دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

شاید این جمعه بیاید... نه .... جمعه ی بعد .... نه ... پس؟

هم چاه سر راه تو بکنیم

هم جمعه ز انتظار  تو دم بزنیم

این نامه چندم است که تو می خوانی؟

داریم رکورد کوفه  را میشکنیم

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

السلام علیک یا صدیقة الکبری...

 

پدر زخم زبان بسیار خوردم

میان کوچه های شهر،سیلی

پدر زهرای تو حاجت روا شد

ببین بازو و دست و سینه من

 

کتک از خصم بد کردار خوردم

هم از دشمن هم از دیوار خوردم

ببین مزد رسالتت ادا شد

بلا گردان جان مرتضی شد

 

دست به قلم شدم که  از غم هایت بگویم. با خود گفتم می نویسم و آنچه می دانم می گویم که عالم بداند مادر ما به ضربه ی درب شهید نشد. مادر ما از غم های نهفته ی سینه اش جان سپرد. می خواهم روضه بخوانم، قلم یاری نمی کند. انگار قلم نیز می خواهد بگرید. ای دست ها توان دارید برایتان بگویم و شما قلم را به حرکت در آورید. اما اگر دست هم بجنبد قلم نمی نویسد. مادرجان گفته اند دست به کمر راه می رفتی، گفته اند  روی خود از همسرت پنهان می نمودی، گفته اند در بین درب و دیوار ماندی. اما هرگز نشنیده ام در دل بچه هایت چه گذشت؟ مگر می شود مادر سیلی بخورد و فرزند آرام نشیند؟ مادر جان غمت از بهر چه بود؟ چرا یک بار نگفتی علی جان به دادم برس؟ چرا فریاد بر آسمان ندادی که جهان در خدمت تو بود؟ چرا به زمین امر جهاد ندادی؟ چرا افلاک را بر سر ما آدمیان خراب نکردی؟

 

مادر جان! گمانم که دیدی دست بسته ی علی را!

مادرجان! گمانم که دیدی جگر داغدار حسن را!

مادر جان! گمانم که دیدی رگ های بیرون زده ی گردن حسین را!

مادر جان! گمانم که دیدی دست های کوچک زینب را!

مادرجان! گمانم که دیدی خدا را! که چه اندازه ماتم زده به معرکه نگاه می کرد!

مادر جان! تو مرگ می خواستی، اما چرا؟

مادر جان! تو شیون می کشیدی، اما چرا؟

مادر جان! تو پنجه به صورت میزدی، اما چرا؟

 

مادرم غم و غصه ی علی و فرزندانش که عالم را می سوزاند را دیدی. اما مادر ببین که درد و رنج هنوز شیعه را در بر دارد. ببین که شیعه نمی تواند پلک بر هم بگذارد. ببین که شیعه از چپ و راست مورد هجمه است. ببین تهمت ها و ناروا ها علیه شیعه را....

 

مادرجان! می بینی این همه درد و رنج را و باز هم سکوت می کنی؟

مادر جان! شنیده ای که می گویند شیعیان آقا ندارند... شنیده ای که می گویند شیعیان سرور ندارند....

مادرجان! شنیده ای که می گویند شیعیان منتقم ندارند... شنیده ای که می گویند شیعیان غیرت ندارد...

مادرجان! می گویند  امامی دارند که او را نمی بینند... می گویند معشوقی دارند که بهر او نمی میرند...

مادرجان! ما بدیم. به ما نگاه نکن. اما ...

شما را قسم می دهمت به فرزندت ، به پسری که شاید از تو زاده نشد اما افتخار فرزندی تو نائلش شد. پسری که بر دستانش علی بوسه زد.

شما را قسم می دهم به شیرخواره ای که با عطش مبارزه کرد و هرگز دم بر نیاورد  و جانانه از جانان دفاع کرد...

شما را قسم می دهم به فرزندان  فرزند غریبت ....

شما را قسم می دهم به شهدای کربلا و  همه اهل بیت علیهم السلام...

مادر جان همین امشب با اشک چشم ظهور یوسفت را بخواه. مادرجان نمی شود تو بخواهی و کن فیکون نشود.

مادر جان به خدا قسم مهدی صاحب زمان نه مادر دارد نه پدر

نه برادر دارد نه خواهر.

نه یار دارد نه یاور.

اما مادر جان! بدتر از همه این است که عزیزت چاهی هم برای درد و  دل ندارد...........

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه

والعاقبة لاهل التقوی و الیقین

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اندکی صبر سحر نزدیک است ...

به گفته ی آیت الله حائری شیرازی حفظه الله هر کس وقایع جهان را در راستای ظهور نداند عقل ندارد...

به سخنان حضرت آیت الله بهجت هم که بنگریم به ژرفای اندیشه و عمق نگاه ایشان پی می بریم.

البته این سخنان به معنای تعیین وقت نیست بلکه برای تنبه و امید بیشتر است. هیچ یک از علما زمان تعیین نمی نمایند و همگی ظهور را نزدیک می دانند...

خداندا من تا چه اندازه آماده ی دیدن جمال نورانی حضرتش هستم؟ آیا در زمان او هستم یا نه...

چند تایی دعا به ذهنم رسیده گفتم کمی تامل کنیم و دعا کنیم:

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم ولی جمال آقا را رویت ننمایم

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم و جمال آقا را دیده ولی ایشان را نشناسم.

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم و جمال آقا را ببینم و ایشان را بشناسم ولی مورد بی اعتنایی آقا قرار گیرم.

.: بار الهی، نکند از این دنیا بروم و جمال آقا را ببینم و ایشان را بشناسم و مورد اعتنا قرار گیرم ولی جزو یاران او نباشم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم ولی در زمان ظهور نباشم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم و زمان ظهور را درک نمایم ولی جزو دشمنان باشم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم و زمان ظهور را درک نمایم و جزو دشمنان نباشم ولی امام علیه السلام را تنها بگذارم.

.: بار الهی، نکند در این دنیا باشم و زمان ظهور را درک نمایم و جزو دشمنان نباشم و امام علیه السلام را تنها نگذارم ولی جزو یاران خاص آن حضرت نباشم.

 

در آخر:

بارالهی، خواه در این دنیا باشم و خواه نباشم، آرزویم لقای اوست. آرزویم گوشه ی چشم یار است.

عزیز فاطمه ، یوسف زهرا (سلام الله)  کجایی؟ ای منتقم کجایی؟ ای رهایی بخش جهان کجایی؟

با همه ی لحن خوش آواییم                            در به در کوچه  ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر                          نغمه ی تو  از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی                         محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی                                  مایه ی آسایه ی  ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود                             یک شبه حلال مسائل شود

دو ش مرا حال خوشی دست داد                                  سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت                             شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است                           نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب                               بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرنده برانداز ز چشم ترم                                 تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مدد کار ما                              کی و کجا وعده ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد                       به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی                                   روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

 

 

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter