دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

احیای تفکر دینی

امروز کتاب ده گفتار را مطالعه می نمودم، در بخش احیای تفکر دینی چندین جمله از این استاد شهید بزرگوار برایم بسیار زیبا بود. همانگونه که می دانید این سخنان حضرت
استاد بر می گردد به دهه 40 اما هنوز صحبت های ایشان تر و تازه است و این نشان از کم کاری ها دارد. اگر مطالب استاد شهید برای بنده تازگی داشت به احتمال زیاد نشان  می دهد که در این 40 سال بسیار کم کار فرهنگی انجام گرفته است و یا اغلب فعالیت های فرهنگی صرفا نمایشی و جهت بالابردن بیلان ها بوده است. (البته در بهترین حالت)

"اکنون بنشینیم و حساب کنیم ، ببینیم
آیا واقعا تفکر ما تفکر اسلامی‏

است ؟ آیا تفکر اسلامی در مغز ما زنده است یا مرده ؟ فعلا لازم نیست که‏

زیاد دنبال این باشیم که کسی را که مسلمان نیست مسلمان کنیم . البته‏

منتهای آرزو این است ، ای کاش چنین چیزی بشود ، ولی آن چیزی که فکر

می‏کنیم در درجه اول لازم است اینست که فکر
دینی که الان ما متدینها و

مسلمانها و نماز خوانها و روزه‏گیرها و زیارت‏روها
و حج کن‏ها داریم ، این‏

فکری که در خود ما به حالت نیمه مرده در آمده است
، به حالت کرخ به‏

اصطلاح درآمده است ، این را زنده بکنیم . تا این جور نشود
فایده ندارد ،

فرضا اگر در اروپا هم یک عده مسلمان شوند و ما را ببینند
ممکن است‏

پشیمان شوند و از اسلام برگردند "

و در ادامه:

"در میان کشورهای دنیا به استثنای بعضی کشورها ، کشورهای
اسلامی عقب‏

مانده‏ترین و منحطترین کشورها است . نه تنها در صنعت عقب هستند ، در

علم عقب هستند ، در اخلاق عقب هستند ، در انسانیت و معنویت عقب هستند

. چرا ؟ یا باید بگوئیم ، اسلام ، یعنی همان حقیقت اسلام در مغز و روح این‏

ملتها هست ، ولی خاصیت اسلام اینست که
ملتها را عقب می‏برد ( دشمنان‏

دین هم بزرگترین حربه تبلیغی آنها همین انحطاط
فعلی مسلمین است ) و یا

باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام به صورت اصلی در مغز و
روح ما موجود

نیست بلکه این فکر اغلب در مغزهای ما به صورت مسخ شده موجود
است ،

توحید ما توحید مسخ شده است ، نبوت ما نبوت مسخ شده است ، ولایت و

امامت ما مسخ شده است ، اعتقاد به قیامت ما کم و بیش همینطور . تمام‏

دستورهای اصولی اسلام در فکر ما همه تغییر شکل داده . در دین صبر هست
،

زهد هست ، تقوا هست ، توکل هست . تمام اینها بدون استثناء به
صورت‏

مسخ شده در ذهن ما موجود است . شاید همان اندازه که تا به حال در این‏

جلسات بحث شده است . این مطلب را تا اندازه‏ای روشن کند . مثلا راجع به‏

تقوا بحث شده است . اگر مطالعه کرده
باشید شاید بتواند آن جزوه‏ها به‏

شما ثابت بکند که تا به حال تقوا به یک صورت مسخ
شده‏ای در ذهن ما بود

. هر موضوعی که بحث شده همه اینگونه است ، که می‏فهماند
اسلام معکوس شده‏

است .

مثلی آورده‏اند که یک عده دهاتی از ده خودشان
رفتند توی شهر . به‏

عمرشان شهر را ندیده بودند . یکوقت از دور یک نوع درختهای
مخصوصی‏

نظرشان را جلب کرد . آمدند دیدند درختهای عجیبی است ، نه شاخه
دارد و

نه برگ ولی درخت است . مناره‏های مسجد بود ، خیال کردند درخت است .

تعجب کردند که این درختها چه نوع درختی است که ما تا به حال ندیده‏ایم !

شهریها چه خوب انواع درختها را می‏شناسند . آمدند پرسیدند اسم این درختها

چیست ؟ بعضی از شهریهای زیرک هم فهمیدند اینها دهاتی هستند ، آنها را

دست انداختند گفتند اینها درختهائی است که در دهات پیدا نمی‏شود .

پرسیدند که اصل اینها که به عمل می‏آورید
چیست ؟ گفتند اینهاتخم مخصوص‏

دارد ما می‏کاریم در می‏آید . گفتند ممکن است
از این تخمها بما بدهید ؟

گفتند بله . یک مقدار تخم هویج به این بیچاره‏ها
دادند . اینها رفتند همه‏

کاشتند . تا آنوقت تخم هویج نکاشته بودند . بعد از
مدتی دیدند در نیامد

. هر چه منتظر شدند و آب دادند در نیامد . ولی بعد از مدتها
گفتند چطور

شده است ؟ چه جور تخمی بود ؟ وقتی کندند دیدند به شکل مناره
است اما از

آن طرفی ، به زمین فرو رفته است . گفتند معلوم می‏شود ما عوضی کاشتیم .

داستان و مسلمانی ما هم همان داستان مناره کاشتن آن روستائیان است .

در مسأله ولایت و امامت طرز فکر ما به صورت عجیب و معکوس در آمده‏

است . آیا این عجیب نیست که ما مقتدایانی مثل اهل بیت پیغمبر داشته‏

باشیم ، علی بن ابی طالب داشته باشیم ، حسن بن علی داشته باشیم ، حسین‏

بن علی داشته باشیم ، زین العابدین داشته باشیم و همچنین سایر ائمه ( ع )

، آنگاه بجای اینکه وجود این
پیشوایان ، محرک ما و مشوق ما باشد به عمل‏

، وسیله تخدیر ما و تنبلی ما و گریز ما
از عمل شده است . تشیع و دوستی‏

اهل بیت پیغمبر را وسیله قرار دادیم برای
اینکه از زیر بار اسلام‏

بیرون بیائیم . حالا
ببینید این فکر چقدر مسخ شده است ! این حقیقت عالی‏

به شکل منکوس در فکر ما
وارد شده ، در ما نتیجه معکوس داده ، وسیله‏

تنبلی شده ، وسیله هیچ کار نکردن با انتظار اینکه همه کارها را مولی کرده‏

، در قیامت هم مولی می‏کند . این داستان را از تاریخ صدر اسلام برایتان‏

نقل می‏کنم ببینید چگونه است ."



 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter