دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

به بهانه ی یک دوست

کمی ناراحت و دل خور از این روزگار

در حوالی غروب

به زمین و زمان برگشتن

وضو را گرفتم و به قصد مسجد حرکت کردم وارد مسجد شدم، کمی دیر رسیدم

ـ به سلام علیکم حاج آقا چه عجب از این طرفا

سلام را جواب دادم اما  نگفتم که حالم خرابه حکماً مسجد و خدا و پیغمبر هم مال حال بدیه ماهاست نه حال خوشی

ـ بدو حاجی به نماز اول برسی

عجله ای نداشتم اما به رکعت اول رسیدم معلومه حاج آقا هم کمی دیر رسیده بود به مسجد یا اینکه من زود راه افتاده بودم به هرحال نیت کردم و تکبیر گفتم و رکوع بعد از دو سجده دیدم که همه نشستند حاج آقا هم شروع کرد به شهادت دادن من به حالت خیز که نمیدونم به عربی چی میگند روی پاهام نشستم همین طور در فکر بودم:

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter