دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

اخلاص لنکرانی ها مانع حضور در مناصب است

بسیاری از منتقدین جناب دکتر لنکرانی زبان به نیش و کنایه باز کرده اند و با زبان استهزا به انتقاد از عملکرد لنکرانی روی آورده اند این منتقدان که نه منتقدان لنکرانی و لنکرانی ها بلکه منتقد جبهه پایداری ( بخوانید دشمن خونین جبهه پایداری هستند) و البته نه منتقدان جبهه پایداری بلکه منتقد حضرت آیة الله مصباح یزدی هستند. ( باز هم بخوانید دشمنان آیة الله) ...

دلیل این منتقدان اما انصراف جناب دکتر لنکرانی پس از عدم احراز صلاحیت ایشان است و به قول ایشان روغن ریخته نذر امام زاده شده است !

به فرض صحت گفتار منتقدان باید خطاب به ایشان نوشت در ادبیات و قلب انقلابی ها خصلتی نانوشته به نام ایثار نگاشته شده است.

و به نظر می آید تا چه اندازه در فضای سیاست این صفت غریب واقع شده است.

 

آری به فرض عدم احراز صلاحیت ( و نه رد صلاحیت ) باید توجه کرد که جناب دکتر لنکرانی چه ایثار بزرگی کرده اند.

منتقدان عزیز ! آیا جناب لنکرانی از عدم احراز صلاحیت ترسی داشتند! و الله خیر...

مسلما درک این مساله برای جنابعالیان سخت است چرا که واژه ی "احساس تکلیف" امروز لق لقه ی زبان های سیاست مداران شده است و توان تشخیص حق از باطل بسیار سخت شده است.

بگذارید برای شما توصیف کنم تا شما هم کمی با این واژه ها آشنا شوید:

برای شخصی که مؤمن و انقلابی است تنها همین حدیث شریف "مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِهَا مَلْعُونٌ کُلُّ مَنْ حَدَّثَ بِهَا نَفْسَهُ" کفایت می کند تا شخص از حضور در مناصب دوری گزیند.

کما اینکه ایشان در ملاقات با حضرت آیة الله مصباح یزدی عمار انقلاب چندین بار با ذکر همین حدیث از کاندیداتوری امتناع می نموده اند.

 مسلما لولا حضور الحاضر وقیام الحجه ایشان از حضور امتناع می نمود. پس چگونه است حال کسی که از ریاست دوری می کند و مشکلات ریاست را می داند زمانیکه ریاست هم از او دوری کند؟

ایشان به این مطلب واقفند که حضور در انتخابات یک عبادت هم چون نماز است و چندین بار در مراسمات مختلف به این مطلب تصریح داشتند حال آنکه کاندیدای دیگری را ندیدم نگاهی توحیدی به این مطلب داشته باشد.  لذا باید با طهارت ظاهر و باطن وارد این عرصه شد.

و دکتر می داند اگر در عبادتی به این بزرگی توفیق حضور یابد همان اندازه که ثوابش زیاد است عقابش نیز زیاد است. اگر به خاطر عملکر خوب ثوابی عظیم به او بدهند با اندک کج روی عقابی عظیم در پیش رو خواهد داشت.

آیا چنین شخصی از عدم احراز صلاحیت شادمان می شود یا ناراحت؟

متاسفانه زمانیکه دید انسانها نسبت به مسائل توحیدی نباشد مسلما از فهم دیدگاه موحدین عاجز خواهد بود و زبان به تهمت گشوده و شروع به استهزاء طرف مقابل می کند.

البته پیامبر در قرآن کریم خطاب به این افراد کم فهم می گوید: "فانتظروا انی معکم من المنتظرین"

به حق منتظر باشید که در جهل مرکب هستید و زمانی خواهد آمد که حق و باطل را می شکافد و البته آن روز برای پشیمانی بسیار دیر خواهد بود.

ای کاش جناب دکتر لنکرانی هم انصراف نمی داد.

ای کاش ایشان منتظر می ماند تا با اعلام عدم احراز صلاحیتش زبان به گلایه و شکوه گشاید.

ای کاش مانند برخی با مظلوم نمایی و قیافه حق به جانب گرفتن سعی در جلب آراء برای دوره های دیگر می نمود

ای کاش به نفع کاندیدای دیگری انصراف نمی داد و رای خود را بین اصولگرایان پخش می نمود

ای کاش می گفت (شاید) برای پدری صلاحیتش احراز نشده که او را از ده سالگی ندیده است و ای کاش پدرش ساواکی و سناتور بوده باشد.

ای کاش ایشان هم ضمن بیانیه ای مردم را نا امید می کرد و می گفت افسوس که می خواستم حماسه ای سیاسی بسازم...

تا آنکه می دیدیم رفتار منتقدان ایشان را، منتقدانی که به خیال خود خواهند توانست با سطلی پر از آب خورشید را خاموش کنند.

آری در ادبیات انقلابی ها به فرض صحت عدم احراز صلاحیت به این کار ایثار می گویند،

چرا که او اهل شانتاژ و هیاهو نیست

چرا که او منتسب به عالمی جلیل القدر است و باید جلوی هتاکان ایشان بایستد تا خدای ناکرده عدم احراز صلاحیت او منتج به آسیب خوردن عمار انقلاب نشود پ

چرا که او حاضر است برای اسلام، امام و انقلاب خود را فنا کند و لو به او بخندند یا او را استهزا کنند.

پس کنار کشیدن ایشان چه با علم به عدم احراز صلاحیت و چه غیر آن بوده باشد مصداقی جز تقوا و ایثار نخواهد داشتپ

والسلام علی من اصبح و امسی لله رب العالمین

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

دکتر لنکرانی برای ریاست جمهوری جوان است ...!

چند وقتی بیشتر از اعلام کاندیداتوری دکتر لنکرانی نمی گذرذ که پیش بینی ها به وقوع پیوست و فحاشی های مخالفان شروع شد.

یکی می نویسد که پدرش ساواکی است...!

این استدلال به فرض صحت تهمتی به همراه دارد (چرا که دلیل و مدرکی هنوز گواه مطلب وجود ندارد و اگر کسی مطلبی را به کسی بدون مدرک نسبت دهد تهمت زده است و اگر نتواند اثبات کند فعل حرام انجام داده است، آیا خبرگزاری ها به فعل حرام و حلال اعمالشان دقت دارند؟) باز هم استدلال منطقی و علمی و شرعی نیست.

در هیچ کدام از نمونه های تاریخی اسلام سراغ ندارم که اهل بیت ما فردی را به خاطر این که پدرش کافر بوده است تکفیرش کنند یا او را حد بزنند. بلکه نمونه های بارزی چون محمد ابن ابی بکر وجود دارند که نه تنها تکفیر نمی شوند میوه ی دل حضرت امیر می شوند تا بدانجا که حضرت می فرمایند زین پس بگویید محمد بن علی...

دیگری می گوید پدرش در مصاحبه ای از او حمایت کرده است  و گفته نباید به خاطر من پسرم از ریاست جمهوری محروم باشد...

این نیز از استدلال های فوق علمی است با این تفاوت که در استدلال قبل تهمت بود اما اینجا دروغی نسبت داده شده است. چرا که پدر جناب لنکرانی صریحا می گوید من با ریاست جمهوری پسرم موافق نیستم و دوست دارم از طرق علمی به مملکت خود خدمت نماید ولی در انتها ذکر می کند نباید به خاطر من پسرم از ریاست جمهوری محروم شود.

اما عده ای نتیجه می گیرند او منافق است و با پدرش در ارتباط است و می خواهد نظام را متلاشی کند ...!

این مطلب نیز بعید نیست و احتمال دارد چرا که هرگز احتمال منافق بودن از کسی برداشته نمی شود مگر معصوم باشد.

اما به همان اندازه که احتمال نفاق در دل دکتر لنکرانی هست در دل تمام مردم نیز هست و حتی در سایر نمایندگان این احتمال بیشتر است اما چه کنیم؟

اما هرگز اسلام از امام معصوم نیز بازخواست نمی کند که چرا حکم به باطن ننمودی بلکه حتی از پیامبر گرامی اسلام تا امام حسن عسگری علیهم السلام همگی حکم به ظاهر می نمودند حال آنکه همگی به اعتقاد ما شیعیان از ضمایر انسان ها باخبر بودند.

آیا امیر مومنان نمی دانستند که قاضی شریح روزی فتوای حلیت خون پسرشان را صادر می کند؟

آیا پیامبر اسلام از عاقبت بسیاری فرماندهان و اصحاب خود بی خبر بودند؟

و هزاران آیا و اما و اگر...

 

در این بین برخی از باب خیر خواهی وارد می شوند، می فرمایند لنکرانی خوب است ولی جوان است سابقه ندارد ما انسان باسابقه ای بیاوریم با نمره ی پایین تر بهتر است از انسان بی سابقه با نمره بالاتر ...

این استدلال نیز علی رغم ظاهر زیبا و مصلحت اندیشانه ی خود فاقد اعتبار اسلامی است بلکه دارای نقیض است.

شاهد مثال آن در تاریخ هم فرماندهی اسامة در اواخر عمر شریف پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله است جهت لشکر کشی به روم که با مخالفت های بسیاری از کهنه کاران مواجه می شود. افرادی که خود را باتجربه تر و ریش سفید تر زا اسامه خود را می دانستند ولی با برخورد پیامبر گرایم اسلام مواجه شدند...

لذا از این برخورد پیامبر گرامی اسلام مشخص می شود که تقسیم کار و مقام بر اساس شخصیت و لیاقت بوده است نه در گرو سن و سال. لذا در آیین اسلام مقام و موقعیت در گرو لیاقت و کاردانی است ...

 

و السلام علی من اصبح و امسی لله رب العالیمن

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter