دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

انسان تنها تواضع (ن)کننده ی جهان!

واقعا شب های قدر شبهای بی نظیری است. نه از لحاظ معنوی بگم یا اینکه مثلا بنده خیلی شب قدر فهم هستم. تنها دلیل بنده این است که باعث به خود آمدن میشود و کمی بنده حقیر را از آن وضعیت همیشگی خارج کرده و مجبور! به عبادت می کند...

 

دیشب خداوند لطفی دوباره به بنده کرد تا در این مراسم شرکت نمایم. اما نکته ای که می خواهم ذکر نمایم آیه (یا همون قسمت) ششم جوشن کبیر است... چون ابتدای دعا بود یک کمی توجهم بیشتر بود:

(6) یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ

نمیدونم شما روی این قسمت چه فکری کردید اما برای خود بنده خیلی تحقیر کننده بود. چرا؟ ای کاش من هم یکی از همون چیزها بودم. ببینید که انسان در حد اون چیز هم آورده نشده یعنی به نظرم میاد نمی شده در این قسمت بگویند ای کسی که تمامی انسان ها بر او خضوع می کنند و تسلیم می شوند.

ما از اون چیز هم کمتریم. (شی ء) حالا نمی دونم شیء به چه چیزهایی مصداق پیدا می کنه ولی احتمال زیاد به هرچیزی غیر از انسان شیء گفته می شود.

تعریف دیگر: هر چیزی که در برابر خداوند خضوع و خشوع داشته باشد شیء است و غیر از آن انسان است.

من که خیلی سرم را پایین انداختم و شرمنده شدم. البته وقتی نگاه می کنیم می بینیم انسانی به نام سلمان فارسی در تاریخ بوده است مایه فخر است اما افسوس که در همین تاریخ روزی انسانی اسم انسانیت را زیر سوال برد. روزی انسانی مایه ی شرمندگی چیزهای عالم شد. اینکه انسانی از حیوانی پست تر شود راحت است اما نمیدانم چه شد که شیء ای بود که در دست آن شقی قرار گیرد و بر فرق مبارک مولا فرود بیاید. شاید شمشیر می خواست که فرق را ببوسد و فراموش کرد که برنده است و فراموش کرد که پر از زهر است و برای لحظه ای فراموش کرد که شیء است...

چرا که "...تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ ..."

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

به مناسبت رمضان...

در صفحه فیس بوک (نعوذ بالله) یکی از دوستان مطلب جالبی قرار داده بودند که عینا با ذکر منبع (فیس بوک!) قرار می دهم...

696666999999666999999666666966666966666696666666669666696666696 696669999999969999999966669696666966666696666666696966696666696 696666999999999999999666696669666966666696666666966696699999996 696666669999999999996666966666966966666696666669666669696666696 696666666699999999666666999999966966666696666669999999696666696 696666666666999966666666966666966966666696666669666669696666696 696666666666699666666666966666966999999699999969666669696666696

1. highlight all
2. press CTRL+F
3. press 9

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

مبتکر مکتب ایرانی !!!!!

شعر زیر شعری با عنوان سر دفتر پر دردسر به درخواست بنده (کار سختیه ها) و به همت دوست عزیز و شاعر ولایی آقای امیر حسین مانیان (بلاگ مسخرة الشعرا) سروده شده است. البته این شعر در هیچ یک از نشریات به نشر نرسید... (خوب معلومه دیگه!)

سردفتر پر دردسر

باز هم آمد ز حواشی خبر                            صحبت هر محفل و هر رهگذر

دغدغه ی ملّت ما «یک نفر»                        حضرت «سردفتر پر دردسر!»

                       

گه سخن از ارزش انسان کند                        فلسفه و منطق و عرفان کند

عاشق تحلیل و سخنرانی است                       مبتکر «مکتب ایرانی» است

هست به هر مسئله صاحبنظر                       حضرت سردفتر پر دردسر

 

باز کند گر به تکلّم دهان                              از سخنش سخت بلرزد جهان

شاکی او هر بشر و ذی وجود                            کز سخنت حاجت و معنا چه بود؟!

منطق او دور ز فهم بشر                              حضرت سردفتر پر دردسر

 

گاه ز موسیقی و از سینما                            گه ز پزشکیّ و گهی از فضا

می شنوم گاه، که پولی کلان                         داده به جمعی ز هنرپیشگان

حامی فرهنگ و علوم و هنر             حضرت سردفتر پر دردسر

 

گه خبر آید که به پستی جدید                         البته با حفظ سِمَتها! رسید

گرچه بود پیشنهادات بیش                            او به تواضع! نپذیرفته خویش

نیست در ایران به جز ایشان مگر؟!                حضرت سردفتر پر دردسر

 

هر که شود عزل، و یا انتصاب                     با نظر حضرت عالیجناب!

فوق وزیران و مدیران کل                            گاه رسد کار به نقد رسل!

آنکه به این مرتبه شد مفتخر                         حضرت سردفتر پر دردسر

 

قیمت نفت ار بشود جابجا                             ما بشناسیم مقصر تو را!!

باعث هر قحطی و طوفان و سیل                   هر چه اشارت شده در فوق و ذیل

ای همه تقصیر، ز پا تا به سر                       حضرت سردفتر پر دردسر

 

می برم از یاد گهی اصل و فرع                     نقد مطابق به موازین شرع

از هیجانات بپرهیز، دل!                             وقت جهاد است، به پا خیز، دل!

می دهد اوقات جوانان هدر                           صحبت سردفتر پر دردسر.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ای پلیس آسوده بخواب که اراذل بیدارند...

نیشخندداستان سفر اون جمعه بنده به تهران و بازتاب در رسانه (بلاگ وزین خودمان) این جمعهنیشخند

مبدا: اصفهان

مقصد: پایتخت

نیت: شرکت در آزمون مدرسه علمیه مشکات

روز: پنچ شنبه

ساعت حرکت:  23:55

قصد بنده خاطره گویی نیست بلکه یک سری درد دل است...

1ـ در مسیر از شاگرد شوفر سوال کردم کجا برای ناسر خسرو باید پیاده بشم. (ترمینال جنوب یا ...) اون هم با وجود شکل و شمایل غلط انداز خیلی مهربانانه گفت ناسرخسرو پیادت می کنم.

حاشیه: ابتدای مسیر گفتند بستن کمربرند اجباری شده. خنده

همه هم بستند اما به ترتیب کمربندها باز شد...

2ـ حدودای ساعت 5:30 دقیقه  صبح رسیدیم ناسرخسرو تا محل امتحان هم حدود پنچ دقیقه راه رفتیم. توی مسیر هم چند تایی مسجد دیدیم که بسته بود. با خودمون (من و اخوی) گفتیم خوبه بریم همون مسجد امام خمینی که مکان آزمون هست نماز می خونیم . اما چه جالب که بسته بود. نگران نماز بودیم که از وقت بگذره که یک کیوسک پلیس دیدیم به لطف خداوند دو تا موتور پارک بود اما کسی نبود یا بهتر بگم ای پلیس آسوده بخواب که اراذل بیدارند...!

بالاخره یک جایی دیدیم که باز بود. به نظرتان چی میتونست اون موقع صبح جمعه باز باشه؟؟؟

آفرین. یک مغازه کله پاچه. ازش سوال کردیم چرا مسجدها صبح نماز نمی شه. گفت: می ترسند اراذل حمله کنند و همه فرش و ... را ببرند. جالب بود کله پاچه ای نمی ترسید اما تولیت مسجد اون هم مسجدی که مکان آزمون بود می ترسیدند..بامن حرف نزن

خداوند خیرش بده. گذاشت وضو بگیریم و چند تایی روزنامه داشت که انداختیم زیرپا و نماز را خواندیم.

به به عجب اخلاصی. البته نماز را هم دو بار خواندیم. چون یک بنده خدا نگهبان آمد و  گفت به سمت بیت المقدس نماز را خواندیم... خداوند قبول کند.

3ـ به حدی پایتخت کثیف بود که به همون نگهبان گفتیم اینجا را تمیز نمی کنند و با افتخار گفت چرا ببینید چه قدر تمیزه! اگه روزهای دیگه بیاید خیلی کثیفه!!!

دیگه نمی دونم که اگه کثیف باشه چی میشه. همین طوری بوی تعفن و موش همه جا را گرفته بود. سبز

4ـ امتحان شروع شد و بسیار سخت بود در حد لالیگا بود. فکر کنم که فکر کرده بودند ما سطح داریم و می خوایم درس خارج بخونیم یا فکر کنم که المپیاد حوزه علمیه بود. اما به هرحال امتحان را به خوبی دادم و از قضا قبول هم ...  ..  .  (نشدم)

نتیجه اخلاقی:

تشویق قربون مکتب اصفهانی با مسجدهاش که صبح آدم را با صدای اذانش بیدار میکنند.

تشویق قربون مکتب اصفهانی با این همه مردم مومن و مذهبی و تر و تمیز.

تشویق و ...

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

کلمات قصار

آخر این هفته امتحان حوزه علمیه مشکات برگزار می شود که یکی از منابع امتحان کلمات قصار امیر المومنین علیه السلام و الصلاه است. بنابراین بنده هم مجبور به مطالعه شدم. انصافا بعضی وقت ها هم باید به اجبار این مطالب را خوند چرا که اصلا افراد مثل بنده همت نمی کنند.

مخلص کلام این جمله بسیار زیبا بود. خواهشا چندین بار مطالعه بفرمایید و فکر کنید. چه اندازه این مطلب زیباست، حداقل برای من که خیلی زیبا بود. البته تمامی کلام معصومین بالاخص حضرت امیر مومنان علی علیه السلام زیباست.

 

و قَالَ ( علیه السلام )اعجبوا لهذَا الْإِنْسانِ ینْظُرُ بِشَحمٍ و یتَکَلَّم بِلَحمٍ و یسمع بِعظْمٍ و یتَنَفَّس منْ خَرْمٍ

 

امام علیه السلام(در شگفتى آفرینش انسان) فرموده است

براى (آفرینش) این انسان به شگفت آئید (اندیشه نمائید تا به قدرت و توانائى آفریدگارش پى برید که او را طورى آفریده) که با پیهى (چشم) مىبیند، و با گوشتى (زبان) سخن مىگوید، و با استخوانى (گوش) مىشنود، و از شکافى(بینى) نفس میکشد

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter