دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی

نقد های سازنده ی امروز امام جمعه اصفهان حضرت آیت الله طباطباییان نژاد

نمیدونم چرا ولی یک علاقه خاصی نسبت به صحبت های امام جمعه اصفهان دارم. یعنی نمیدونم چرا توی کتم نمیره. یعنی نمیدونم چرا نماز جمعه ها را میروم  یعنی نمیدونم که ...

فکر کنم دیگه درک کرده باشید که چه اندازه مشکلات روحی پیدا کردم. بنابر این می روم سراغ اصل موضوع. امروز خطبه های دندان شکن نماز جمعه اصفهان را بعد از حدود یک ماه و اندی حضور پیدا کردم و امیدوار بودم که صحبت ها تنها از قبیل مناسبت ها باشد. خطبه اول که مطابق معمول نامه امیر المومنین علیه الصلاة و السلام به مالک اشتر بود که انصافا هم خطبه زیبایی است و مخصوصا یک روایتی که انشاالله با ذکر منبع در پستی جداگانه قرار خواهم داد. اما خطبه دوم مناسبت ها بود. در این  خطبه به نظر بنده یک تحلیل بسیار نامناسب از جانب ایشان پیرامون بحث یارانه ها انجام شد. مطلب این بود که شخصی برای ایشان نامه داده است و توضیح اینکه چرا گران قیمت کردن تاثیر نداشته! بنده خود در منزل سه بخاری را به یک بخاری تقلیل داده ام و با پیراهن گرم در منزل هستم که بسیار مورد انتقاد ایشان قرار گرفت و فرمودند که گفته است که گران کردن مصرف و اسراف را کم می کند بلکه تنها به قشر ضعیف فشار وارد می نماید (البته این قسمت مطلب را تا حدی خیلی کم موافقم) که گفته تعداد بخاری ها را کم کنید. خوب انسان باید در خانه راحت باشد و درجه حرارت منزل هم 25 درجه باشد. اصلا گیرم بچه خواست بدود او را چه کنیم نمی توان که به آن لباس گرم پوشاند.!!! در اینجا لازم است چند سوال بسیار علمی را ذکر نمایم.

الف) مگر بچه ای که لباس بپوشد نمی تواند بدود؟!

ب) اگر بچه بدود گرم تر می شود یا سردتر؟!

ج) اگر بچه را پس از کارخرابی بشوییم پوشک به او بپوشانیم یا خیر؟! ( این سوال انحرافی بود)

اما باید یک نکته دیگر را هم در نظر گرفت که در کشورهای اروپایی به همین رویه رفتار می کنند. با وجود اینکه دیوارها و شیشه ها دوجداره هستند از وسایل گرمایشی در حد بسیار کم استفاده می شود و با وجود سرمای بسیار شدیدتر سرانه ی مصرف آنها در حد یک دهم ایران است. خوبی پدر بزرگوار و امام جمعه محترم بهتر نبود به جای تقبیح این فرد او را تشویق می کردید و به دیگران را هم این رویه را توصیه می نمودید بلکه از کمی صرفه جویی شود. حتما باید بهانه به دست مردم بدهیم که از فردا هر کجا رفتیم بگویند ای بابا امام جمعه خودتان گفته است که فلان و بهمان!!!

...

بعد از خطبه ها و بین دو نماز هم امام جمعه محترم اصفهان ایستادند و در پیامی بسیار حماسی! و نصیحتی پدرانه خطاب به جوانان فرمودند: هفته آتی بازی فوتبال سپاهان است و عده ای جوانان قصد رفتن به فرودگاه را دارند و می خواهند شعار دهند. بنده در همین جا می گویم ما از دولت آل سعود متنفریم و به هیچ وجه از جنایات آن ها دفاع نمی نماییم. لکن این بازیکانان مهمانان! ما هستند و جزو مردم هستند و شاید خود اینها نیز منتقد باشند، از طرفی ما به مطابق قانون تعهد داده ایم که ....(یادم رفته).

در همین جا بود که دیگه من آتش گرفتم. نمیدونم چرا یک روحانی عظیم الشان باید این گونه موضع گیری نماید؟

بعد از نماز با مشورت به سراغ ایشان رفتم که اتومبیل حضرت آیت الله مهدوی دم درب جنوبی منتظر ایشان بود و بنده خواستم سوال کنم که نگذاشتند و به اجبار فریاد کشیدم: حاج آقا مهدوی آیا جرم است در حمایت مردم بحرین شعار دادن؟

خداوند ایشان را برای مردم اصفهان حفظ کند در پاسخ فرمودند:  بنده با این حرفای امروز دیگر نمی توانم چیزی بگویم!!!

بعد منتظر امام جمعه محترم شدم که با صحنه بسیار نفرت انگیزی روبرو شدم. هنوز هم قابل درک برایم نیست. یک دالان متشکل از بسیجیان که دستهایشان به یکدیگر زنجیر شده بود و حضرت آیت الله طباطبایی که بین این بسیجیان دوان دوان به سمت اتومبیل حرکت کردند و بنده نتوانستم با فریاد هم با ایشان صحبت کنم. البته کمی اهمال خودم نیز بود. چرا که بیشتر در صحنه غرق شده بودم و ای کاش دوربین فیلم برداری موجود بود که بتوانم این صحنه زننده را فیلم برداری کنم...

این در حالیست که امام جمعه مشهد حضرت آیت الله علم الهدی چه متین و آرام از منبر به سمت مردم رفته و مردم سوال ها و درخواست  و مشکلات خود را در فاصله رواق امام تا درب باب الرضا (فکرکنم) با امام جمعه خود در میان می گذارند.؟؟؟

اما سوال هایی در ذهنم است که می خواستم از امام جمعه بپرسم و ای کاش به گوش ایشان می رسید؟

1)      فوتبال ما با ارزش تر است یا آرمانمان؟

2)      ورزشکارانی که مهمان ما هستند اگر واقعا دغدغه داشتند و مخالف حکومت بودند در زمانی که دولتشان توپ بر سر مردم میریزد آیا حاضر به بازی کردن برای آن کشور بودند؟

3)      آیا شعارهای در حمایت از مردم مظلوم بحرین جرم است؟ و شعار مرگ بر بحرین که از دهان یاوه گویان سپاهانی ها جاری می شد آرمان است؟

4)      آیا جوانانی که (به جز بنده) با تمام وجود بر سر نظام ایستاده اند و مورد آماج حملات و دشنام ها هستند باید مشمول این نامحربانی ها از جانب مسئولین بشوند.

هر کس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست

از دوست بپرسید که چرا می شکند!

5)      آیا حتی حذف شدن از میادین فوتبال که هر ساله قابل تکرار و جبران است ارزش دل گرم کردن عزیزان و زخم خورده بحرین و لیبی و ... را هرچند اندک ندارد؟

6)      آیا در حالیکه بمب های مختلف بر سر شیعیان مظلوم ریخته می شود ما باید در رفاه به فوتبال دیدن و تخمه خوردن خود ادامه بدهیم. انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشد.

7)      وااااااااااای   و  وااااااااااااااای بر ما در روز قیامت. چرا که سکوت ها و موضع های نادرست می توانند آخرت ما را از بین ببرند.

       حتی اگر تمام عمر برای مردم گفته باشیم :  خودم و شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.....................

پی نوشت: تمامی مطالب بالا نقل به مضمون است و جهت مشاهده دقیق خطابه به سایت ایشان مراجعه نمایید.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

یک فیلم یک خبر یک دغدغه (فیلم اشکهای مایلی کهن)

سلام

در FaceBook (نعوذ بالله) یک فیلم از اخبار 20:30 در مورد گریه مایلی کهن قرار داده بودند که بنده فیلم را در ادامه مطلب قرار داده ام. خبری هم در این باره جهان نیوز نوشته است که جهت پوشش خبری بیشتر آن را هم قرار داده ام.

اما مطلبی که خیلی درد آور است: این یک بار که ما رفتیم ورزشگاه انواع چهره های خفن و لاابالی را دیدیم تا انجا که همان شخص مذکور که قصد بوسیدن×! بنده را داشتند می گفت یک بار شماها به ورزشگاه اومدید ها... این جمله یعنی اینکه افراد متین و ماخوذ به حیا حق حضور در ورزشگاه ندارند. هم چنین لیدرهایی که از جانب ورزشگاه ها انتخاب می شوند عموما مورد آموزش های ویژه ی فحاشی (آن هم از نوع +18) ، کتک کاری و دعوا و قمه کشی و .... قرار می گیرند. این مطلب واقعا برای ورزش ما دردناک است. نمی دانم راه حلی هم دارد و آیا ما میتوانیم تاثیر گذار باشیم یانه.

اما به هر حال خیلی برای خود بنده این اشکهای مایلی کهن فردی که انصافا بسیار با حیا و با انصاف است دردناک است. چرا نباید یک چنین فردی در فوتبال بتواند حضور فعال و پررنگ داشته باشد و یک مشت اراذل فوتبال را قبضه کرده باشند. بعد هم ادعا کنیم که فوتبال برای نشان دادن ایران به جهانیان بسیار مفید است. اگر قرار است ایران با این چهره در جهان شناخته بشود همان بهتر که فوتبال ایران همیشه در قعر جدول باشد...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اعتکاف مشهد

دیشب در جمع دوستان بحث اعتکاف مشهد پیش آمد که عده ای از عزیزان فرمودند مقام معظم رهبری اعتکاف در شهرهای دیگر را جایز نمی دانند حال آنکه با یک نگاه کوتاه به سایت ایشان متوجه غلط بودن این صحبت می شویم...

در ادامه استفتائات مربوطه قرار داده شده است...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

الا ای چاه یارم را گرفتند ....

دستان علی بر گل زخم بدن فاطمه اش خورد

علی زنده شد و مرد

نفس در دل او حبس شد و سوخت

علی چشم به چشمان گلش دوسخت

و آن بغض که در سینه نهان داشت رها شد

دوباره قد او خم شد و تا شد

روح از بدنش رفت و جدا شد

سر را به روی شانه دیوار زد و زار زد و گفت:

نگفتی به علی، فاطمه یکبار

از این زخم و از قصه ی دیوار

از این اذیت و آزار

از این سینه و از لطمه مسمار

خدایا چه کند حیدر کرار؟

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ضرب و شتم دانشجویان اصفهان در دیدار سپاهان ـ الهلال توسط افراد ... (نیمه دوم)

و اما نیمه ی دوم...

قرار بود از دقیقه 60 به بعد وارد شعار دادن بشیم. همین که سوت نیمه دوم زده شد اوضاع دگرگون شد و مدام التهاب بیشتر می شد. وقتی دقت می کردم می دیدم روبروی جایگاه تماشاچیان اطراف سربازهایی با کاور نیروی انتظامی ایستاده بودند و این در حالی بود که روبروی جایگاه بچه مذهبی ها یکی یکی جناب سروان و جناب سرهنگ اضافه می شد. فضای جالبی بود. الحمد لله اومده بودند از ما حمایت کنند اما ما راضی نبودیم. این قدر هم از ما عکس گرفتند که دیگه باعث شرمندگی شدند. مخصوصا وقتی بیشتر شرمنده شدیم که دیدیم عزیزان لباس شخصی و اطلاعاتی هم اطرافمان هستند. دیگه توی پوست خودمون نمی گنجیدیم. مدام از درب مامور اضافه می شد. نمی دونم شاید بمب گذاری شده بوده شاید هم اومده بودند تشویق سپاهان شاید هم اسکورت بچه مذهبی ها که خدای ناکرده ذره ای توهین نشنوند و بتوانند در فضایی آرام حمایت خود از بحرین را انجام دهند...

همین طور حلقه محاصره کنندگان (بخوانید محافظان) تنگ تر می شد و ....

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ضرب و شتم دانشجویان اصفهان در دیدار سپاهان ـ الهلال توسط افراد ... (نیمه اول)

سلام

جای دوستان خالی رفته بودیم ورزشگاه فولاد شهر، برای تشویق تیم سپاهان! . خیلی با حال بود، با وجود همه اتفاقات که در ادامه براتون می گم حال کردم. اما اگه حالش را داشتبد بخونید که بد نیست:

بعد از ظهر چهارشنبه قرار بود امتحان میان ترم داشته باشیم اما قبلش رفتیم پیش استاد و گفتیم می خواهیم بریم فوتبال از اونجایی که استادمون خیلی آدم باحال و انقلابی است گفت میام سر کلاس و رای گیری می کنم. وقتی اومد توی کلاس رای گیری کرد و تصمیم گرفته شد امتحان را سر کلاس بگیره. کلاسش هم صبح زود بود. اول گفت بچه ها توی کلاس می گیرم. بعد که بچه ها نشستند همین طور آدم میومد و استاد تازه فهمیده بود چه قدر زیاد هستیم اما سر کلاس هوشکی (هیچ کسی) نمیاد. قرار شد بریم سالن مطالعه دانشکده مهندسی عمران. رفتیم و جاگیر شدیم، منتظر برگه بودیم که دیدم یکی از بچه ها با برگه دوید بیرون. از رفقای خودم بود و برای همین خیلی تعجب کردم. با خودم گفتم نکنه دعواش شد یا ... . خلاصه فهمیدم برگه تموم شده و استاد فقط 29 برگه زیراکس کرده بود. البته استاد با مدیریت خوب خودش توانست قضیه را حل و فصل کنه. این قسمت که ربطی به فوتبال نداشت اما خالی از  لطف هم نبود.

ساعت 16:30 بود که ...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

ما همه سر باز تو ایم خامنه ای ....

دشمن عقیده اش به نفاق و جدایی است

لیکن بنای ما به تلاشی خدایی است

مشکن عهد ولا، احمدی نژاد

حب ولی فراتر از حب مشایی است!

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اخبار بالاترین در حمایت از احمدی نژاد!!!!!!!!!!!!!!!!

آقای احمدی نژاد! چشم و دلتان روشن...

آقای احمدی نژاد! اگر صدای حزب الله به گوشتان نمی رسد لااقل خبرهای خارجی و مواضع منافقین را به چشمتان عبور دهید تا بتوانید در برخی موارد بهتر تصمیم بگیرید...

آقای احمدی نژاد! چشم و دلتان روشن که در مطلبی در بالاترین از شما حمایت شده است. براستی چه کرده اید که برای بالاترینی ها افتخار آفرین شده اید.

آقای احمدی نژاد! آیا می بینید که گوی سبقت را از آقای خاتمی ربوده اید؟

آقای احمدی نژاد! ما دوستتان داشتیم و حامی سرسخت شما بودیم. شما را چه شده است که دیگر صدایی از ما را نمی شنوید...

آقای احمدی نژاد! چه کردیم که شما خون به دل ما می کنی؟

آیا رانت خواستیم! آیا پاسخ تهمت ها و فحش ها را خواستیم! آیا اجر و پاداشی برای کارهایمان خواستیم!

آن فعالیت ها همگی به خاطر رضای الهی بوده و هست و خواهد بود و از هیچ بنی بشری تقاضایی نداشته و نداریم.

آقای احمدی نژاد! شما را چه شده است. آیا ملت حزب اللهی جز حذف یک نفر از شما درخواست دیگری دارد؟

آیا جذب امت حزب الله به یک نفر نمی ارزد؟ آیا برای شما گران نیست افرادی که روزی به خاطر احمدی نژادی بودن مورد سرزنش بودند امروز به خاطر احمدی نژاد مورد سرزنش باشند؟

آقای احمدی نژاد! آیا برای شما ناراحت کننده نیست که سوال رایج از امت حزب الله این است که: "آیا اشتباه نکردید؟ اگر به انتخابات بازگردید باز هم به او رای می دهید؟ رئیس جمهور شما هم که حرف ما را می زند؟"      ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقای احمدی نژاد! این همه حمایت های دلسوزانه حضرت امام خامنه ای رهبر دلسوز مردم و مملکت را می بینید و این گونه عمل می کنید؟ آیا ناراحت کننده نیست به خاطر یک فرد دستورات فرمانده کل قوی مولوی و ارشادی خوانده شود. آیا فکر نمی کنید در دل ایشان غوغایی به پا میکند؟

آقای احمدی نژاد! چند صباحی است که حمایت های حضرت آقا بوی حمایت های قبلی را نمی دهد. چند صباحی است که حمایت های رهبری از جنس همان حمایت های قبلی است حمایت هایی از هاشمی و خاتمی ...

آقای احمدی نژاد! آیا حاضرید رهبر را برای آن شخص هزینه کنید؟

آقای احمدی نژاد! بهتر است بدانید اسلام با هیچ کس تعارف ندارد و هرگاه شخصی در این راه بلغزد و از راه ولایت جدا شود مطمئنا زمین خواهد خورد؟ چه بسیار سیف الاسلام ها که با شمشیر اسلام سر بریده شدند...

آقای احمدی نژاد! روزی به خاطر نگاشتن مقاله ی سلام دکتر در اوج حملات قرار گرفتم ولی همه را به جان خریدم چرا که شما را اسطوره ای می پنداشتم و امروز به احتمال زیاد به خاطر نگاشتن این متن علیه شما باید جوابگو باشم.

( در ادامه مطلب خبری از بالاترین با نظرات را برای شما عزیزان نمایش می دهم که واقعا برای خود بنده تکاندهنده بود و امیدوارم آقای احمدی نژاد هم به خود تکانی بدهد و یک خانه تکانی اساسی در دولت انجام دهد و همه چرک ها و جرم های ثقیل را از دوش دولت بردارد)

 

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

رای من سید حسن خمینی!!!

همانطور که در خبرگزاری ها مطالعه کردید خبر اعلام کاندیداتوری سید حسن مصطفوی  جزو خبرهای مهم بوده است.

راستش بنده از اول هم نظرم این بود که ایشان میاید و اگر بیاید رای می آورد و دوستان خلاف نظر بنده می گفتند امکان ندارد بیاید و از این قبیل تحلیل ها.

البته هنوز هم تا انتخابات ریاست جمهوری راه بسیار طولانی در پیش داریم و قضاوت بسیار سخت است. ان شاالله که تا آن زمان حضرت صاحب الامر و الزمان ظهور نمایند و خودشان رسما زمام امور را در دست بگیرند.

اما به هر حال احتمالی هست که آقای سید حسن خمینی وارد انتخابات شوند. شاید برخی دل نگران شوند مثل خود بنده که ابتدا کمی ناراحت شدم اما بعد متوجه شدم که ایشان برکتی خواهد بود...

راستش را بخواهید بنده بسیار دل نگران آقای احمدی نژاد هستم و از طرفی از دست آقای اسفدیار رحیم.م بسیار عصبانی و دلخور هستم.

بنابر شواهد تا آنجا که می دانیم آقای الف ر.مشایی در صدد ورود به انتخابات است که این مطلب با تحلیل های بسیاری قابل استناد و اثبات است بنابر این می توانیم ایشان را یکی از کاندیداهای دوره دهم اسم ببریم. شاید فکر کنید این مباحث زود است و نباید وارد شد در صورتیکه بنده معتقدم اگر دیر بجنبیم ایشان مملکت را گرفته و دیگر هیچ کاری از دست ما بر نمی آید... تا همین لحظه مداوم بر یاران این مرد مخلص و کاری افزوده می شود و متاسفانه هر کس با ایشان روبرو می شود نمی تواند جلوی خود را بگیرد... بنابر این باید به فکر فردی باشیم که در مقابل مشایی بایستد.

از طرفی احتمال حضور آقایان قالیباف و لاریجانی و  از این قبیل افراد در انتخابات نیز بسیار زیاد است اما این افراد توان ایستادگی ندارند با معامله بر سر دو سه وزارتخانه به نتیجه می رسند. از جناح اصولگرایی به دلیل حضور مشایی و معامله با اصولگرایان سنتی و گول زدن اصول گرایان رادیکال  از یک طرف و حمایت احمدی نژاد از آقای الف.رحیم.م از طرف دیگر قافیه را بر کاندیدای اصلح حزب الله تنگ کرده و هر که باشد خواه جلیلی و خواه صفار و لنکرانی و خواه قاسمی و ... نمی تواند رای بیاورد. در مقابل اما شخصیتی است که شاید تاب رقابت داشته باشد و آن کاندیدای اصلاح طلبان یعنی حضرت سید حسن خمینی نوه  امام می باشد. چرا که هر اندازه که آقای اسفندیار.ر.م هم قدرت داشته باشد نوه امام خمینی نمی باشد. از طرفی روحانی هم نیست سید هم نیست سه پارامتری که توانست خاتمی را رئیس جمهور ایران کند البته زیبایی در دو طرف تا حدی وجود دارد.

اما در این اثنا باید به چه کسی رای داد؟

بنده شخصاً در این وضعیت با آقا سید رای می دهم.  دلیل آن هم این است که

آقای الف.ر.م رئیس دفتر رئیس جهور به گفته آیت الله مصباح یزدی جزو تفکرات فراماسونرهاست و در نتیجه با بحث هایی هم که ایشان از خود در کرده اند به هیج وجه چهره قابلی نیستند و با توجه به اینکه خود را شیعه و مومن و ولایتمدار خطاب می کنند منافق می شوند بنابر این شخص منافق ضربه بیشتری به اسلام می زند تا کافر.

بنابر این رای بنده آقا سید است چرا که می دونم شمشیر را از رو بسته و راحت می تونم باهاش مقابله کنم و هرگز مثله آقای ریاست محترم جمهور همچون خواری در گلوی رهبری نمی شود که این همه مایه بگذارند و این بنده خدا برای نه رضای خدا که حداقل رضای امت حزب الله حاضر نیست حتی یک مسئولیت آقای اس.رح.مش  را بگیرد. حدافل این است که آقا با ریاست آقا سید این همه حمایت نمی کنند و ما حسابی می تونیم از خجالت رئیس جمهور بعدی در بیایم...

خطاب به رئیس جمهور مردمی آقای احمدی نژاد هم به دلیل اینکه صدام بهش نمی رسه همین جا می گم اگه تا پایان دوره از خجالت و شرمندگی امت حزب الله در بیای که هیچ و اگر در نیایی باید روز قیامت یه لنگه پا جوابگوی امت حزب اللهی که جان و عمرشون را سر انتخابات گذاشتند بدهی...

در ضمن بزرگوار این همه کار نکن چرا که مصداق آیه ای میشی که می فرماید:

الذین ضل سعیهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا

سوره کهف آیه 104

و السلام علی من اتبع الهدی

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter