دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

السلام علیک یا صدیقة الکبری...

 

پدر زخم زبان بسیار خوردم

میان کوچه های شهر،سیلی

پدر زهرای تو حاجت روا شد

ببین بازو و دست و سینه من

 

کتک از خصم بد کردار خوردم

هم از دشمن هم از دیوار خوردم

ببین مزد رسالتت ادا شد

بلا گردان جان مرتضی شد

 

دست به قلم شدم که  از غم هایت بگویم. با خود گفتم می نویسم و آنچه می دانم می گویم که عالم بداند مادر ما به ضربه ی درب شهید نشد. مادر ما از غم های نهفته ی سینه اش جان سپرد. می خواهم روضه بخوانم، قلم یاری نمی کند. انگار قلم نیز می خواهد بگرید. ای دست ها توان دارید برایتان بگویم و شما قلم را به حرکت در آورید. اما اگر دست هم بجنبد قلم نمی نویسد. مادرجان گفته اند دست به کمر راه می رفتی، گفته اند  روی خود از همسرت پنهان می نمودی، گفته اند در بین درب و دیوار ماندی. اما هرگز نشنیده ام در دل بچه هایت چه گذشت؟ مگر می شود مادر سیلی بخورد و فرزند آرام نشیند؟ مادر جان غمت از بهر چه بود؟ چرا یک بار نگفتی علی جان به دادم برس؟ چرا فریاد بر آسمان ندادی که جهان در خدمت تو بود؟ چرا به زمین امر جهاد ندادی؟ چرا افلاک را بر سر ما آدمیان خراب نکردی؟

 

مادر جان! گمانم که دیدی دست بسته ی علی را!

مادرجان! گمانم که دیدی جگر داغدار حسن را!

مادر جان! گمانم که دیدی رگ های بیرون زده ی گردن حسین را!

مادر جان! گمانم که دیدی دست های کوچک زینب را!

مادرجان! گمانم که دیدی خدا را! که چه اندازه ماتم زده به معرکه نگاه می کرد!

مادر جان! تو مرگ می خواستی، اما چرا؟

مادر جان! تو شیون می کشیدی، اما چرا؟

مادر جان! تو پنجه به صورت میزدی، اما چرا؟

 

مادرم غم و غصه ی علی و فرزندانش که عالم را می سوزاند را دیدی. اما مادر ببین که درد و رنج هنوز شیعه را در بر دارد. ببین که شیعه نمی تواند پلک بر هم بگذارد. ببین که شیعه از چپ و راست مورد هجمه است. ببین تهمت ها و ناروا ها علیه شیعه را....

 

مادرجان! می بینی این همه درد و رنج را و باز هم سکوت می کنی؟

مادر جان! شنیده ای که می گویند شیعیان آقا ندارند... شنیده ای که می گویند شیعیان سرور ندارند....

مادرجان! شنیده ای که می گویند شیعیان منتقم ندارند... شنیده ای که می گویند شیعیان غیرت ندارد...

مادرجان! می گویند  امامی دارند که او را نمی بینند... می گویند معشوقی دارند که بهر او نمی میرند...

مادرجان! ما بدیم. به ما نگاه نکن. اما ...

شما را قسم می دهمت به فرزندت ، به پسری که شاید از تو زاده نشد اما افتخار فرزندی تو نائلش شد. پسری که بر دستانش علی بوسه زد.

شما را قسم می دهم به شیرخواره ای که با عطش مبارزه کرد و هرگز دم بر نیاورد  و جانانه از جانان دفاع کرد...

شما را قسم می دهم به فرزندان  فرزند غریبت ....

شما را قسم می دهم به شهدای کربلا و  همه اهل بیت علیهم السلام...

مادر جان همین امشب با اشک چشم ظهور یوسفت را بخواه. مادرجان نمی شود تو بخواهی و کن فیکون نشود.

مادر جان به خدا قسم مهدی صاحب زمان نه مادر دارد نه پدر

نه برادر دارد نه خواهر.

نه یار دارد نه یاور.

اما مادر جان! بدتر از همه این است که عزیزت چاهی هم برای درد و  دل ندارد...........

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه

والعاقبة لاهل التقوی و الیقین

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter