دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

ازدواج موقت ( قسمت اول » اهمیت اعتقاد به متعه و نگاه اهل بیت علیهم السلام)

مقدمه: این مطلب را می نگارم و با افتخار و عزت در بلاگ خود قرار میدهم باشد که در سحرای محشر در زیر نگاه حضرت زهرا سلام الله علیها آب نشوم و بتوانم اسم خود را در جمع یاران علویون قرار دهم.

خطاب به امیر مومنان (علیه السلام) : آقاجان، مولا جان، دل و جانم فدای شما و فرزندانتان. این مطلب را برای رضایت جنابعالی قرار می دهم. گنه کاری هستم بلکه رضایت کوچکی از شما در پرونده بنده باشد و در این راه از گفتن حق و حقانیت هراسی ندارم...

به نام آفریدگار رحمان و رحیم

 

بحث در مورد این موضوع را میخواستم به مدتها بعد موکول نمایم. اما به دلیل اینکه با این موضوع متاسفانه در جامعه به شدت سلبی برخورد می گردد و متاسفانه تر اینکه در خانواده های مومن ما تقبیح می شود و به دلیل اینکه مشاهده کردم این مشکل تا بیخ گوش خود بنده و نزدیک ترین دوستانم هضم نشده است و از آنجا که  ازدواج موقت از ضروریات دین است و عدم اعتقاد به آن مشکل ساز می باشد لذا بر آن شدم که از این جمع کوچک خودمانی شروع نمایم.

تا بلکه به حول و قوه ی الهی با ادله نقلی و عقلی بتوانیم این سنت الهی را در جمع کوچک خودمان از انزوا و مهجور واقع شدن بزداییم.

چندین سوال بسیار در این مورد اصلی به نظر می رسد. اما قبل از هر چیز می خواهم یک نگاهی به خودتان و خانواده خود بیاندازید. همین الآن نزد خودتان و خدای خودتان بروید و بگویید اعتقادتان نسبت به مساله  ازدواج موقت چیست؟

پاسخ را منصفانه نزد خود داشته باشید که آیا قلبا اعتقاد دارید یا برای اینکه تنها در الفاظ و ادعا آن هم برای اینکه تکفیر نشوید قبول دارید؟ آیا دلتان نسبت به این مساله دینی روشن است یا دیدی بسیار عقب مانده نسبت به این مساله و افرادی که به این کار مبتلا میشوند دارید؟ آیا فقط نظرتان این است که خداوند یک راهی گذاشته است که نباید اجرا شود و قانون های بهتری است یا خیر معتقید پروردگار عالمیان کار عبث نمی کند؟ آیا در ترویج ازدواج موقت در جامعه مشکل دارید؟

در پاسخ به این سوال خیلی منصفانه به خود جواب دهید که: انصافا چه تفاوتی میان هرزگی و فاحشگی با صیغه شدن وجود دارد؟

(البته چون این بحث دقیق و علمی است خواهشا دوستان کمی با جنبه عمل کنند. واقعا برخی مواقع نمی شود از الفاظ دیگری استفاده نمود چرا که حق مطلب ادا نمی گردد)

نگاه شما به این بحث چیست؟ آیا نگاه شما این است که یک شخص مجرد مثال گربه ای را دارد که دستش به گوشت نرسیده و اکنون این بحث را راه انداخته است؟ آیا نگاه شما این است که این عمل ناراحتی امام زمان (عج) را در پی دارد؟ آیا معتقدید افراد هوس باز به این سمت کشیده می شوند؟

اما خواهشا به پرسش های بالا نزد خودتان با خلوص پاسخ دهید، بلکه بتوانیم به یک نتیجه ای برسیم. البته نتیجه مهم نیست و مهم این است که حق گفته شود و به اطلاع دیگران برسد...

سعی بنده در این مقاله پاسخ دادن به پرسش های زیر می باشد.

اهمیت اعتقاد به متعه چیست؟

ازدواج موقت در نگاه اهل بیت؟

ازدواج موقت با دختران باکره..

نظر عنلما پیرامون مساله ازدواج موقت؟

ازدواج موقت در نگاه عرف جامعه؟

ترویج ازدواج موقت ؟

آیا فاحشگی با صیغه شدن تفاوتی دارد.؟

ایا ازدواج موقت برای مجردین است یا متاهلین؟

الف) اهمیت اعتقاد به متعه (و نگاه اهل بیت علیهم السلام به ازدواج موقت)

دوستان خواهشا همگی توجه نمایند. منظور بنده از اعتقاد وجه کامل آن می باشد یعنی اعتقاد زبانی، قلبی و عملی. همانگونه که دوستان مستحضر هستید اعتقاد زبانی از کمترین اعتبار برخوردار است و اعتقاد قلبی کافی نیست بلکه اعتقاد عملی وجه تام و تمام آن در تمامی مباحث الهی و دینی ماست. بنابراین با کوچک ترین مشکل در یکی از این انواع اعتقادی نمی توان به سرمنزل مقصود رسید. اما به نظر می آید اعتقاد عملی در بحث همان تلاش برای ترویج، انزوا زدایی و اجرای این سنت الهی می باشد و عمل به این حکم یکی از وجوه اعتقاد عملی به ازدواج موقت می باشد.

متعتان کانتا محللتان فی زمن رسول اللَّه و انا احرمهما و اعاقب علیهما متعة الحج و متعة النساء

این حکم را همه ی دوستان شنیده یا خوانده اید.حکمی که هیچ شیعه وسنی در انتساب آن به خلیفه دوم شکی و شبهه ای ندارد، بنابر این اهمیت اعتقاد به این مساله اظهر من الشمس می باشد چرا که عدم اعتقاد به متعه یعنی مقلد بلاواسطه خلیفه دوم شدن.

سید محمد حسن قوچانی اعلی الله مقامه در کتاب سیاحت شرق می نویسد در عمل متعه تولی و تبری وجود دارد تولی به خاطر روی آوردن به دستور الهی و تبری به خاطر حکم دشمنان اهل بیت و پیامبر صلوات الله علیه و آله.

بعد از این استدلال عقلی نقلی استدلالات نقلی دیگری نیز وجود دارد. من جمله ی آن نزول آیات قرآنی:

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۲۴﴾

در ادامه مطلب (پاورقی 1 و 2 )

روایات و احادیث متعددی نیز پیرامون اهمیت این موضوع می باشد. تا بدانجا که اعتقاد به این مساله جزو نشانه های ایمان مومنین آمده است از طرفی اعتقاد به متعه در کنار اعتقاد به مساله رجعت آورده شده است. آیا اهمیت اعتقاد به این موضوع آن چنان نیست که انسان را به شک بیاندازد. همانگونه که می  دانید شیعه نیست کسی که به رجعت اهل بیت اعتقاد ندارد.

بنابر این به نظر می آید این مساله با مسائل مستحب و مستحب موکد و مکروه و غیره تفاوت زیادی دارد و مثلا هرگز نمی توان پنیر خالی خوردن را در کنار این مساله قرار دهیم.

صفات الشیعة / ترجمه توحیدى، ص: 81

حدیث چهل و یکم‏

عبید اللَّه گفت: امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود:

هر کس به شش چیز اقرار کند، مؤمن است: بیزارى از طغیانگران و ستمگران، اقرار به ولایت [اهل بیت پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏]، ایمان به رجعت [آل محمّد علیهم السّلام‏]، حلال شمردن متعه‏، حرام دانستن مارماهى و مسح نکردن بر روى کفش.

صفات الشیعة / ترجمه توحیدى، ص: 131

فضل بن شاذان گفت: حضرت امام رضا علیه السّلام فرمود:

هر کس به یگانگى خدا اقرار کند و مشابهت خدا را با خلقش انکار نماید، و خدا را از آنچه شایسته او نیست منزّه بدارد و اقرار کند که او صاحب نیرو، قدرت، اراده، خواست، خلق، امر، قضا و قدر است و افعال بندگان، به گونه خلق تقدیرى و نه خلق تکوینى، مخلوق اوست و گواهى دهد که محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم رسول خدا و على علیه السّلام و سایر امامان بعد از او علیهم السّلام حجّتهاى خداوند هستند، و دوستان آنها را دوست بدارد، و دشمنانشان را دشمن بدارد، از گناهان کبیره دورى کند، به رجعت و دو متعه‏ (متعه حجّ و متعه نساء) «1» اقرار کند، به معراج و سؤال [نکیر و منکر] در قبر، حوض کوثر، شفاعت، خلق شدن بهشت و دوزخ، پل صراط، ترازوى [سنجش اعمال‏]، برانگیخته شدن [از قبر]، دوباره زنده شدن، پاداش [نیک و بد اعمال‏] و حسابرسى [در روز قیامت‏] ایمان آورد، مؤمن حقیقى است و از شیعیان ما اهل بیت علیهم السّلام مى‏باشد.

............................

خارج از این گونه احادیث که به وفور در کلام اهل بیت یافت می شوند احادیث و روایات عجیبی مبنی بر اینکه حتما هر مومنی در زندگی ازدواج موقت داشته باشد اگر چه برای یکبار،  وجود دارند.

الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 622

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 103

و [سؤال:] از مردى که حقّ مى‏گوید و معتقد به متعه‏ است، و قائل به رجعت مى‏باشد، جز آنکه او همسرى دارد که در تمام امور او سازگار و موافق است، و آن مرد با همسرش عهد بسته که با داشتن او ازدواج نکند، و نه متعه‏ کند، و کنیز هم اختیار ننماید، و به این عهد حدود نوزده سال عمل نموده و به گفته خود وفا نموده، ولى گاهى پیش‏ مى‏آید که چند ماهى از منزلش بیرون است و متعه نمى‏کند و نفس او نیز به این کار تحریک نمى‏شود، ولى مى‏بیند رعایت این کار او را در دیده دیگر همراهان (شیعه) او- از برادر و فرزند گرفته تا غلام و وکیل و دیگران- سبک ساخته است، ولى با این حال او میل دارد از سر محبّتى که به همسرش دارد و صیانت او و نفس خود بر همان عهد باقى بماند، نه براى تحریم متعه که خداوند را بدان معتقد است، با این اوصاف آیا در این ترک و کناره‏گیرى گناهى متوجّه او خواهد بود یا نه؟

جواب: براى او مستحبّ است که خداى تعالى را با انجام متعه اطاعت کند تا عهد و حلف در معصیت از او زایل شود؛ هر چند براى یک مرتبه.

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 103

جمیل بن صالح گوید: «بعضى از یاران‏مان به امام صادق علیه السلام گفت: متعه برایم خوشایند نیست سوگند یاد کرده‏ام که هرگز زنى را به متعه نگیرم. حضرت به او فرمود: تو اگر از خدا اطاعت نکنى معصیت او را خواهى کرد.»

و احادیث و روایت دیگر پیرامون استحباب متعه:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 101

على سائى گوید: «به امام کاظم علیه السلام گفتم: فدایت شوم! در گذشته متعه مى‏کردم ولى بعدها از آن بدم آمد و آن را مشؤم دانستم لذا با خداوند در بین رکن و مقام عهد بستم و نذر و روزه بر خود واجب کردم که دیگر ازدواج موقّت نکنم هم اکنون پس از آن پیمان و عهد، کار بر من سخت شده است و از سوگندى که خورده‏ام پشیمان هستم و توانایى ازدواج دائم و آشکار را ندارم.

حضرت به او فرمود: تو با خداوند پیمان بسته‏اى که او را اطاعت نکنى و به خدا سوگند اگر از خداوند اطاعت نکنى قطعاً او را معصیت خواهى کرد.»

............................

هم چنین روایت عجیب دیگر:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 99

عقبه گوید: «به امام باقر علیه السلام گفتم: کسى که متعه مى‏کند پاداش و ثواب دارد؟ حضرت فرمود:

اگر با متعه کردن خدا را منظور بدارد و نیز مخالفت با کسانى که متعه را قبول ندارند کلمه‏اى نمى‏گوید مگر اینکه خداوند براى او در برابر آن کلمه حسنه‏اى مى‏نویسد و دستش را به سوى زن دراز نمى‏کند مگر اینکه خداوند حسنه‏اى برایش مى‏نویسد و چون به زن نزدیک شود خداوند در برابر این براى او گناهى را مى‏آمرزد و چون غسل کند خداوند به اندازه‏اى که آب بر مویش مى‏گذرد براى او گناه مى‏آمرزد.

گفتم: به تعداد مو؟ حضرت فرمود: آرى به تعداد مو.»

............................

و اما برای عزیزانی که بعضاً دوست ندارند با این کار صحیح پیراهن نجابت و عصمت خود را آلوده نمایند:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 97

امام صادق علیه السلام فرمود: «مردى نیست که متعه کند و سپس غسل نماید مگر اینکه خداوند از هر قطره‏اى که از بدن او مى‏چکد هفتاد فرشته بیافریند و آنان تا روز قیامت براى او استغفار کنند و آنان کسى را که از متعه دورى مى‏کند تا قیام قیامت لعن مى‏کنند.»

............................

بنده شخصاً حرفی برای گفتن ندارم. به نظر می آید این حدیث از رییس مذهب برای تمامی استدلالات کافی باشد. عزیزان خواهشاَ توجه نمایید، حضرت می فرمایند آنان که از متعه دوری نمایند را لعنت می کنند نه کسانی را که اعتقاد ندارند و یا مخالفت می نمایند...؟!!!!

حالا اگه کسی جرات داره دوری کنه......

امام باقر علیه السلام فرمود: «چون پیامبر صلى الله علیه و آله را شبانه به آسمان بردند فرمود: جبرئیل علیه السلام به من رسید و گفت: اى محمّد! خداوند تبارک و تعالى مى‏فرماید: «من کسانى از امت تو را که متعه مى‏کنند بخشیدم.»

............................

ابوبصیر گوید: «خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، حضرت به من فرمود: اى ابامحمد! از آن زمان که از خانواده‏ات بیرون آمدى متعه کرده‏اى؟ گفتم: نه. حضرت فرمود: چرا؟ گفتم: پولى که دارم به این کار نمى‏رسد. ابوبصیر گوید: حضرت دستور داد یک دینار به من بدهند و حضرت فرمود:

سوگندت مى‏دهم به منزلت نروى مگر اینکه این کار را انجام دهى.»

............................

 اسماعیل جعفى گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: اى اسماعیل! امسال متعه کرده‏اى؟ گفتم:

آرى. حضرت فرمود: منظورم متعه حج نیست. گفتم: پس منظور شما چیست؟ حضرت فرمود: متعه زنان. گفتم: با دخترى بربرى‏ «1». حضرت فرمود: آرى. براى من نقل کردند: اى اسماعیل! هر چه را یافتى متعه کن گرچه زنى سندى‏ «2» باشد.

(1). بربر قومى در مغرب افریقیا است. اطلاقات دیگر نیز دارد.

(2). سند شهرهایى در هند و یا نهرى است در هند و سندیّه زن منسوب به آنجا را گویند.

............................

امام باقر علیه السلام فرمود: «خوشى مومن در سه چیز است: بهره‏مندى از زنان، مزاح با دوستان و نماز شب.»

............................

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 95

امام صادق علیه السلام فرمود: «من براى مرد دوست مى‏دارم که از دنیا بیرون نرود تا اینکه گرچه یک بار هم که شده متعه کند و نماز جمعه را به جماعت بخواند ...»

امام صادق علیه السلام فرمود: «براى مرد مستحب است که ازدواج موقّت کند و من براى مردى از شما دوست ندارم که از دنیا برود مگر آنکه گرچه یک بار هم که شده متعه کند.»

محمّد بن مسلم گوید: «امام صادق علیه السلام به من فرمود: متعه کرده‏اى؟ گفتم: نه. حضرت فرمود: از دنیا بیرون نرو مگر اینکه سنت را زنده بدارى.»

............................

از این مطلب اخیر می توان فهمید که این عمل یک سنت الهی است و به فرموده امام صادق (ع) باید آن را احیا نمود.

شاید برای برخی امر هنوز هم مشتبه نشده است و با خود بگویند ما با ازدواج دائم رضای الهی را کسب می نماییم و نیازی به متعه نداریم ( البته این فرض با وجود ذکر مسائل بالا محال است) که لازم است این روایت زیبا را مشاهده نمایند:

منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج‏26، ص: 95

اسماعیل بن فضل هاشمى گوید: «امام صادق علیه السلام به من فرمود: از آن زمان که از خانواده‏ات بیرون آمده‏اى متعه کرده‏اى؟ گفتم: به دلیل زنان بسیارى که با من هستند (و مى‏توانم با آنان مباشرت جنسى کنم) خداوند مرا از متعه بى نیاز ساخته است. حضرت فرمود: گرچه از متعه بى‏نیازى ولى من دوست دارم که سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله را زنده کنى.»

............................

در کتاب‏ من لایحضره الفقیه‏ آمده است: «روایت شده که مومن کامل نمى‏گردد تا آنکه متعه کند.»

............................

در آخر کلام توجه شما عزیزان را به سخن گهربار امیرالمومنین (علیه السلام) ضمن داستانی جلب می نمایم.

نهج الحق و کشف الصدق / ترجمه کهنسال، ص: 294

 از طریق طبرى روایت شده که عمر به مردى که از شام آمده بود گفت: چرا آن عمل را انجام دادى؟ او پاسخ داد: من در زمان پیامبر متعه مى‏کردم و رسول خدا از آن نهى نکرد تا از جهان رفت. ابو بکر نیز چنین بود، اما تو از آن نهى مى‏کنى. عمر گفت: قسم به آنکه زندگیم در دست اوست اگر پس از آنکه نهى من به تو رسیده بود، متعه مى‏کردى ترا سنگسار مى‏کردم. ازدواج را آشکار کنید تا از زنا باز شناخته شود. (یا از متعه کناره بگیرید تا ازدواج از زنا تمیز یابد.) نیز تهدید عمر به سنگسار، نشان مى‏دهد که او متعه را زنا مى‏دانسته است. در میان همه یاران پیامبر هیچ روایت یا اثرى که بیانگر نسخ آیه متعه باشد وجود ندارد و گفتار صریح عمر که «من از آن نهى مى‏کنم» بر این مطلب دلالت دارد. در کشاف، ج 1، ص 360، آمده است: آیه «زنانى که از آنها بهره جنسى بردید» در باب متعه نازل شده و ابن عباس آن را در شمار آیات محکم، یعنى آیاتى که نسخ نشده‏اند آورده است. اگر خواهان حقیقت باشیم و حق پژوهش را بجاى آوریم در مى‏یابیم که جز حدس و گمان عمر، هیچ دلیل شرعى بر تحریم متعه وجود ندارد. عمر گمان برد که متعه همان زناست و بجا آورنده آن سزاوار سنگسار، پس متعه را به عنوان یک حکم دینى از نزد خود، تحریم کرد. کسانى که مى‏پندارند عمر متعه را به سبب مصلحت اجتماعى مسلمین تحریم کرد، ندانسته‏اند که با این فرض، عمر باید آن را تحریم مدنى مى‏نمود نه تحریم تشریعى و دینى. پس سخن ایشان تفسیرى است که صاحب رأى به آن راضى نیست.

امیر المؤمنین على علیه السّلام مى‏فرماید: «اگر عمر متعه را تحریم نمى‏کرد، جز تیره بخت، کسى دامن به زنا نمى‏آلود.» و نیز فرمود: «اگر پیشتر، عمر نهى نکرده بود من به متعه فرمان مى‏دادم و آنگاه جز تیره‏بخت کسى زنا نمى‏کرد.» (بنگرید: الدر المنثور، ج 2، ص 140، به طریقه‏هایى، تفسیر الطبرى، ج 5، ص 9، کنز العمال، ج 8، ص 294، التفسیر الکبیر، ج 10، ص 50).

............................

دوستان خواهشاً توجه نمایند این کلام امیر مومنان علیه الصلاة و السلام است، نه سید قاسم. استدلال امیر المومنین این است که با ترویج صیغه هرگز کسی به زنا روی نمی آورد مگر سیاه بخت. خواهش می کنم دوستان دقت نمایند. بغض نداشته باشند.

اصلا می خوام این قسمت را خودمونی بنویسم. باباجون تو رو خدا کسی هست که به امیرالمومنین (علیه السلام) هم بخواد گیر بده و بگه

نه بابا بریم ازدواج دائم را ترویج کنیم چرا ازدواج موقت ... (که البته صحبت ما اینه که هر دو را ترویج نماییم)

 

در آخر می خواهم از همه عزیزانی که این متن را با توجه مطالعه فرمودند دوباره به قلب خود رجوع نمایند و مشاهده نمایند آیا قلبشان آرامش گرفت یا هنوز هم خدای ناکرده فی قلوبهم مرضٌ است ...

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter