امروز کتاب ده گفتار را مطالعه می نمودم، در بخش احیای تفکر دینی چندین جمله از این استاد شهید بزرگوار برایم بسیار زیبا بود. همانگونه که می دانید این سخنان حضرت
استاد بر می گردد به دهه 40 اما هنوز صحبت های ایشان تر و تازه است و این نشان از کم کاری ها دارد. اگر مطالب استاد شهید برای بنده تازگی داشت به احتمال زیاد نشان  می دهد که در این 40 سال بسیار کم کار فرهنگی انجام گرفته است و یا اغلب فعالیت های فرهنگی صرفا نمایشی و جهت بالابردن بیلان ها بوده است. (البته در بهترین حالت)

"اکنون بنشینیم و حساب کنیم ، ببینیم
آیا واقعا تفکر ما تفکر اسلامی‏

است ؟ آیا تفکر اسلامی در مغز ما زنده است یا مرده ؟ فعلا لازم نیست که‏

زیاد دنبال این باشیم که کسی را که مسلمان نیست مسلمان کنیم . البته‏

منتهای آرزو این است ، ای کاش چنین چیزی بشود ، ولی آن چیزی که فکر

می‏کنیم در درجه اول لازم است اینست که فکر
دینی که الان ما متدینها و

مسلمانها و نماز خوانها و روزه‏گیرها و زیارت‏روها
و حج کن‏ها داریم ، این‏

فکری که در خود ما به حالت نیمه مرده در آمده است
، به حالت کرخ به‏

اصطلاح درآمده است ، این را زنده بکنیم . تا این جور نشود
فایده ندارد ،

فرضا اگر در اروپا هم یک عده مسلمان شوند و ما را ببینند
ممکن است‏

پشیمان شوند و از اسلام برگردند "

و در ادامه:

"در میان کشورهای دنیا به استثنای بعضی کشورها ، کشورهای
اسلامی عقب‏

مانده‏ترین و منحطترین کشورها است . نه تنها در صنعت عقب هستند ، در

علم عقب هستند ، در اخلاق عقب هستند ، در انسانیت و معنویت عقب هستند

. چرا ؟ یا باید بگوئیم ، اسلام ، یعنی همان حقیقت اسلام در مغز و روح این‏

ملتها هست ، ولی خاصیت اسلام اینست که
ملتها را عقب می‏برد ( دشمنان‏

دین هم بزرگترین حربه تبلیغی آنها همین انحطاط
فعلی مسلمین است ) و یا

باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام به صورت اصلی در مغز و
روح ما موجود

نیست بلکه این فکر اغلب در مغزهای ما به صورت مسخ شده موجود
است ،

توحید ما توحید مسخ شده است ، نبوت ما نبوت مسخ شده است ، ولایت و

امامت ما مسخ شده است ، اعتقاد به قیامت ما کم و بیش همینطور . تمام‏

دستورهای اصولی اسلام در فکر ما همه تغییر شکل داده . در دین صبر هست
،

زهد هست ، تقوا هست ، توکل هست . تمام اینها بدون استثناء به
صورت‏

مسخ شده در ذهن ما موجود است . شاید همان اندازه که تا به حال در این‏

جلسات بحث شده است . این مطلب را تا اندازه‏ای روشن کند . مثلا راجع به‏

تقوا بحث شده است . اگر مطالعه کرده
باشید شاید بتواند آن جزوه‏ها به‏

شما ثابت بکند که تا به حال تقوا به یک صورت مسخ
شده‏ای در ذهن ما بود

. هر موضوعی که بحث شده همه اینگونه است ، که می‏فهماند
اسلام معکوس شده‏

است .

مثلی آورده‏اند که یک عده دهاتی از ده خودشان
رفتند توی شهر . به‏

عمرشان شهر را ندیده بودند . یکوقت از دور یک نوع درختهای
مخصوصی‏

نظرشان را جلب کرد . آمدند دیدند درختهای عجیبی است ، نه شاخه
دارد و

نه برگ ولی درخت است . مناره‏های مسجد بود ، خیال کردند درخت است .

تعجب کردند که این درختها چه نوع درختی است که ما تا به حال ندیده‏ایم !

شهریها چه خوب انواع درختها را می‏شناسند . آمدند پرسیدند اسم این درختها

چیست ؟ بعضی از شهریهای زیرک هم فهمیدند اینها دهاتی هستند ، آنها را

دست انداختند گفتند اینها درختهائی است که در دهات پیدا نمی‏شود .

پرسیدند که اصل اینها که به عمل می‏آورید
چیست ؟ گفتند اینهاتخم مخصوص‏

دارد ما می‏کاریم در می‏آید . گفتند ممکن است
از این تخمها بما بدهید ؟

گفتند بله . یک مقدار تخم هویج به این بیچاره‏ها
دادند . اینها رفتند همه‏

کاشتند . تا آنوقت تخم هویج نکاشته بودند . بعد از
مدتی دیدند در نیامد

. هر چه منتظر شدند و آب دادند در نیامد . ولی بعد از مدتها
گفتند چطور

شده است ؟ چه جور تخمی بود ؟ وقتی کندند دیدند به شکل مناره
است اما از

آن طرفی ، به زمین فرو رفته است . گفتند معلوم می‏شود ما عوضی کاشتیم .

داستان و مسلمانی ما هم همان داستان مناره کاشتن آن روستائیان است .

در مسأله ولایت و امامت طرز فکر ما به صورت عجیب و معکوس در آمده‏

است . آیا این عجیب نیست که ما مقتدایانی مثل اهل بیت پیغمبر داشته‏

باشیم ، علی بن ابی طالب داشته باشیم ، حسن بن علی داشته باشیم ، حسین‏

بن علی داشته باشیم ، زین العابدین داشته باشیم و همچنین سایر ائمه ( ع )

، آنگاه بجای اینکه وجود این
پیشوایان ، محرک ما و مشوق ما باشد به عمل‏

، وسیله تخدیر ما و تنبلی ما و گریز ما
از عمل شده است . تشیع و دوستی‏

اهل بیت پیغمبر را وسیله قرار دادیم برای
اینکه از زیر بار اسلام‏

بیرون بیائیم . حالا
ببینید این فکر چقدر مسخ شده است ! این حقیقت عالی‏

به شکل منکوس در فکر ما
وارد شده ، در ما نتیجه معکوس داده ، وسیله‏

تنبلی شده ، وسیله هیچ کار نکردن با انتظار اینکه همه کارها را مولی کرده‏

، در قیامت هم مولی می‏کند . این داستان را از تاریخ صدر اسلام برایتان‏

نقل می‏کنم ببینید چگونه است ."



 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

شاید این جمعه بیاید... نه .... جمعه ی بعد .... نه ... پس؟

هم چاه سر راه تو بکنیم

هم جمعه ز انتظار  تو دم بزنیم

این نامه چندم است که تو می خوانی؟

داریم رکورد کوفه  را میشکنیم

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

نقد های سازنده ی امروز امام جمعه اصفهان حضرت آیت الله طباطباییان نژاد

نمیدونم چرا ولی یک علاقه خاصی نسبت به صحبت های امام جمعه اصفهان دارم. یعنی نمیدونم چرا توی کتم نمیره. یعنی نمیدونم چرا نماز جمعه ها را میروم  یعنی نمیدونم که ...

فکر کنم دیگه درک کرده باشید که چه اندازه مشکلات روحی پیدا کردم. بنابر این می روم سراغ اصل موضوع. امروز خطبه های دندان شکن نماز جمعه اصفهان را بعد از حدود یک ماه و اندی حضور پیدا کردم و امیدوار بودم که صحبت ها تنها از قبیل مناسبت ها باشد. خطبه اول که مطابق معمول نامه امیر المومنین علیه الصلاة و السلام به مالک اشتر بود که انصافا هم خطبه زیبایی است و مخصوصا یک روایتی که انشاالله با ذکر منبع در پستی جداگانه قرار خواهم داد. اما خطبه دوم مناسبت ها بود. در این  خطبه به نظر بنده یک تحلیل بسیار نامناسب از جانب ایشان پیرامون بحث یارانه ها انجام شد. مطلب این بود که شخصی برای ایشان نامه داده است و توضیح اینکه چرا گران قیمت کردن تاثیر نداشته! بنده خود در منزل سه بخاری را به یک بخاری تقلیل داده ام و با پیراهن گرم در منزل هستم که بسیار مورد انتقاد ایشان قرار گرفت و فرمودند که گفته است که گران کردن مصرف و اسراف را کم می کند بلکه تنها به قشر ضعیف فشار وارد می نماید (البته این قسمت مطلب را تا حدی خیلی کم موافقم) که گفته تعداد بخاری ها را کم کنید. خوب انسان باید در خانه راحت باشد و درجه حرارت منزل هم 25 درجه باشد. اصلا گیرم بچه خواست بدود او را چه کنیم نمی توان که به آن لباس گرم پوشاند.!!! در اینجا لازم است چند سوال بسیار علمی را ذکر نمایم.

الف) مگر بچه ای که لباس بپوشد نمی تواند بدود؟!

ب) اگر بچه بدود گرم تر می شود یا سردتر؟!

ج) اگر بچه را پس از کارخرابی بشوییم پوشک به او بپوشانیم یا خیر؟! ( این سوال انحرافی بود)

اما باید یک نکته دیگر را هم در نظر گرفت که در کشورهای اروپایی به همین رویه رفتار می کنند. با وجود اینکه دیوارها و شیشه ها دوجداره هستند از وسایل گرمایشی در حد بسیار کم استفاده می شود و با وجود سرمای بسیار شدیدتر سرانه ی مصرف آنها در حد یک دهم ایران است. خوبی پدر بزرگوار و امام جمعه محترم بهتر نبود به جای تقبیح این فرد او را تشویق می کردید و به دیگران را هم این رویه را توصیه می نمودید بلکه از کمی صرفه جویی شود. حتما باید بهانه به دست مردم بدهیم که از فردا هر کجا رفتیم بگویند ای بابا امام جمعه خودتان گفته است که فلان و بهمان!!!

...

بعد از خطبه ها و بین دو نماز هم امام جمعه محترم اصفهان ایستادند و در پیامی بسیار حماسی! و نصیحتی پدرانه خطاب به جوانان فرمودند: هفته آتی بازی فوتبال سپاهان است و عده ای جوانان قصد رفتن به فرودگاه را دارند و می خواهند شعار دهند. بنده در همین جا می گویم ما از دولت آل سعود متنفریم و به هیچ وجه از جنایات آن ها دفاع نمی نماییم. لکن این بازیکانان مهمانان! ما هستند و جزو مردم هستند و شاید خود اینها نیز منتقد باشند، از طرفی ما به مطابق قانون تعهد داده ایم که ....(یادم رفته).

در همین جا بود که دیگه من آتش گرفتم. نمیدونم چرا یک روحانی عظیم الشان باید این گونه موضع گیری نماید؟

بعد از نماز با مشورت به سراغ ایشان رفتم که اتومبیل حضرت آیت الله مهدوی دم درب جنوبی منتظر ایشان بود و بنده خواستم سوال کنم که نگذاشتند و به اجبار فریاد کشیدم: حاج آقا مهدوی آیا جرم است در حمایت مردم بحرین شعار دادن؟

خداوند ایشان را برای مردم اصفهان حفظ کند در پاسخ فرمودند:  بنده با این حرفای امروز دیگر نمی توانم چیزی بگویم!!!

بعد منتظر امام جمعه محترم شدم که با صحنه بسیار نفرت انگیزی روبرو شدم. هنوز هم قابل درک برایم نیست. یک دالان متشکل از بسیجیان که دستهایشان به یکدیگر زنجیر شده بود و حضرت آیت الله طباطبایی که بین این بسیجیان دوان دوان به سمت اتومبیل حرکت کردند و بنده نتوانستم با فریاد هم با ایشان صحبت کنم. البته کمی اهمال خودم نیز بود. چرا که بیشتر در صحنه غرق شده بودم و ای کاش دوربین فیلم برداری موجود بود که بتوانم این صحنه زننده را فیلم برداری کنم...

این در حالیست که امام جمعه مشهد حضرت آیت الله علم الهدی چه متین و آرام از منبر به سمت مردم رفته و مردم سوال ها و درخواست  و مشکلات خود را در فاصله رواق امام تا درب باب الرضا (فکرکنم) با امام جمعه خود در میان می گذارند.؟؟؟

اما سوال هایی در ذهنم است که می خواستم از امام جمعه بپرسم و ای کاش به گوش ایشان می رسید؟

1)      فوتبال ما با ارزش تر است یا آرمانمان؟

2)      ورزشکارانی که مهمان ما هستند اگر واقعا دغدغه داشتند و مخالف حکومت بودند در زمانی که دولتشان توپ بر سر مردم میریزد آیا حاضر به بازی کردن برای آن کشور بودند؟

3)      آیا شعارهای در حمایت از مردم مظلوم بحرین جرم است؟ و شعار مرگ بر بحرین که از دهان یاوه گویان سپاهانی ها جاری می شد آرمان است؟

4)      آیا جوانانی که (به جز بنده) با تمام وجود بر سر نظام ایستاده اند و مورد آماج حملات و دشنام ها هستند باید مشمول این نامحربانی ها از جانب مسئولین بشوند.

هر کس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست

از دوست بپرسید که چرا می شکند!

5)      آیا حتی حذف شدن از میادین فوتبال که هر ساله قابل تکرار و جبران است ارزش دل گرم کردن عزیزان و زخم خورده بحرین و لیبی و ... را هرچند اندک ندارد؟

6)      آیا در حالیکه بمب های مختلف بر سر شیعیان مظلوم ریخته می شود ما باید در رفاه به فوتبال دیدن و تخمه خوردن خود ادامه بدهیم. انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشد.

7)      وااااااااااای   و  وااااااااااااااای بر ما در روز قیامت. چرا که سکوت ها و موضع های نادرست می توانند آخرت ما را از بین ببرند.

       حتی اگر تمام عمر برای مردم گفته باشیم :  خودم و شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.....................

پی نوشت: تمامی مطالب بالا نقل به مضمون است و جهت مشاهده دقیق خطابه به سایت ایشان مراجعه نمایید.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اعتکاف مشهد

دیشب در جمع دوستان بحث اعتکاف مشهد پیش آمد که عده ای از عزیزان فرمودند مقام معظم رهبری اعتکاف در شهرهای دیگر را جایز نمی دانند حال آنکه با یک نگاه کوتاه به سایت ایشان متوجه غلط بودن این صحبت می شویم...

در ادامه استفتائات مربوطه قرار داده شده است...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

الا ای چاه یارم را گرفتند ....

دستان علی بر گل زخم بدن فاطمه اش خورد

علی زنده شد و مرد

نفس در دل او حبس شد و سوخت

علی چشم به چشمان گلش دوسخت

و آن بغض که در سینه نهان داشت رها شد

دوباره قد او خم شد و تا شد

روح از بدنش رفت و جدا شد

سر را به روی شانه دیوار زد و زار زد و گفت:

نگفتی به علی، فاطمه یکبار

از این زخم و از قصه ی دیوار

از این اذیت و آزار

از این سینه و از لطمه مسمار

خدایا چه کند حیدر کرار؟

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ضرب و شتم دانشجویان اصفهان در دیدار سپاهان ـ الهلال توسط افراد ... (نیمه دوم)

و اما نیمه ی دوم...

قرار بود از دقیقه 60 به بعد وارد شعار دادن بشیم. همین که سوت نیمه دوم زده شد اوضاع دگرگون شد و مدام التهاب بیشتر می شد. وقتی دقت می کردم می دیدم روبروی جایگاه تماشاچیان اطراف سربازهایی با کاور نیروی انتظامی ایستاده بودند و این در حالی بود که روبروی جایگاه بچه مذهبی ها یکی یکی جناب سروان و جناب سرهنگ اضافه می شد. فضای جالبی بود. الحمد لله اومده بودند از ما حمایت کنند اما ما راضی نبودیم. این قدر هم از ما عکس گرفتند که دیگه باعث شرمندگی شدند. مخصوصا وقتی بیشتر شرمنده شدیم که دیدیم عزیزان لباس شخصی و اطلاعاتی هم اطرافمان هستند. دیگه توی پوست خودمون نمی گنجیدیم. مدام از درب مامور اضافه می شد. نمی دونم شاید بمب گذاری شده بوده شاید هم اومده بودند تشویق سپاهان شاید هم اسکورت بچه مذهبی ها که خدای ناکرده ذره ای توهین نشنوند و بتوانند در فضایی آرام حمایت خود از بحرین را انجام دهند...

همین طور حلقه محاصره کنندگان (بخوانید محافظان) تنگ تر می شد و ....

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

السلام علیک یا صدیقة الکبری...

 

پدر زخم زبان بسیار خوردم

میان کوچه های شهر،سیلی

پدر زهرای تو حاجت روا شد

ببین بازو و دست و سینه من

 

کتک از خصم بد کردار خوردم

هم از دشمن هم از دیوار خوردم

ببین مزد رسالتت ادا شد

بلا گردان جان مرتضی شد

 

دست به قلم شدم که  از غم هایت بگویم. با خود گفتم می نویسم و آنچه می دانم می گویم که عالم بداند مادر ما به ضربه ی درب شهید نشد. مادر ما از غم های نهفته ی سینه اش جان سپرد. می خواهم روضه بخوانم، قلم یاری نمی کند. انگار قلم نیز می خواهد بگرید. ای دست ها توان دارید برایتان بگویم و شما قلم را به حرکت در آورید. اما اگر دست هم بجنبد قلم نمی نویسد. مادرجان گفته اند دست به کمر راه می رفتی، گفته اند  روی خود از همسرت پنهان می نمودی، گفته اند در بین درب و دیوار ماندی. اما هرگز نشنیده ام در دل بچه هایت چه گذشت؟ مگر می شود مادر سیلی بخورد و فرزند آرام نشیند؟ مادر جان غمت از بهر چه بود؟ چرا یک بار نگفتی علی جان به دادم برس؟ چرا فریاد بر آسمان ندادی که جهان در خدمت تو بود؟ چرا به زمین امر جهاد ندادی؟ چرا افلاک را بر سر ما آدمیان خراب نکردی؟

 

مادر جان! گمانم که دیدی دست بسته ی علی را!

مادرجان! گمانم که دیدی جگر داغدار حسن را!

مادر جان! گمانم که دیدی رگ های بیرون زده ی گردن حسین را!

مادر جان! گمانم که دیدی دست های کوچک زینب را!

مادرجان! گمانم که دیدی خدا را! که چه اندازه ماتم زده به معرکه نگاه می کرد!

مادر جان! تو مرگ می خواستی، اما چرا؟

مادر جان! تو شیون می کشیدی، اما چرا؟

مادر جان! تو پنجه به صورت میزدی، اما چرا؟

 

مادرم غم و غصه ی علی و فرزندانش که عالم را می سوزاند را دیدی. اما مادر ببین که درد و رنج هنوز شیعه را در بر دارد. ببین که شیعه نمی تواند پلک بر هم بگذارد. ببین که شیعه از چپ و راست مورد هجمه است. ببین تهمت ها و ناروا ها علیه شیعه را....

 

مادرجان! می بینی این همه درد و رنج را و باز هم سکوت می کنی؟

مادر جان! شنیده ای که می گویند شیعیان آقا ندارند... شنیده ای که می گویند شیعیان سرور ندارند....

مادرجان! شنیده ای که می گویند شیعیان منتقم ندارند... شنیده ای که می گویند شیعیان غیرت ندارد...

مادرجان! می گویند  امامی دارند که او را نمی بینند... می گویند معشوقی دارند که بهر او نمی میرند...

مادرجان! ما بدیم. به ما نگاه نکن. اما ...

شما را قسم می دهمت به فرزندت ، به پسری که شاید از تو زاده نشد اما افتخار فرزندی تو نائلش شد. پسری که بر دستانش علی بوسه زد.

شما را قسم می دهم به شیرخواره ای که با عطش مبارزه کرد و هرگز دم بر نیاورد  و جانانه از جانان دفاع کرد...

شما را قسم می دهم به فرزندان  فرزند غریبت ....

شما را قسم می دهم به شهدای کربلا و  همه اهل بیت علیهم السلام...

مادر جان همین امشب با اشک چشم ظهور یوسفت را بخواه. مادرجان نمی شود تو بخواهی و کن فیکون نشود.

مادر جان به خدا قسم مهدی صاحب زمان نه مادر دارد نه پدر

نه برادر دارد نه خواهر.

نه یار دارد نه یاور.

اما مادر جان! بدتر از همه این است که عزیزت چاهی هم برای درد و  دل ندارد...........

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه

والعاقبة لاهل التقوی و الیقین

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

دانلود فیلم اخراجی ها 3(قسمت سانسور شده) با لینک مستقیم + پیام جنبش آشغال سبزی

با سلام

از اونجایی که تقریباً دست به نقد فیلم بنده خیلی عالی شده و عده ی زیادی هم طرفدار پیدا کرده ام و مداوم لطف می کنند و ما را از نظرات گرم خودشون بی بهره نمی گذارند. لازم دانستم که مطابق رویه قبلی حالی از این جماعت بگیریم که بسوزند و بسوزند و بسوزند (نکته ایمنی:پیشنهاد می شود یک کپسول اطفاء حریق یا تلفن جهت شماره گیری ١٢۵ حتما در نزدیکی اون عزیزان وجود داشته باشد)

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

دانلود فیلم ظهور بسیار نزدیک است... با لینک مستقیم به همراه نقد غیر مستقیم

به احتمال زیاد افرادی که با سایت http://u313.com/ آشنایی داشته اند برایشان زیاد این مطالب تازگی نداشت که البته پس از گذشتی زمان فیلتر شد و آدرس http://u313.ir استفاده میشد که این سایت نیز به لطف کار اخیرشان فیلتر شد. حالا اگه ندیدید و دوست دارید ببینید قبلش نقدش را بخونید که از خودم در کرده ام و سپس دانلود نمایید...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

تقویم فروردین 1390

ایشالا قصد دارم تقویم ولایتی برای پس زمینه هر ماه از طراحی های شخص بنده را در بلاگ بنهم. البته برای فروردین ماه کمی دیر شده و مکان تقویم هم زیاد جالب نیست.

اما برای شروع کار خیلی هم خوبه و از سرتون هم زیاده

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

مشایی همان فتنه ی بزرگتر خواهد بود؟

ابتدا سال نو را به همه شیعیان تبریک گفته و دعا می کنیم که خداوند امسال را آخرین سال غیبت ولی امرمان حضرت صاحب الزمان عج قرار دهد.

همانگونه که اغلب حزب اللهی ها دغدغه و نگرانی فتنه بعدی و گذراندن آن را به دلایل مختلف بالاخص تذکرات عدیده حضرت امام خامنه ای در ذهن دارند، گمانه زنی های زیادی مبنی بر اینکه آقای مشایی فتنه ساز بعدی می باشد و دکتر احمدی نژاد هم قسمتی از این پازل خواهد بود وجود دارد که البته این نظرات به دلیل رفتارهای نا به هنجار طرف مقابل می باشد تا بدان جا که تذکر آیت الله مصباح یزدی مبنی بر وجود تفکرات فراماسونری در دولت را به همراه داشته است. لکن همانگونه که از افراد مختلف من جمله جناب حجت الاسلام و المسلمین طائب و آیت الله سید احمد خاتمی شنیده اید که آقای مشایی توانایی ایجاد یک فتنه بزرگ تر را ندارد. چرا که نه پایگاه مردمی دارد و نه در چشم خواص وجهه ای علاوه بر این فاقد محبوبیت بین اشخاص بالاخص بچه حزب اللهی ها می باشد. بنابر این تمام قدرت آقای مشایی در توجیه مسئولین و معامله با آنها بر سر قدرت خواهد بود.

مشایی نه پس چه کسی؟

همانگونه که مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان را اصلی ـ فرعی نمودند، در جاهای مختلف بیش از اندازه ی یک فرع به آقای مشایی سپرده می شود و متاسفانه از اتفاقات اصلی غفلت کرده و بعضاً به آنها سپرده می شود.

اصولاً به نظر می آید فرد یا افرادی که توانایی ایجاد فتنه ی بزرگتر را داشته باشند باید مشخصه های زیر را دارا باشند:

ـ در چشم مردم از مقام معنوی برخوردار باشند

ـ دارای پایگاه های مردمی باشند

ـ دارای حصار معنوی باشند.

ـ حرف او را حرف دین بدانند.

ـ مسلط به علوم دینی بوده و قدرت مخلوط کردن حق و باطل را داشته باشند.

 

این شخص مسلماً می تواند فتنه ای عظیم را ایجاد کند. این فرد می تواند نا فهم یا با غرض باشد. از طرفی در روایات و آیات متعددی که پیرامون وقایع قبل از ظهور آمده است فتنه های بزرگ و درگیری میان علمای شیعه است تا بدانجا که اولین گروه قیام کنندگان علیه حضرت صاحب الامر و الزمان گروهی از شیعیان خواهند با وجود اینکه مسیحیان فوج فوج به سمت مسیح می روند که دست در دست حضرت مهدی می باشد

امروز در سایت های ضد انقلاب گشت و گذاری می کردم که خبر بیانات یکی از علمای عالی قدر قم در تمامی آن سایت ها به چشم می خورد. بیانات ایشان را مطالعه کردم و با چند نفر در قم و اصفهان تماس گرفتم که از آن بیانات مطمئن شوم. البته در اینجا باید از خبرگزاری های داخلی گله کرد که چرا یک همچنین بیانات مهمی بازتاب مردمی داده نمی شوند؟ و در نتیجه سلب اعتماد خود می گردند؟

در همان لحظه به یاد صحبت های جناب دکتر کوچکزاده افتادم که می گفتند در فتنه ی بعدی مراجع روبروی هم می ایستند و یک نزاع بین شیعیان به وجود خواهد آمد و احتمالاً این همان فتنه ایست که امیر مومنان می فرمایند شیعیان ما در هر کجا باشند گرفتار آن فتنه می شوند....؟

به نظر شما برای عدم گرفتاری در این فتنه و گذر از آن چه باید کرد؟؟؟

با وجود دفاتر علمایی که با کوچکترین انتقاد یا حتی پرسشی شخص را تکفیر می کنند و به حماقت و تندروی جوانان نسبت می دهند آیا گذرگاهی امن خواهد بود که بتوان از آن عبور کرد؟؟؟

والعاقبة لاهل التقوی و الیقین

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم.

السلام علیک یا مظلوم

السلام علیک یا عطشان

السلام علیک یا سبطی الرحمه

السلام علیک یابی رسول الله

السلام علیک یابن فاطمه الزهرا

السلام علیک یابن امیر المومنین

کلیه عزیزان بنده ی حقیر سر تا پا تقصیر را حلال نمایند...

به امید خداوند نایب الزیاره کلیه عزیزان در سرزمین عشق خواهم بود. به شرطی که دوستان دعا کنند به سلامتی بین الحرمین برسیم. از اونجا به بعد هم با خود آقا.

شعری که سال پیش در سفر می خواندیم را هم قرار دادم زیباست. مطالعه بفرمایید

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اندکی صبر سحر نزدیک است ...

به گفته ی آیت الله حائری شیرازی حفظه الله هر کس وقایع جهان را در راستای ظهور نداند عقل ندارد...

به سخنان حضرت آیت الله بهجت هم که بنگریم به ژرفای اندیشه و عمق نگاه ایشان پی می بریم.

البته این سخنان به معنای تعیین وقت نیست بلکه برای تنبه و امید بیشتر است. هیچ یک از علما زمان تعیین نمی نمایند و همگی ظهور را نزدیک می دانند...

خداندا من تا چه اندازه آماده ی دیدن جمال نورانی حضرتش هستم؟ آیا در زمان او هستم یا نه...

چند تایی دعا به ذهنم رسیده گفتم کمی تامل کنیم و دعا کنیم:

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم ولی جمال آقا را رویت ننمایم

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم و جمال آقا را دیده ولی ایشان را نشناسم.

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم و جمال آقا را ببینم و ایشان را بشناسم ولی مورد بی اعتنایی آقا قرار گیرم.

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم و جمال آقا را ببینم و ایشان را بشناسم و مورد اعتنا قرار گیرم ولی جزو یاران او نباشم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم ولی در زمان ظهور نباشم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم و زمان ظهور را درک نمایم ولی جزو دشمنان باشم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم و زمان ظهور را درک نمایم و جزو دشمنان نباشم ولی امام علیه السلام را تنها بگذارم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم و زمان ظهور را درک نمایم و جزو دشمنان نباشم و امام علیه السلام را تنها نگذارم ولی جزو یاران خاص آن حضرت نباشم.

 

در آخر:

بارالهی، خواه در این دنیا باشم و خواه نباشم، آرزویم لقای اوست. آرزویم گوشه ی چشم یار است.

عزیز فاطمه ، یوسف زهرا (سلام الله)  کجایی؟ ای منتقم کجایی؟ ای رهایی بخش جهان کجایی؟

با همه ی لحن خوش آواییم                            در به در کوچه  ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر                          نغمه ی تو  از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی                         محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی                                  مایه ی آسایه ی  ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود                             یک شبه حلال مسائل شود

دو ش مرا حال خوشی دست داد                                  سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت                             شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است                           نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب                               بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرنده برانداز ز چشم ترم                                 تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مدد کار ما                              کی و کجا وعده ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد                       به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی                                   روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

 

 

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

معضلی به نام دفتر مراجع

باسمه الله الرحمن الرحیم

در اردوی اخیر که نمیدونم از طرف کجا (شاید دفتر پژوهش های آیت الله مصباح یزدی) جهت ساختارهای تشکیلاتی استان ها به شهر مقدس قم رفته بودم،اساتید مجربی آمدند. از همه بزرگتر حضرت معصومه سلام الله علیها بودند که واقعاً جایتان برای زیارت خالی بود. اما درباره ی اردو .... قبل از هر چیز باید بگویم که به نظر می رسید بسیار اردوی بی برنامه و هیئتی ترتیب داده بودند. البته اساتید خوبی بودند و مطالب خوبی هم ذکر شد اما تمامی آن مطالب را می توانستند در قالب یک خبرنامه یا بولتن و الخ پخش نمایند. با این حال آشنایی با اساتید و بچه حزب اللهی های شهرهای دیگه خالی از لطف نبود. این اردو که بیشتر جنبه سیاسی داشت (بهتره بگم صرفاً سیاسی بود) در 4 جلسه برگزار شد. جلسه ابتدایی حاج آقا سخاوتی، جلسه بعدی دکتر جلالی، جلسه سوم با موضوع تشکیلات جناب سردار احمدی و در نهایت سخنرانی آیت الله مصباح یزدی بود. جلسه ای هم بین هم استانی ها تشکیل شد که مسلماً فراگیر نبود.

جلسه اول و دوم خوب بود و جلسه سوم چنگی به دل نزد. البته زیبا بود ولی ما که نفهمیدیم کدوم قسمت از صحبت های جناب سردار مربوط به تشکیلات بود. علی ای حال عرض بنده پیرامون قسمتی از جلسه اول است که در این جلسه مطالب جالبی ذکر شد و مطالعه ی آن ها خالی از لطف نیست. فایل صوتی آن هم موجود است لکن به دلیل کیفیت پایین بر روی بلاگ قرار ندادم. شاید در آینده قرار بدهم به شرطی که با نرم افزار مخصوص بتوانم کیفیت را بالا ببرم.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

یک خبر مهم + اظهار ندامت

سلام بر همه عزیزان امروز مراسم خاک سپاری آیت الله اژه ای بود. خدا رحمتشان کند.

اما ...

ندامت نامه: اول اینکه بنده که شش هفت ساله اینجا زندگی می کردیم از حضور یک هم چنین شخصیت بزرگی در این محله بی خبر بودم و وقتی کرامات ایشان را از زبان مردم می شنویدم ناراحت می شدم و واقعا شرمنده. اگر هم امروز تشیع جنازه را رفتم به خاطر این بود که می خواستم حاج آقای ذاکر اصفهانی را ببینم اتفاقا یک عکس توپ از ایشان گرفته بودند.

تشیع پیکر آیت الله اژه ای

دوم اینکه در این مراسم یک اتفاق خیلی بد دیدم شاید هم دو تا. راستش هر کی توی اصفهان آدم مهمی بود (البته مهم از لحاظ درجه) آمده بود. از نمایندگان مجلس (آقایان فولادگر و رهبر را که دیدم) تا امام جمعه و حاج آقا کمال و معاونین استاندار و حوزه و اطلاعات‌ (آخ آخ این قسمت را که گفتند ننویسدروغگو) اما از همه این ها به کنار آقای محسنی اژه ای هم آمده بودند.اما صحنه ی ناگوار این بود که آقای طباطبایی که وسط های راه رسیدند با همه مسئولین دست و رو بوسی کردند اما با یک نفر نه تنها همدیگر را در آغوش نگرفتند و نه تنها دست ندادند که فکر کنم‌ سلام هم نکردند.‌ آخه نشنیدم که سلام بکنند اما بعید می دونم. اون یک نفر را حدس بزنید کی بود؟ جدا از بحث های سیاسی شاید آقای ... بد کاری کرده باشه و اون باید می رفته جلو شاید هم تقصیر کار همون آقای ... هست که با آقای طباطبایی بد بوده اما همه ی اینها به کنار واقعا در فضای سیاسی کار بدیه خوب حداقل شما سلام می کردید!!

سوم هم اینکه جالب بود که امروز خبر فوت چندین نفر به بنده داده شد. اول آقای اژه ای صبح بعد هم آقای بنا زاده شوهر عمه آقای ذاکر بعد هم همسایه خاله ی بنده. این آخر کار هم آقای کلباسی در بلاگ گروهی خداوند رحممان کناد... ملتمس دعای خیرتان هستم

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

شما جای بنده بودید چه می کردید؟

سلام بر شما این دومین متن سفرنامه به مشهد مقدس است. با خواندن متن زیر و پاسخ به سوال زیر از جوایز ویژه ی این فصل بهره مند گردید...

سوال: با توجه به متن چه تعداد متکدی با بنده برخورد داشته و چه مبلغی از بنده کاسب شده اند؟

الف) ٨ نفر .ـــ صفر تومان

ب) ١٠ نفر ــــ هیچی

ج) ٢ نفر ــــ ۵٠٠٠٠ تومان

د) ٨نفر ــــ مبلغی

گزینه صحیح را دوشنبه شب به شماره ٢٠٠٠٩٠ ارسال نمایید...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

السلام علیک یا امام رئوف

ابتدایاً شهادت سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام و الصلاه و 72 تن از یاران بی همتایش را محضر شریف و مبارک قطب عالم هستی حضرت بقیه الله الاعظم صاحب الامر و الزمان تسلیت عرض می نمایم.

و اما بعد از کلیه ی حامیان بلاگ وزین داریه (آقای دیوار) که شدیداً همگی این بلاگ را به صورت روزانه و بعضاً ساعتی چک می کردند عذرخواهی می نمایم. این تاخیر در ارسال مطالب با وجود موجود بودن مطالب بسیار انبوه در مخ اینجانب را به دو مورد یکی شلوغ بودن سر بنده البته از بی مویی و دیگری عدم اعتماد به نفس بر نگاشتن مطالب طنز و سیاسی و فرهنگی و هنری و اقتصادی و غیره است.

به لطف خداوند 6 روز از محرم الحرام را در جوار مضجع شریف امام الرئوف شمس الشموس و انیس النفوس  هشتمین خورشید تابناک جهان حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام بودم که لازم دانستم جهت یادگاری برای خودم و عزیزان دیگر با قلم ناقص خود متنی به نگارش در بیاورم.

در این سفر تجربیات زیادی کسب کردم که بعد از لطف و مرحمت خداوند و حضرت امام رضا علیه السلام به سبب هم نشینی با یکی از دریادلان به نام م.صفری بود. با افراد مختلفی روبرو شدم که اغلب آنها را قشر محترم متکدی تشکیل می دادند. متاسفانه زمان رخ داد بسیاری از وقایع درذهن بنده ثبت نگردیده و شاید برخی را به اشتباه نقل کنم.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

به بهانه ازدواج دو نور 2

متاسفانه با خبر شدیم که نویسنده بلاگ وزین داریه توسط ماموران محترم داعیه داران فرهنگ دستگیر و به زندان هاوایی واقع در شمال غربی گاوخونی اصفهان فرستاده شده و خوش بختانه با مقداری صحبت های مسالمت آمیز دلشان از مطالب نگاشته شده به درد آمده است. در اظهارات متهم اظهار ندامت و پشیمانی موج می زند نشان از ثفای باتن! ایشان دارد. این متهم به جنایت فرهنگی از مسئولین تقاضای جرعه ای اینترنت کرده است تا بتواند کمی از بار گناهش کاهیده و بر علو درجاتش افزوده گردد. در همین راستا ماموران خوش نام فرهنگ فضای سایبری را برایشان آماده کرده و ایشان قسمت های ضد فرهنگی متن قبلی خوش را خط خطی کرده و سیاه نمودند.

امید است که جان این جانی در جانش بماند.

و من الله توفیق

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

به بهانه ی ازدواج دو نور

تشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویق

سلام بر همگی

از دیروز همش به خودم می گفتم من باید یک متن درباره ازدواج قطب عالم بشریت، یعسوب الدین، عین الله و... (هرچی بگم کم گفتم مگه میشه با کلمات وصف خلق خدا را کرد بعضی اوقات توی وصف مخلوق خدا هم کم میاریم دیگه چه برسه به خلق خدا) حضرت امیر المومنین علی علیه السلام و بانوی دوعالم، شفیع شیعیان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بنویسم. اما هر چه زور زدم دیدم عنایت نمیشه  مطمئنم از دست بنده ی گنه کار سرتاپا تقصیرشان شاکی هستند. این اعتقاد من نیست همه ی شیعیان اعتقاد دارند که تا وقتی نظر آقا نباشه نمی شه کاری کرد. من هم دوست داشتم حتماً متنی برای مولام بنویسم اما انگار آقا به گنه کاره این روزها نگاه نمیکنه... کفر گفتم. آقا ببخشید میدونم تو به فکر من هستی و به من نزدیکی اما چه کار کنم که گناهانم سبب دوری من ازشما شده ، میدونم بدون توجه شما نابود میشوم، اما چه کنم که دلم راضی نمی شود. حیف که اخلاص نیست...

بگذریم، تا اینکه دیدم همه ی برنامه های امروز داره کار فرهنگی می کنه، من هم که به عالم و آدم گیر میدم به جز خودم. با خودم گفتم خوبه یک کمی به دولت فخیمه گیر بدم یه کمی هم به مجلس ، یه خورده چی هم به آقای دهنوی... انصافاً چه مرد خوشرو و خوبیه، حرف هاش هم خیلی قشنگه ، مردم همگی استفاده می کنند و پای تلویزیون به به و چه چه می کنند و داد و امان که واسلاما ببینید مردم چه اندازه خ... هستند من که اگر دختر داشتم به اولین خواستگار میدادم یا من اگر پول داشتم هزینه ی  جهاز دختران دم بخت را میدادم...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

منازعه بین امام خامنه ای و آیت الله وحید خراسانی؟

 

در طول سفر امام خامنه ای به شهر مقدس قم شایعات بسیاری در پی دور نشاندن آیت الله وحید خراسانی از انقلاب پخش میشد. مطالبی مثل سفر آیت الله خراسانی به مشهد، نامه ی تحقیر آمیز ایشان به رهبری، مورد هدف اطلاعات قرار گرفتن و ...

تا جایی که خود بنده هم به اشتباه افتاده بودم و متاسفانه از ایشان کمی دور شده بودم مطالبی نیز بی پایه و اساس از منابع خبری جنبش سبز پیدا کردم که به لطف خدا جناب آیت الله وحید خراسانی با فرستادن فرزند خود به دیدار رهبری آن شایعات بی پایه و اساس را نیز از بن نابود ساخت.البته همیشه بنده بدون تحقیق از کسی بدگویی نمی کنم اما جو حاکم باعث شد که ذهنیت بسیار عالی که نسبت به ایشان داشتم از بین برود اما به لطف خداوند و سخنان معجزانه امام خامنه ای مخصوصا در دیدار با طلاب و فضلا پیرامون مراجع عظام و قله های علم و معرفت و احترام به آن ها به شایعات بی اساس پشت پا زده و کلیه سایت های چپی و راستی و وسطی و بالای و پایینی را تا حد توان نگاه انداختم اما جالب اینکه بر خلاف تصوراتم مطالب ارزنده ای پیرامون علاقه ی ایشان به حضرت امام خامنه ای یافتم، که در اختیار عزیزان قرار می دهم که البته با یک جستجوی کوچک مشاهده می نماییم. البته در ابتدا تنها خبر مخالف را که یافتم قرار میدهم اگر شخصی مطلبی بهتر دارد حتما در نظرات قرار دهد تا ما نیز بتوانیم بهره مند شویم.

تهدید آیت الله وحید خراسانی در آستانه سفر به قم

http://www.rahesabz.net/story/25303/ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظر آیت الله وحید خراسانی پیرامون رهبر انقلاب

http://www.jahannews.com/vdcjhhev8uqetoz.fsfu.html

دیدار فرزند آیت الله وحید خراسانی با مقام معظم رهبری

http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=19265

تهدید آیت الله وحید خراسانی در آستانه سفر به قم

http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=19235

آیت‌الله وحید خراسانی: «کارهای آقای خامنه‌ای بر اساس موازین است»

http://www.teribon.org/archives/25499

علاقه حضرت آیت الله وحید خراسانی به امام خامنه ای

http://rahva.ir/96/13993-89.html

آیت الله خامنه ای از نظر آیت الله تبریزی و وحید خراسانی

http://www.leader-khamenei.com/shenakhte-rahbar/leader-in-sight-of-people/549-khamenei.html

علاقه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی به امام خامنه ای

http://mohsenzadeeh.blogfa.com/post-421.aspx

 

سوال بنده در اینجا علت دست گذاشتن فتنه گران بر روی مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله وحید خراسانی است؟ آن هم توسط کسانی که نه تنها مرجهیت و تقلید را قبول ندارند بلکه روحانیت را قبول ندارند

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اندر مصائب ریش

به نظر شما چرا در جامعه به طرز عجیبی بدحجابی شایع شده است؟

به نظر شما چرا پدری حاضر می شود که فرزندش بدحجاب در جامعه بگردد؟

به نظر شما چرا با بدحجابان برخورد نمی شود؟

به نظر شما چرا فردی حاضر می شود که خود را در اختیار دیگران بگذارد؟

به نظر شما چرا باید نهی از منکر نکرد؟

به نظر شما چرا این متن با نام اندر مصائب ریش منتشر شده است؟

به نظر شما چرا در این چراها فقط توجه شما به سمت دختران جامعه کشیده شده است در حالیکه بنده هیچ عنوانی از جنسیت نیاورده ام؟

به نظر شما چرا و چرا و میلیون ها چرای دیگر؟(منظور از چرا چراگاه نیست منظور همان به چه علت است که چرا گفته میشود)

اصل کلام

به این جمله دقت کنید:

 به ریش نیست به ریشه است؟؟؟؟؟

نمیدانم تا چه حد با این موضوع موافق هستید. اما بگذارید تا تجربه ای که در همین مدت حاصل گردید را برایتان عنوان کنم...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

به بهانه ی یک دوست

کمی ناراحت و دل خور از این روزگار

در حوالی غروب

به زمین و زمان برگشتن

وضو را گرفتم و به قصد مسجد حرکت کردم وارد مسجد شدم، کمی دیر رسیدم

ـ به سلام علیکم حاج آقا چه عجب از این طرفا

سلام را جواب دادم اما  نگفتم که حالم خرابه حکماً مسجد و خدا و پیغمبر هم مال حال بدیه ماهاست نه حال خوشی

ـ بدو حاجی به نماز اول برسی

عجله ای نداشتم اما به رکعت اول رسیدم معلومه حاج آقا هم کمی دیر رسیده بود به مسجد یا اینکه من زود راه افتاده بودم به هرحال نیت کردم و تکبیر گفتم و رکوع بعد از دو سجده دیدم که همه نشستند حاج آقا هم شروع کرد به شهادت دادن من به حالت خیز که نمیدونم به عربی چی میگند روی پاهام نشستم همین طور در فکر بودم:

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter